زندگی نامه استاد علی تجویدی

۱۵ بهمن ۱۳۸۴

علی تجویدی (۱۵ آبان ۱۲۹۸ – ۲۴ اسفند ۱۳۸۴) نوازنده ویلون و سه‌تار، آهنگساز، پژوهشگر و مؤلف ایرانی بود.

علی تجویدی در سال ۱۲۹۸ در تهران زاده شد. آموختن موسیقی را از کودکی نزد پدرش هادی‌خان تجویدی که در نقاشی از شاگردان طراز اول کمال‌الملک و در موسیقی از شاگردان مستعد درویش خان بود آغازکرد. پس از مدتی نزد ظهیرالدینی به فراگیری فلوت پرداخت. از ۱۶ سالگی نزد حسین یاحقی به آموزش ویلن پرداخت و پس از دو سال به محضر درس استاد ابوالحسن صبا راه یافت و به مدت هشت سال در مکتب این استاد بی‌نظیر، به فراگیری ویلن و سه‌تار پرداخت. در ضمن مدتی نیز در کلاس درس چند ویولنیست کلاسیک با شیوه نوازندگی غربی آشنایی یافت. پس از آن با راهنمایی استاد صبا، به محفل هنری زنده یاد محمد ایرانی مجرد راه یافت و با بسیاری از هنرمندان بزرگ آشنا شد و از خرمن هنر اساتید گرانقدری چون محمد ایرانی مجرد، اسماعیل قهرمانی، سید حسین طاهرزاده و رکن‌الدین خان مختاری که به آن محفل آمد و شد داشتند، بهره برد. او استاد هنرمندانی چون هایده و حمیرا نیز بوده‌است.

آهنگ‌های زیر از ساخته‌های معروف استاد تجویدی است :

* دیدی که رسوا شد دلم
* آتش کاروان
* سفر کرده
* مرا عاشق شیدا
* می‌گذرم
* آشفته حالی
* صبرم عطا کن
* آزاده
* یاد کودکی

منبع


ارسال شده در دستۀ : زندگی‌نامه
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۰)

زندگی نامه استاد جلیل شهناز

۱۵ بهمن ۱۳۸۴

بارِ دیگر، یادی از هنرمندی می کنم، اما نه به هنگام نبودش و مرگ او که یادی از استادِ موسیقی ایران، در زمان حیات او. یادی می کنم از استادی که به حق، نام استادی گرفت و لقب خداوندگار تار ایران را صاحب گردید. مردی با پنجه سحر آمیز. تنها کسی که نیم پرده هایش را با انگشت چهارم نیز می تواند بنوازد.




نگاهی گذرا، بر زندگی شخصی و هنری استاد


جلیل شهناز که در اصفهان متولد شده، خود و خانواده اش همه اهل هنر بودند و در رشته های مختلف هنر از جمله تار و سه تار و سنتور و کمانچه به مقام استادى رسیدند. جلیل شهناز در سال ۱۳۰۰ شمسى در خانواده اى هنرمند در اصفهان متولد شد. پدرش علاوه بر تار که ساز اختصاصى او بود، سه تار و سنتور هم مى نواخت و نواى شیرین سازها و آهنگ ها همیشه از خانه آنها به گوش مى رسید. عموى او غلامرضا سارنج بهترین کمانچه کش به شمار مى رفت. در چنین خانواده اى جلیل شهناز پرورده شد و جوانه هاى هنر در دل و جانش پرورش یافت.

پدر و برادرانش در تعلیم او نقش مهمى داشتند. حسین برادرش در سال ۱۳۱۸ درگذشت. تعلیم جلیل از ۱۴ سالگى شروع شد و هر روز پدرش چند ساعت به او آموزش مى داد. از حسن تصادف این که جلیل شهناز با حسن کسائى استاد نى در کنار هم قرار گرفتند. پدر کسائى حاج جواد کسائى مدیر کارخانه ریسباف اصفهان بود که از شیفتگان موسیقى به شمار مى رفت. دوستى خانواده شهناز و کسائى موجب گردید که جلیل و حسن در موسیقى همنواز گردند. جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴ مقیم تهران شد و از همان ابتدا با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیارى از برنامه ها به عنوان تک نواز شرکت مى نمود.

