ماجرای تصنیفی که ناخود آگاه منتشر شد . تصنیف " آزادی " با صدای استاد شجریان
۲۴ شهریور ۱۳۸۸
با توجه به اطلاعیه ای که سایت دل آواز دقایقی پیش مبنی بر انتشار نا خودآگاه تصنیف ” آزادی ” آمده ، بنده بنا به احترام و اخلاق فردی تصنیف فوق الذکر را از مطلب قبل پاک کردم ، لطفاً شما هم اگر این تصنیف را در وبلاگ خود منتشر کرده اید و به امنیت اجتماعی استاد شجریان اهمیت می دهید ، هر چه سریعتر آنرا از وبلاگ خود پاک کنید.و این کار را به دوستان هم پیشنهاد دهید…از ابتدا هم انتشار این تصنیف مشکوک بود…
متن کامل اطلاعیه :
سرود آزادی سروده هوشنگ ابتهاج که قبلا توسط اینجانب محمدرضا شجریان اجرا شده، فقط دو کپی داشته که یکی نزد خودم و دیگری نزد آهنگساز آن، آقای کیوان ساکت بوده و قصد و برنامه ای برای انتشار آن نداشتم.
امروز مطلع شدم این اثر خصوصی از طریق وبلاگی منتشر گردیده و در اختیار سایتها و وبلاگها قرار داده شده است.
تاکید میکنم هر سایت و وبلاگی که آن را بکار گیرد، تحت پیگرد مراجع قانونی قرار خواهد گرفت .
اما آیا با این اطلاعیه که شرکت دل آواز بعد از گذشت ۷ ساعت از انتشار تصنیف منتشر کرده ، می تواند جلوی انتشار این اثر را بگیرد ؟
ارسال شده در دستۀ : خبر
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۴)
تصنیف جدید استاد شجریان(زبان آتش) ، اهداف و تاثیرات در جامعه
۲۴ شهریور ۱۳۸۸

امروز تصنیفی با نام ” آزادی ” منتشر شد که طبق ایـــن خبـــر مجبور به حذف آن از این مطلب شدم.متنی که می خوانید قسمتی است از مطلب اصلی :
حتماً آگاهید که حدود ۱۰ روز پیش ، تصنیف دیگری با نام ” زبان آتش ” با صدای استاد شجریان در اعتراض به اتفاقات و جنایات بعد از انتخابات و کشت و کشتار جوانان و هم میهنان ساخته شد که در ادامه به بررسی این تصنیف و اهداف انتشار و تاثیراتی که این تصنیف در بین مردم گذاشت می پردازم .

بنده موضع خودم در رابطه با همگامی استاد با مردم معترض به نتیجۀ انتخابات و همچنین معترض به اتفاقات تاسف برانگیز بعد از آن را قبلاً تا حدودی در این مطلب و در قسمت های مختلف وبلاگ نشان داده ام اما خود استاد شجریان در مصاحبۀ اخیرش با صدای آمریکا دربارۀ اهداف ساخت تصنیف ” زبان آتش ” یا تصنیف ” تفنگت را زمین بگذار ” چنین جواب داد :
البته خبری نبوده است که کسی نداند ؛ همه می دانند ، اما اتفاقاتی افتاد که باعث تاسف است و نباید چنین اتفاقاتی در مملکت ما میافتاد و برای مردم نجیبی که به هر حال جوابی می خواستند برای سوالشان ، رفتار اینگونه بشود ، این قابل پذیرش و قابل تحمل نیست و تصاویر و فیلم هایی که من در رسانه های دیگر دیدم و آن وضعیتی که کشته شدگان در خیابان افتاده بودند و مردمی که کتک می خوردند اینها من را به قدری منقلب کرد که حدوداً نیمۀ تیر ماه بود که ناگهان این شعر فریدون مشیری یادم آمد و منقلب شده بودم و این شعر را برداشتم و یکی دو ساعتی وقت صرف کردم و این آهنگ را رویش گذاشتم و دادم به آقای درخشانی و گفتم که من بایستی یک حرفی بزنم ، اینجوری نمی شود که اینگونه دارد با مردم رفتار می شود و شعر فریدون مشیری فعلاً بهترین حالت را بیان کرده و من این آهنگ را رویش گذاشته ام و این را شما گوش کنید و اگر خوشتان آمد آن را تنظیم کنید ، ایشان هم خیلی خوشش آمد و موسیقی زمینه اش و تنظیمش را به عهده گرفتند….این تصنیف را در اختیار مردم قرار دادم تا مردم بدانند که با تفنگ ، با آتش حرف حسابی را نمی شود زد .حرف حسابی را جور دیگر باید زد ، بایستی نشست و صحبت کرد نه با تفنگ 
بحث های نابخردانه و نقدهای شتاب زده ای نسبت به این تصنیف و موضع استاد نسبت به شرایط کنونی در وبلاگ ها و سایت های مختلف و همچنین لجن پراکنی های مختلفی چون ایرنا و کیهان منتشر شد که نیازی به پاسخ به آنها نمی دانم چون معتقدم :
آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند
برخی از وبلاگ نویس ها هم پا را فراتر گذاشته و دست به انتشار مطالبی بیشتر طنز آلود زده اند که نمی دانم هدف اصلی شان چیست ولی مطمئن هستم که آنها حتی جزو دستۀ (آنکس که نداند و نداند…) هم نیستند!

