
کنسرت ارکستر کوبهای ” هبوط ” شبهای ۲۱ و ۲۳ بهمن ماه در سالن شهید رجایی قزوین برگزار شد.قطعاتی از موسیقی محلی ایران و چند تصنیف قدیمی از آثار اجرا شده در این برنامه بود. زهرا پرستویی، فرشته خیرخواه، الهام کاکاوند، کامبیزخواجهوند، لیدا حکیمی، زهرا غلامی، سمیرا آذربایجانی، مرجان علاء میری، الهام باقری، معصومه زکایی، مهدی محمودآبادی، پویا میرزایی، وحید کاکاوند، هنگامه جمالی، عرفان افشار، سهیل امیراحمدی و فاطمه رضایی اعضای ارکستر سازهای کوبهای این کنسرت بودند همچنین نیما عیوضی (بمتار)، شهریار کاظمی (سنتور)، جمشید جهرمینژاد (کمانچه)،مهرداد میرزایی (کمانچه) و مهدی محمودآبادی ( تار و کوزه و دمام ) اعضای ملودیک این برنامه را به رهبری مهدی مبشری تشکیل میدادند.
مقدمه :
اجرای شب دوم کنسرت طبق برنامه ریزی برگزارکنندهگان و تبلیغات آن، قرار بود جمعه ۲۲ بهمن ماه برگزار شود که بنا به دلایلی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، لغو شد و حواشی فراوانی به وجود آورد.از آنجایی که شخصاً با وجود مشغله فراوانم، چندین تجربه نا امیدکننده از مشاهده و حضور در کنسرتهای گروههای قزوینی داشتهام اینبار هم باشنیدن خبر برگزاری این کنسرت جدیاش نگرفتم ، اما دعوت خانه مطبوعات استان قزوین برای حضور در شب دوم این برنامه و همچنین شایعات و اخباری که از گوشه و کنار در مورد علت لغو اجرای شب دوم این کنسرت شنیدم، موجب شد تا لحظهای به این نکته امیدوار شوم که اینبار کنسرتی با کیفیت متفاوت قرار است از گروههای قزوینی برپا شود.رفتیم و مثل همیشه…حضور در این کنسرت موجب شد که بعد از مدتها خویشتنداری را کنار گذاشته و لب به انتقاد بگشایم،اما قبل از آن در ابتدا لازم است چند نکته را ذکر کنم،تمام موضوعات این گزارش و نقد این کنسرت که در ادامه مشاهده میفرمایید براساس اجرای شب دوم در ۲۳ بهمن ماه است و اینکه که قصدم از نگارش این متن فقط و فقط تلنگری است به دست اندرکاران موسیقی شهر قزوین (نه تنها گروه هبوط) و آرزوی هر روزهام بهبود هرچه بیشتر کیفیت چنین برنامههاییست، با توجه به اینکه این روزها مشکلات کمتری نسبت به گذشته برای اخذ مجوز از اداره ارشاد قزوین وجود دارد.
حاشیه :
یقیناً یکی از پرحاشیهترین کنسرتهایی که شهر قزوین به خودش دیده همین کنسرت بوده، از لغو آن در شب ۲۲ بهمن گرفته تا غیب شدن ناگهانی خواننده اصلی گروه (علی سعیدی) در شب دوم و حضور خوانندهای دیگردر آن! موضوعی که باعث شد تا مهدی مبشری به عنوان سرپرست گروه، قبل از آغاز برنامه به شرح دادن دلایل آن بپردازد، او رو به حضارگفت : “…خوشحالم از اینکه امروز مردم ما همه با هم متحد و کنار هماند…ما هم از لغو ناگهانی برنامه دیشب شوکه شدیم و باور بفرمایید که تا آخرین لحظات نمیدانستیم….و اینکه امشب عذر میخواهم که خواننده گروه به برنامه نرسید و مجبور شدیم در آخرین لحظات خوانندگان را جایگزین کنیم….خواهش میکنم که امشب به کار گروه از دید فنی نگاه نکنید(احساسی نگاه کنید) ما تمام انرژی خودمان را میگذاریم تا اتفاق دیشب را جبران کنیم…”.
البته پیدا کردن ربط چند جمله اول گفتههای ایشان با این کنسرت برایم بسیار سقیل است و متاسفانه موفق به رمزنگاری آن نشدم! اما آقای مبشری توضیح ندادند که منظورشان از اتفاقات دیشب همان لغو کنسرت به علت مصادف شدن با شب شهادت است که البته ناشی از بیبرنامهگی و کم دقتی خود برگزار کننده بوده، یا چیز دیگریست؟ بیدقتی و ناهماهنگیای که موجب شد شب ۲۲ بهمن ماه تمامی علاقهمندانی (بیش از ۳۰۰ نفر) که بلیت در دست منتظر ورود به سالن و مشاهده برنامه بودند، سرگردان و مبهوت بعد از چند ساعت معطلی به خانههایشان بازگردند و شایعات فراوانی شکل بگیرد و حتی گمانهزنیهایی درباره سیاسی بودن لغو این کنسرت بر سر زبانها بیاید!
