ارسال شده در تاریخ : یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹ ساعت : ۰۳:۴۹ ، توسط : مهدی معتمد در دستۀ : گزارش

انتشار مطلبی در وبلاگ آواز در نقد کنسرت اخیر گروه هبوط در قزوین، بازتاب گستردۀ آن در محافل هنری و مجامع موسیقی این شهر باعث شد تا دیشب به درخواست و همت آقای رشید کاکاوند جلسه‌ای توجیهی با حضور آقای مهدی مبشری سرپرست محترم گروه هبوط برای پاسخگویی و رفع سؤتفاهم‌های پیش آمده و انتقاد از این مطلب، در آموزشگاه موسیقی صبا برگزار شود. بنده  مشروح این سخنان رابه طور کامل (که از روی فایل ضبط‌ شده‌ای که با اجازۀ هر دو بزرگوار از این جلسه تهیه کرده‌ام) منتشر می‌کنم.امیدوارم دوستان و همشهریان عزیز و علاقه‌مندی که مطلب قبلی را خوانده‌اند و از روی آن به قضاوت در مورد کم و کیف برگزاری این کنسرت پرداخته‌اند، این دفاعیات صاحبین اثر را هم مطالعه کرده و قضاوت نهایی را نیز برعهدۀ مخاطبین محترم می‌گذارم.

باشد که اینکار باعث از بین رفتن کدورت پیش آمده در خاطر سرپرست گروه آقای مهدی مبشری و تسلی خاطر تمامی افرادی که به هر نحوی از بازتاب آن مطلب رنجیده‌دل شده‌اند، بشود.
H پاسخ مسئولین به نقد کنسرت اخیر گروه هبوط در وبلاگ آواز
سخنان آقای رشید کاکاوند :   با توجه به مطلبی که شما در مورد غیبت علی سعیدی نوشته بودید باید عرض کنم، تحمل رفتار علی سعیدی برای گروه دیگر ممکن نبوده و مجبور به اخراج او شده‌اند، وقتی پوستر چاپ شده و بنر چاپ شده و بلیت‌ها فروش رفته و سعیدی یکروز مانده به اجرا درخواست مبلغ زیادی برای دستمزد می‌کند و دیگر حاشیه‌هایی که قابل گفتن نیست  به وجود می‌آورد خواننده از کجا بیاورند؟ وقتی سالن اجارۀ شب برگزاری را گرفته اعضای گروه از کجا بیاورند شبی ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان اجارۀ سالن بدهند که اجرا را به خاطر علی سعیدی عقب بیاندازند؟ اصلاً امکان لغو کردن کلی برنامه نبود.مگرنه به همۀ جوانبی که شما در زمان نوشتن مطلبتان به آن فکر کردید، مهدی مبشری دغدغه‌اش است و کارش همین است و اینکه شما نوشتی شب اول (علی سعیدی) آمده شب دوم نیامده هم اشتباه است.این کنسرت کار خاصی بود، بنده ساز کوبه‌ای می‌زنم، شما آواز کار می‌کنی، زیاد دور نیست زمانی که نوازندگان تنبک و دیگر سازهای کوبه‌ای به شدت تحقیر می‌شدند، از آنجا رسیده به اینجا که یک کنسرت برپایۀ سازهای کوبه‌ای برگزار می‌شود.وقتی می‌توانید در مورد موسیقی یک شهر نظر بدهید که اطلاعاتش را داشته باشید.در طول تاریخ در حق سازهای کوبه‌ای ظلم شده، حالا ما یک همچین کاری را در این شهر جمع کرده‌ایم و از لحاظ کیفی به قدری بالا بوده که الان در این شهر اینطور جا افتاده که دیگر کسی جرات نمی‌کند کوبه‌ای کار کند.اگر هم بخواهند کار کوبه‌ای انجام دهند یا با بنده یا با آقای مبشری مشورت می‌کنند.هنوز هم تفکرات متحجرانه در مورد سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایران وجود دارد حالا در این شهر من، آقای مبشری یک سری کار کوبه‌ای می‌کنیم که خیلی متفاوت است با کارهای دیگر…