اما به دور از انگیزه های مختلف انتشار این تصنیف ، بر همگان روشن است که با انتشار تصنیف های جدید استاد شجریان ، گرایش بسیاری از افراد جامعه ؛ مخصوصاً جوانان که تا قبل از این مشغول به گوش دادن موسیقی های کم ارزش و سطح پایین و بی محتوا بودند ، به موسیقی اصیل و ارزشمند و غنی ایرانی شد ، همچنین تاثیر موسیقیایی و هارمونی این تصنیف ها ، بیدار بودند هنرمندی محبوب و مردمی همچون استاد شجریان ، این قشر از هموطنان را بر ارزش و قدرت واقعی این هنر متعالی مطلع ساخت.
در هر حال تصنیف وطنی و آزادی خواهانۀ استاد شجریان بیش از هر چیزی این روزها بنده را یاد تصنیف های عارف قزوینی می اندازد ، آن اسطوره وطن پرست بی همتا. البته شرایط کنونی با شرایط دورۀ مشروطه بسیار متفاوت است خود عارف در قسمتی از دیوانش نوشته ” من زمانی دست به ساخت تصنیف های وطنی زدم که از هر صد هزار ایرانی حتی یک نفر هم نمی دانست وطن چیست ! “.اما مردم امروز…به راستی که محمدرضا شجریان جا در جای پای عارف قزوینی نهاده ، خداوند نگهدارش باشد.


این تصنیف که حدود ۱۰ روز پیش در اینترنت منتشر شد و بازتاب های گسترده ای هم ( چه درمیان طرفداران و چه در میان مخالفان ) داشت تصنیف ” زبان آتش ” بود. تصنیفی که با آهنگ ” مجید درخشانی ” و شعر ” فریدون مشیری ” در دستگاه شور ( آواز دشتی ) ساخته شد.تاثیر این تصنیف در معترضان به نتیجۀ انتخابات و اتفاقات بعد از آن ، به قدری زیاد بود که حتی خیلی ها آنرا با تصنیف مرغ سحر مقایسه کردند.

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیانکن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو
ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزیست
زبان قهر چنگیزیست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر! گر که میخوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسانکش برون آید

تو از آیین انسانی چه میدانی؟
اگر جان را خدا دادهست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظهی غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟

گرفتم در همه احوال حقگویی و حقجویی
و حق با توست
ولی حق را، برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
اگر این بار شد وجدان خوابآلودهات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…
آهنگ : محمدرضا شجریان
تنظیـم : مجید درخشانی
شعـر : فریدون مشیری
برای دانــلود ایــنــجا کلــیــک کنــیــد
پی نوشت : با توجه به ایــن خــبر ، لینک دانلود تصنیف ” آزادی ” که به گفتۀ استاد شجریان نا آگاهانه منتشر شده ، از این مطلب پاک شد.لطفاً شما هم دیگر این تصنیف را به دیگران معرفی نکنید ، زیرا ممکن است امنیت اجتماعی استاد به خطر افتد.
ارسال شده در دستۀ : دانلود، مقاله
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۰)
نقد یک خطاط در زمینه موسیقی ارزشی ندارد / در قزوین مرغ همسایه غاز است !
۷ مرداد ۱۳۸۸
روزنامه ” کیهان ” در تاریخ ۲۱ تیر ماه سال جاری ، در صفحۀ ۱۴ خود نوشته ای را از یک هنرمند قزوینی چاپ کرد ، نوشته ای مانند دیگر مطالب کیهان که دست کمی از چرندیات انصار حزب الله نداشت.آن شخص ” امیر عاملی ” بود ، کسی که بیشتر شهرتش را مدیون خوشنویسی است.آن نوشته هم آنقدر بی مغز و بی ربط و لجن آلود بود که در آن زمان به نظرم آمد ؛ حتی ارزش پرداختن هم ندارد ، اما وقتی دیروز در بخشی از گفتگوی هنریِ هفته نامۀ حدیث قزوین ، که با فرشید کاکاوند ( نوازنده تنبور و سرپرست گروه یادگار ) صورت گرفته بود ، مطلبی در جواب به این نوشتۀ هنرمند قزوینی از سوی یک هنرمند دیگر دیدم ، لازم دیدم تا آن را منتشر کنم.این جوابیه کوتاه بهانهایست برای پرداختن به مشکلات فرهنگی و هنری قزوین و همچنین برای آشنایی هنردوستان با فرشید کاکاوند.رشید کاکاوند ، برادر بزرگتر فرشید را هم از ایـــن مــطلب وبلاگ بیشتر بشناسید !

گفتگو : حسین آذربایجانی
فرشید، فرزند میانی خانواده هنرمند کاکاوند است؛ نوازنده تنبور که به همراه دو برادرش، رشید و وحید کاکاوند، از فعال ترین هنرمندان موسیقی استان است و ماه گذشته علاقمندان موسیقی شهر را مهمان کنسرت گروه یادگار کرد.آوای تنبور نوازان یادگار در قزوین، یاد اسطوره ای ” تنبور نوازان شمس ” را زنده کرد و آرزوی تبدیل ” یادگار ” به ” شمس ” را در دلهای جوانان روشن که سرپرست گروه نیز با شور و حالی وصف ناپذیر به ما قول داد در راه برآوردن این خواسته از جان مایه گذارد.
فرشید کاکاوند، سرپرست گروه تنبورنوازان یادگار، از سال ۷۵ آموزش نوازندگی ساز تخصصی اش را نزد یکی از بزرگان موسیقی استان، سید کمال رضایی، آغاز کرد و بین سالهای ۷۷-۷۸ به مدت یک سال نزد نوربخش طاهریان مقام های تنبور را فرا گرفت.
» فکر تشکیل گروه تنبورنوازان یادگار از کی شروع شد؟
بنا بر اعتقادات خاص من، تنبور برایم ساز مقدسی است و همیشه تلاشم این بوده که جایگاه خاصی برای این ساز در نظر گرفته شود. تازه شاید خیلی دیر این کار را کرده باشم؛ ولی باید شرایط دست به دست هم بدهد تا اتفاقی رخ دهد. این شرایط برای ما از سال گذشته دست به هم داد تا کار را شروع کنیم و اولین میوهاش کنسرت اخیر گروه یادگار بود.
» استقبال مردم چطور بود؟
بعد از اتمام برنامه، از واکنش های مردم می توان فهمید که شما چکاره بوده اید؛ واکنش مردم بعد از کنسرت به من نشان داد که کارم اثرگذار بوده و از آن راضی هستم. شکر خدا توانستیم آن چیزی را که هست نشان دهیم.
» مسوولان میگویند از هر برنامهای برای موسیقی حمایت میکنیم. حمایتهایی که از کنسرت شما شد راضی کننده بود؟
ارسال شده در دستۀ : زندگینامه، قزوین
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۲۹)