اما جالبترین حاشیه این کنسرت تعویض خوانندهگان اصلی آن ( که در بروشورها ذکر شده بود) در شب دوم بود که بازهم به گفته رهبر ارکستر ” در آخرین لحظات ” اتفاق افتاد، هرچند دلیل اصلی این غیبت بروز اختلافات داخلی بین اعضای گروه بوده! اینکه چرا برای حاضرین به صورت شفاف دلیل لغو کنسرت شب قبل و غایب بودن خواننده گفته نشد را هم متاسفانه نمیتوانم درک کنم.واینکه یعنی چه به یک برنامه موسیقیایی از دید فنی نگاه نکنید؟! اگر قرار است برنامهای غیر فنی برای مردم نمایش داده شود خوب چه اصراریست که اصلاً این برنامه برگزار شود؟! مگر میشود کسی ۷۵۰۰ تومان برای مشاهده یک برنامه هزینه کند و توقعی از سطح کیفی آن نداشته باشد؟…
اجرا :
این کنسرت در بروشور و تبلیغاتش در سطح شهر ” دور ایران بگردیم ۲ ” عنوان شده بود.از این جهت میشد حدس زد که قرار است مخلوطی از نغمهها و مقامهای محلی ایران اجرا شود.همینطور هم بود و برنامه با قطعهای گیلکی با نام ” حیران” آغاز شد ولی این قطعه بعدی بود که موجب حیران ماندن بنده شد! اثری که در بروشور از آن با نام “…؟! ” از آثار علی اکبر شیدا یاد شده بود. بنده با دیدن این نام عجیب، قبل از شروع قطعه هیجان عجیبی برای شنیدنش داشتم! فکر میکردم که قرار است کدام اثر گمنام و کمیاب از علی اکبر شیدا اجرا شود که تا آن موقع نشنیدهام و زهی خیال باطل!
وقتی گروه تصنیف ” غم عشق ” را ( که در آلبوم ” رسوای دل ” استاد شجریان نیز اجرا شده و تصنیف بسیار معروفی است) نواخت، حیران ماندم از طراح بروشور و سطح اطلاعات افرادی که مسئولیت اجرای آن را بر عهده گرفتهاند ولی نام قطعه را نمیدانند! البته حیرت من وقتی بیشتر شد که در ادامه برنامه دیدم و شنیدم که از تصنیفهای ” بهار دلنشین ” ، ” شب وصل (آلبوم آهنگ وفا) ” ، ” آشفته حالی ( آهنگ علی تجویدی) ” ، ” برگ خزان (آهنگ پرویز یاحقی) ” و حتی در قسمت نام قطعه تصنیف “مرغ سحر” نیز در بروشور، عبارت “…؟! ” نوشته شده بود ! آیا از دید برگزار کنندگان این کنسرت ذکر دقیق نام اصلی یک اثر در بروشوری که در دست حضار است، مسئله مهمی نیست؟ البته این کمدی زمانی کامل میشود که با گوشهای خودتان نحوه اجرای این آثار ( که مطمئناً از نابترین آثار تاریخی موسیقی ایران هستند ) را توسط خوانندهگان این گروه بشنوید، البته از کنار اجرای شایسته و هنرمندانه نوازندهگان این گروه مخصوصاً دف نوازان گروه و همچنین مهدی محمودآبادی (تار) و تنظیم جالب توجه بعضی از قطعات نباید به سادگی گذشت ولی اجرای بسیار ضعیف آوازی، منزلت این آثار را به شدت پایین میآورد.