سخنان آقای مهدی مبشری :   من از ابتدا فکر می‌کردم که انقدر جوان باشید! چون خیلی بی تدبیر و خام عمل کردید، مطمئناً اگر ۵۰ سالتان هم بود در نظر من شما آدم ۱۶ ساله و ۱۸ ساله بودید.آخرین باری که پیتزا خوردید کی بوده ؟ پیتزا فیله ۶۵۰۰ هست، شما بخاطر ۷۰۰۰ تومن ارزش کار من را بردید زیر سوال …. مسلماً خیلی وقت هم هست که کنسرت نرفتید چون همیشه رفتید ۵۰۰۰ تومن بوده اینبار ۲۰۰۰ تومن گرانتر بوده…خیلی تلاش کردم که با شما صحبت نکنم، چون آدمهایی که بدون غرض به این کنسرت آمده بودند و متن شما را خوانده‌اند دقیقاً متوجه این گفتمان یک طرفه شما می‌شوند و نیازی به صحبت ما نبود…امروز اینجا هستم و خیلی کار دارم، فقط به خاطر شما آمدم بخاطر اینکه من یک معلمم و اینکه سن شما بر می‌گردد به سال ۷۰ من را بیشتر موظف می‌کند که با شما صحبت کنم و عین ناجوان‌مردانگی بود اگر با شما صحبت نمی‌کردم…این روند شما روند آگاهانه‌ای نیست و شما را به سمت منفی خواهد برد… تمام دغدغه کنسرتم متن اول بروشور بود (بزبزقندی و گرگه) و توقع ندارم کسی که متن اول بروشور را می‌خواند و کسی که مطبوعاتی هست اصلاً دربارۀ کار من دیگر نظر بدهد. من دوست داشتم که شما متن را بخوانی و بلند شده و از سالن بروی بیرون…وقتی من ابتدای کنسرتم می‌گویم که به من فنی نگاه نکنید، منظورم این نیست که توانا نیستم و کار فنی نمی‌توانم انجام دهم، اتفاقاً خیلی توانمندم و کار فنی می‌کنم و به شما اینرا ثابت می‌کنم، منظورم این بوده دغدغۀ هنری ما فقط این نیست که از مردم کف و صوت بگیریم من متنی نوشتم در مورد یک بزبز قندی و یک گرگی که آن گرگ هم می‌توانید شما باشید و هم من.من دغدغۀ این مردم را دارم، دغدغه‌ام هیچگاه تق تق و دیلینگ دیلینگ نبوده، چون در این صورت می‌شوی مثل یک بقال….عقب افتادن این کنسرت هیچ ربطی به من نداشته، اینکه من عذرخواهی کردم هم در اصل آنها باید از من عذرخواهی می‌کردند که آبرو و حیثت من را بردند و الان در خانه‌هایشان نشسته‌اند و من اینجا جواب شما را پس می‌دهم، ضرر این موضوع هم این بوده که ما ۷۰ تا بلیت برگشتی داشتیم، ضرر این قضیه مسلماً برای من خیلی بیشتر از شما بوده که مثلاً از چهار راه نادری پاشدی آمدی، دوباره برگشتی خانه‌ات.اما دربارۀ اینکه گفتید که حرفهای ابتدایی من به کنسرت بی‌ربط بوده، شما یک کنسرتی در ۲۲ بهمن بدهید، متوجه می‌شوید که ربط داشته یا نداشته. من باید و مجبور بودم که تبرک بگویم آن ایام را، حالا به نوع گفتمان خودم…حرف‌های من هیچ مشکلی نداشته…