اوج درخشش هنر شهناز از سال ۱۳۳۶ شروع شد که برنامه گل ها به همت داوود پیرنیا طرح ریزى و در رادیو اجرا گردید. در مدت کوتاهى موسیقى ما تجدید حیات یافت که در همه ادوار تاریخ ایران بى سابقه است. در این برنامه شهناز با معروف ترین خواننده ها و نوازنده هاى زمان همکارى داشت. ساز شهناز در بیان آوازها و گوشه ها و تحریرها واقعاً به سرحد اعجاز مى رسید. بى تردید نغمه هائى که با سر پنجه سحار او نواخته مى شد ریشه در اندیشه هاى تابناک عرفانى و تاریخ و جامعه و ادبیات غنى ایران داشته، به همین جهت ساز او به راحتى مى تواند با شنوندگان رابطه برقرار کند.

در آرشیو رادیو ایران آثار او با همکارى خوانندگان بلند آوازه اى نظیر تاج اصفهانى، ادیب خوانسارى، عبدالوهاب شهیدى و اکبر گلپایگانى، گنجینه فوق العاده اى است. بعد از بهمن ۵۷ که محدودیت های بی شماری بر موسیقی ایران زمین روا شد، دولت براى احیاى موسیقى تلاشى نکرد و هنرمندان هر یک به گوشه اى رفتند. ولى شهناز برنامه هائى داشته است که نمى توان آنها را با برنامه گل هاى جاویدان و گل هاى رنگارنگ مقایسه کرد.

از کارهاى جالب استاد شهناز حدود ۶ ساعت نوار او با استاد همایون خرم است که تاکنون نسبت به نشر آن اقدامى نشده است. شهناز نیز با استفاده از تکنیک هاى برجسته در شیوه تارنوازى توانست بسیارى از ردیف هاى موسیقى سنتى ایران را با تار بنوازد که از جمله نواختن در مایه دشتى و دشتستانى است که بسیار با ارزش است.


خواندن بقیه این مطلب »

ارسال شده در دستۀ : زندگی‌نامه، عکس
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۲)

زندگی نامه پریسا ( فاطمه واعظی ) از زبان خودش

۱۵ بهمن ۱۳۸۴

در ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ در شهسوار متولد شدم. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به من و خواهرها و برادرانم به ارث رسیده است. بزرگ‌ترین مشوق و حامى من در خانواده پدرم بود و در دوران تحصیل هر وقت برنامه‌اى بود که از من مى‌خواستند شرکت کنم، او نه تنها مخالفت نمى‌کرد، بلکه بسیار هم تشویق می‌کرد. با حمایت و تشویق‌هاى او بود که من در مسابقات هنرى مدارس شرکت می‌کردم.


آخرین بارى که در رشته آواز رتبه اول را در بین تمام دانش‌آموزان سراسر کشور کسب کردم، با استادم مرحوم محمود کریمى که از اعضاى هیئت داوران بودند آشنا شدم. استاد کریمى مرا بسیار تشویق کردند و پیشنهاد کردند که براى آموزش موسیقى ایرانى (دستگاه‌ها و ردیف موسیقى سنتى) شاگرد ایشان شوم. لذا تحصیل موسیقى سنتى ایران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز کردم. هنوز دو سالى از آموزش من نگذشته بود، که ایشان براى آغاز کار حرفه‌اى، مرا به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى کردند. ولى کار آموزش من زیر نظر مستقیم ایشان و تا سال‌ها پس از آغاز کار حرفه‌اى ادامه داشت.

خواندن بقیه این مطلب »

ارسال شده در دستۀ : زندگی‌نامه
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۱)

صفحۀ 52 از 53« اولین...«4950515253»