برای مثال در بین اجرای این تصنیفها، آوازی با دو غزل حافظ ( مُدامم مست میدارد نسیم جَعد گیسویت… ) و ( یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود… ) در مایه بیات اصفهان (که نمیدانم چرا بسیار بسیار شبیه به آواز خوشید آرزو بود!) اجرا شد، ضعف خوانندهها در اجرای این آواز بیش از پیش مشهود بود و نیاز چندانی هم به داشتن اطلاعات و سواد موسیقیایی برای درک این ضعف و ناتوانی نداشت، البته پُرواضح است که همه این مشکلات بخاطر غیبت علی سعیدی،خواننده اصلی گروه پیشآمد که با توجه به اخباری که از دلایل این غیبت شنیدهام بسیار اتفاق غیرحرفهای و آماتوری رخ داده و دور از شأن کل گروه و کسی است که نام و افتخار شاگردی استاد شجریان را یدک میکشد. شکی نیست که علی سعیدی خوانندهای فنی و توانمند است و شخصاً علاقه خاصی به صدای او دارم ولی باید قبول کرد که نبود او ضربه مهلکی به کیفیت اجرای گروه وارد کرد که قابل بخشش نیست! البته این موضوع که چرا با وجود این مشکلات کنسرت باز هم برگزار شده نکته عجیبیست،مسلماً خوانندهای که حتی کلام تصنیفی که میخواند را حفظ نیست نمیتواند و نباید تصنیفهای معروف و محبوبی چون ” مرغ سحر ” و ” بهار دلنشین ” و… را اجرا کند، مطمئناً برای اجرای اینچنین مزحک این آثار و گنجینههای موسیقی کشورمان در این شرایط استثنایی، آیه نازل نشده! میتوان گفت در کل اجرای آواز مردان در این شب به قدری ناامید کننده بود که اجرای قابل قبول خواننده خانم گروه (لیدا حکیمی ) را هم در سایه قرار داد.هر چند میتوانست برجستهترین نکته مثبت این کنسرت همین همخوانی خوانندگان زن و مرد باشد…”ساری گلین”، ” بالا برزان ” ، ” شیرعلی مردون ” ، ” جیران ” و ” ده سره به لنگر ” به ترتیب آثاری از نغمهها و قطعات موسیقی نواحی محلی.ارمنی ، لری ، بختیاری ، آذری و کردی بود که در این کنسرت اجرا شد، قطعه محلی کردی با نام ” ده سره به لنگر ” که ریتم و آهنگ شادی داشت و یکی از آثار گروه کامکاهاست، آخرین اثر اجرا شده در کنسرت بود که با استقبال قابل توجه حاضرین مواجه شد، و گروه مجبور به اجرای مجدد آن شدند…بسیار خوشحالم که وجود این قطعه موجب شادی و جنب و جوش بعضی از حاضرین شد، وجود این برنامهها برای علاقهمندانش ضروریست و شادی حق مردم است، اصلاً بر مخالف این شادی هم لعنت! ولی این در صورتیست که کل برنامه به این موضوع اختصاص پیدا کرده باشد، یعنی کمتر کسی وجود دارد که وجه تشابهی هر چند کوچک چه از لحاظ تاریخی و سیاسی و چه از لحاظ هنری بین ” مرغ سحر ” و این قطعه پیدا کند! و یا حتی آهنگ “دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن فایده نداره… ” از جهانگیر پازوکی که قبل از آواز اجرا شدبا دیگر قطعات!…
آیندهای مبهم :
بازسازی و تقلید تا کی ؟ این سوالیست که بارها بعد از مشاهده این کنسرتها از خود پرسیدهام و اکنون این سوال را از مسئولین و دست اندرکاران موسیقی قزوین میپرسم.اگر از جنبه اخلاقی موضوع بازخوانی آثار هنری ( که هنرمندان را موضف به اخذ اجازه از صاحبین اثر یا خانواده او کرده)بگذریم، ضرورتی هم برای بازسازی این آثار معاصر که بارها و بارها توسط هنرمندان متفاوت اجرا شده، حتی با کمی تغییر برای تنظیم مجدد برای ارکستر کوبهای وجود ندارد.شک ندارم که پتانسیل ساخت و خلق آثار جدید در گروهها و ارکسترهای قزوینی که بنده تابحال برنامههایشان را از نزدیک مشاهده کردهام وجود دارد، ولی دلیل تنبلی آنها در این زمینه را متوجه نمیشوم.بازخوانی یک اثر به قول استاد شجریان ” نباید حتی مشابه اثر اصلی باشد ” یعنی اگر قرار است اثری بازسازی شود قطعاً باید بهتر و با کیفیت بیشتری نسبت به اصل آن اثر اجرا شود. نه اینکه مرغ سحر را که حتی امروز بزرگترین خوانندگان و آهنگسازان کشورمان با وسواس خاصی آنرا اجرا میکنند ، طوری بازسازی کنیم که خاطرات ذهنی شنوده از این اثر جاودان به کلی نابود شود.قزوین زمانی یکی از مکتبهای آوازی ایران بوده و هنرمندان بزرگی از این شهر برخواستهاند، همهما آنها را میشناسیم و نیاز به تکرار نیست… با این وضعیت چه آیندهای در انتظار موسیقی این شهر است ؟ غیر از این است که اوضاع موسیقیمان در سراشیبی و بحرانیست ؟
خبر خوشحال کننده و امیدوار کننده اما برگزاری دومین جشنوارهی موسیقی استان قزوین است.در این جشنواره که قرار است از ۲۶ تا ۲۸ بهمن ماه با حضور حدود ده گروه موسیقی استانی برگزار شود، استاد محمد وکیلها، سیدحسین میثمی و اسحاق چگینی داوری بر کم و کیف اجرای این گروهها را برعهده دارند.دوستان و علاقهمندان حضور در این جشنواره میتوانند در دو نوبت صبح و بعد ازظهر طی روزهای یاد شده در سالن اجتماعات کتابخانه امام خمینی واقع در خیابان شهید بابایی، کوچهی ۲۳ حضور به هم رسانند.
امیدم هست گر عطشان نمیرد …. که بازآید به جوی رفته آبی