در کنسرتی که آدم‌ها چیپس و پفک و نوشابه می‌خورند من موظف هستم که یک چیزهایی را رعایت کنم، بی ربطی “دیگه عاشق شدن فایده نداره ” با یک قطعۀ کوبه‌ای بخاطر این است که من یک کار سفارشی انجام دادم…دیگر آدمی که به این کنسرت می‌آید من نمی‌توانم ساز و آواز از اینجور بخش‌ها اجرا کنم.آدمها آمده‌اند در این کنسرت که بگویند و بخندند و این عین توانمندی من بوده که ویژه‌ترین کار کوبه‌ای ایران را از اول انقلاب و شاید از قبل انقلاب را من انجام دادم و برای من دست زدند…به نظر شما ویژه نیست که دمام مرغ سحر بزند؟ شش هشتم لنگ ویژه نیست برای مرغ سحر؟ شما انتظار دارید من زنگ بزنم به علی‌اکبر شیدا و بگویم که برای من قطعه جدید بساز ؟ نصف بچه‌های آن گروه دانشجوی موسیقی‌اند و ما فوق لیسانس موسیقی در این گروه داشته‌ایم، ما نمی‌دانیم که اسم آن قطعه مرغ سحر است؟! دلیل این کار این بوده ابتدا سازهای کوبه‌ای این تصنیف را شروع کنند و بعد از دو دقیقه که مردم نمی‌دانند این چه قطعه‌ای‌ست چون دارند ساز کوبه‌ای گوش ‌می‌کنند، بعد آغاز خواندن مصرع اول شعر توسط خواننده، مردم غافلگیر شوند…دلیل اینکه این دو بخش را با هم مخلوط کردم این بوده که همیشه دغدغه من و اعتقادم بر این است که مخاطب ما نمی‌تواند ساز کوبه‌ای گوش کند، ما یک رسالتی داریم که مردم دف را بشنوند، تنبک را بشنوند و برای اینکار مجبور شدم.اتفاقاً خواننده اصلاً مهم نبود در این کار، شما چون خواننده‌ هستی توقعت این است.اتفاقاً همان قدرش هم زیادی بود و دفعۀ بعدی همان را هم حذف می‌کنم.
KKK پاسخ مسئولین به نقد کنسرت اخیر گروه هبوط در وبلاگ آواز
من در کنسرت بعدی این خواننده محوری را از بین می‌برم، خواننده اصلاً عددی نیست در موسیقی ایرانی،خواننده مگر چه کار می‌کند برای موسیقی ؟ علی سعیدی به نظر شما چقدر مطالعۀ موسیقی دارد نسبت به من؟ که برای سعیدی مردم انقدر باید دست بزنند که دستشان سرخ بشود ولی برای من مهدی مبشری که ۱۱ ماه نشسته‌ام آن مرغ سحر را نوشته‌ام…
اصلاً آواز جایگاهی در موسیقی ایرانی ندارد هر چه بدبختی می‌کشیم از این آواز است.چون شما شرایط آگاهانه‌ای ندارید، نمی‌توانم راحت با شما صحبت کنم.من از اینکه شما گفته‌اید بخش کوبه‌ای خوب بود بیشتر عصبانی‌ام، چرا بهتر بود؟ تو این کشور دو، سه نفر صلاحیت دارند که با اکراه با آنها بنشینم و صحبت کنم دربارۀ همین بخش کوبه‌ای.یکی همین آقای کاکاوند است، فکر می‌کنم یکی دو نفر دیگر هم در کشور هستند، یکی آقای حبیبی است….حتی شما فکر می‌کنم که اصلاً صلاحیت ندارید که بگویید چرا خوب بوده.شما مخاطب عام هستید یا خاص ؟ اگر مخاطب عام هستید اصلاً صلاحیت ندارید که نظرتان را رسانه‌ای کنید…شما فقط حق داشتی که با پدر و مادرتان و دوستانتان دربارۀ این کنسرت صحبت کنید.ما باید جایگاه‌های خودمان را بدانیم، من که مهدی مبشری هستم و سالهاست که ساز می‌زنم نتوانستم یک خط برای کنسرت کامکارها بنویسم و فقط در مورد سردی سالن نوشتم اصلاً من حق ندارم، مگر من سواد ملودی دارم؟
تو با یک گروهی درافتادی که بزرگتر از تو هم نمی‌تواند با آن در بیوفتد، چون ۸۰ درصد سازهای گروه من کوبه‌ای است، حتی آنهایی که آمدند و برای این گروه ساز زدند به آنها گفته‌ام که عددی نیستند همه ابتدا ناراحت شدند، گفته‌ام که شما آمده‌اید در گروه هبوط که یک گروه ریتم نوازی‌ست، شما در حاشیه‌ای و برای من یک دلنگ دلنگی می‌کنی….
شما جایی دست گذاشتی که هیچکس جرأتش را ندارد.من نمی‌دانم که شما چه فکری کردی؟ چه وظیفه‌ای دیدی که باید بنویسید و اینگونه تند؟ ما جزو بهترین‌های کشوریم.ضعیف‌ترین کنسرت‌های این شهر بهترین کنسرت‌های کشور است.در هیچ کنسرتی هیچ گروهی اینگونه تشویق نشده.شما چرا فکر کردید که مردم فقط برای قطعه کُردی دست زدند ؟ با ” دیگه عاشق شدن ” من مردم مُردند. رابطه گروه من با مردم فوق‌العادست.همان کسانی که شما در آخر مطلبت از آنها با عنوان “استاد” یاد کرده‌ای به من جایزۀ ویژه دادند برای خلاقیت و تلفیق ملودی و کوبه‌ای.
اصلاً رفتار شما هیچ تاثیری در ادامۀ روند موسیقیایی من نمی‌گذارد،شما به بی‌راهه دارید می‌روید چون ما وقتی نقد می‌کنیم باید منصف هم باشیم، شما متاسفانه منصف نیستید.شما زحمت ۵ ماهه و ۶ ماهه من و ۳۰ نفر از اعضای گروه را نا دیده گرفته‌ای و به راحتی قلمت را روی کاغذ چرخانده‌ای.شما کجا بودی که من ۴ ماه تمام در خانه‌ام تمرین می‌کردم با ۳۰ نفر، اصلاً در مغزت این موضوع می‌گنجد ؟
در ضمن من کار غیراخلاقی علی سعیدی را چرا باید روی صحنه توضیح می‌دادم ؟ اصلاً دلیلی ندارد که توضیح بدهم، همینطور در مورد کنسل شدن کنسرت در شب دوم اصلاً دلیلی ندارد که توضیح بدهم. مگر شما نمی‌دانستی که وفات است؟ همانطور که شما می‌دانستی، همه می‌دانستند که وفات است.من آن شب جلوی در سالن برای همه توضیح دادم که وفات است.چرا می‌خواهید به حاشیه‌ها دامن بزنید؟ می‌خواهید یک‌خورده بزرگ شوید؟ یکخورده بیشتر دیده بشوید ؟ شمایی که قرار است مطبوعاتی باشید باید اطلاعاتتان بیشتر باشد.
ما یک جامعۀ رو به رشدیم، برای نگه داشتن موسیقی سنتی‌مان مجبوریم یک همچین کارهایی هم بکنیم، شما باید با من باشید. ما آمدیم قواعد را ریختیم به هم، مرغ سحر را تاکی باید به آن شکل بزنیم؟ بس است دیگر.البته مرغ سحر اصلاً برای من مهم نبود، ما یک چیزی انتخاب کردیم که رویش حرفهای کوبه‌ای خودمان را بزنیم.در بخش ملودی هم همینطور است شما موسیقی محلی را که نمی‌توانی تغییر بدهی، چطور رستاک می‌زند خوب است و باید از سوپرمارکت‌ها بخریم اینکار که صد برابر رستاک قوی بود…شما اصلاً حق نداری که قطعه محلی را دستکاری کنی ” ساری گلین ” همان است که بوده…
MahmoudAbadi پاسخ مسئولین به نقد کنسرت اخیر گروه هبوط در وبلاگ آواز
شما هر چیز منفی‌ای بنویسید در این شهر بازتاب گسترده دارد…علی سعیدی شانس آورد که از این گروه رفت بیرون، این کار یک کار کوبه‌ای بوده، علی سعیدی نمی‌توانست سرضرب را پیدا کند چون کار متفاوتی بوده.دعوایمان هم اگر نمی‌شد علی سعیدی نمی‌توانست این کار را بخواند، فقط مهرداد میرزایی می‌توانست بخواند.
حق شماست که انتقاد کنید ولی باید ببینید که جایگاهتان کجاست، اگر از من خوب هم می‌نوشتید الان همینطور با شما برخورد می‌کردم…شما در جایگاهی هستید که تشخیص بدهید که روند موسیقی قزوین رو به افول است ؟ شما باید یک تحقیقی می‌کردی که ببینید در مورد چه کسی دارید می‌نویسید، من هیچ موقع کاری نمی‌کنم که برایش جوابی نداشته باشم.شما وقتی که این همه موسیقی‌های بی ارزش آمده باید یکجوری این مردم عام را نگه داری، همه مردم که منتقد موسیقی نیستند.طرف از سرکار خسته آمده دست بزند با کردی من و آمده ” آشفته حالی” را بشنود.یک کمی هم باید اینگونه فکر کنیم.من برای برگزاری این کنسرت ۴ ماه زحمت بی وقفه کشیده‌ام،چه مشکلاتی که نداشتیم… شما نباید این قدر بی معرفت باشید، شما باید پشت من باشید، ما خیلی قویتر از آنهایی هستیم که شبی ۵۰ میلیون می‌گیرند اینجا کنسرت می‌دهند.مطمئن باش که من یک همچین کنسرتی خواهم داد اینبار بدون خواننده هر چند که مخاطب ما هنوز ذهنش آماده نیست که یک ساعت و نیم بنشیند یکسری سازهای کوبه‌ای را تحمل کند.حتی من در رابطه با بخش ملودی این کنسرت هم حرف دارم، نه تنها من، خود تک تک این بچه‌ها حرف دارند که چقدر فکر کرده‌ند روی قطعات و چگونه زده‌اند.من نرفتم نوازنده بیاورم، اکثر بچه‌هایی که برای این گروه دف زده‌اند بچه‌هایی هستند که یکسال دف زده‌اند، دو سال دف زده‌اند یعنی ما خودمان داریم هنرمند درست می‌کنیم در همین جشنوارۀ موسیقی قزوین ۴ گروه دف‌نواز داشت هر چهارتایش نوازندۀ دف از نوازنده‌ها و شاگردان من بودند و قطب‌های آن گروه‌ها بوده‌اند، این از ویژگی‌های گروه هبوط است.
شما اشتباه دارید راه را می‌روید، یکسری تعصبات است و یکسری نا آگاهی‌ها، متن بروشور من نشان می‌داد که من آدم متفاوتی هستم و لااقل باید می‌ترسیدی قبل از نوشتنت.من دغدغه دارم، وقتی اسم گروه من هبوط است معلوم است که زیاد دلنگ و دولونگش برایم مهم نیست من می‌توانستم اسم گروه را بگذارم دف به دستان ، ۱۹ دف، وقتی این کار را نکردم باید بدانی که ذهنیات من یک چیز دیگریست.موسیقی همین است هنر ذاتش همین است، هنر وقتی هنر است که آرامش و امنیت روحی برای مخاطبش ایجاد کند که ایجاد کرد.

ارسال شده در تاریخ : شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت : ۱۸:۱۸ ، توسط : مهدی معتمد در دستۀ : عکس, موسیقی قزوین, گزارش

INT گزارش تصویری کنسرت استاد علیزاده و مجید خلج در قزوین

کنسرت بداهه نوازی استاد حسین علیزاده و مجید خلج، شامگاه  ۲۸ و ۲۹ بهمن ماه سال ۱۳۸۹ بدون کمترین مشکل فنی و حاشیه‌ای، با آرامشی کم نظیر و مثال زدنی در سالن آمفی تئاتر شهید رجایی قزوین برگزار شد.در ادامه گزارش تصویری این برنامه را مشاهده می‌کنید.

برای بزرگ شدن تصاویر روی آنها کلیک کنید.

1 گزارش تصویری کنسرت استاد علیزاده و مجید خلج در قزوین

” مصباح قمصری ، مجید خلج ، اسحاق چگینی و استاد علیزاده پس از ورود به سالن برای تمرین قبل از کنسرت و تنظیمات صدابرداری آماده می شوند. “

2 گزارش تصویری کنسرت استاد علیزاده و مجید خلج در قزوین

” استاد حسین علیزاده و مجید خلج در حال تمرین و تنظیم صدای سازها و صدای سالن “

19 گزارش تصویری کنسرت استاد علیزاده و مجید خلج در قزوین

” مصباح قمصری در اتاق فرمان زحمت صدابردای و تنظیم صدا را بر عهده داشت “

این کنسرت که اولین کنسرت استاد علیزاده در شهرستان‌ها بعد از انقلاب نیز محسوب می‌شد، شب اول را درحضور بیش از ۳۰۰ نفر از علاقه‌مندان به موسیقی اصیل که از راه‌های دور و نزدیک برای تماشای هنرنمایی استاد محبوبشان آمده بودند ، با کمی تاخیر معمول در ساعت ۸:۱۰ آغاز کرد.

3 گزارش تصویری کنسرت استاد علیزاده و مجید خلج در قزوین

” مجید خلج در حال آخرین تمرین قبل از آغاز کنسرت “

4 گزارش تصویری کنسرت استاد علیزاده و مجید خلج در قزوین

” مجید خلج در حال تست صدای ساز زنگ سر انگشتی “

ادامۀ مطلب …

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ ساعت : ۰۳:۳۸ ، توسط : مهدی معتمد در دستۀ : خبر, موسیقی قزوین

Khalaj alizadeh2 کنسرت دونوازی استاد حسین علیزاده و مجید خلج در قزوین

کنسرت ” بداهه نوازی”  استاد حسین علیزاده، هنرمند چیره‌دست  و سرشناس ایرانی و  آهنگساز موسیقی فیلم‌هایی چون “دلشدگان”، “گبه”، “زمانی برای مستی اسب‌ها “و “آواز گنجشک‌ها” که تاکنون سه‌بار کاندید دریافت جایزۀ گرمی شده، به همراه مجید خلج هنرمند نام‌آشنا و از مفاخر موسیقی قزوین، اواخر این هفته در روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن ماه ساعت ۲۰ در سالن آمفی تئاتر شهید رجایی مرکز تربیت معلم شهر قزوین برگزار می‌شود.در این کنسرت دو نوازی، حسین علیزاده باسازهای ” تار” ، “سه‌تار” و “شورانگیز” ،همچنین مجید خلج با “تنبک” ، “بم دایره”و “زنگ سر انگشتی” به هنرنمایی خواهند پرداخت و قطعاتی بداهه را در دستگاه‌های موسیقی ایران اجرا خواهد کرد.پیش از این در تابستان سال ۸۶ این برنامه تنها در قسمتی از کنسرت استاد علیزاده و گروه هم‌آوایان در ایران و در دو سال گذشته در خارج از ایران اجرا شده. سال‌ها قبل نیز برنامه‌ای مشابه و بسیار ارزشمند توسط این دو هنرمند گرانمایه در دستگاه چهارگاه اجرا شده که قسمتی از آن را می‌توانید ایـنـجا مشاهده فرمایید.
می‌دانیم که بداهه نوازی از اصیل‌ترین شاخه‌های اجرای موسیقی ایران است. ولی در تاریخ معاصر، بداهه‌نوازی بخاطر حساسیت‌ها و همچنین مهارت و تسلطی که لازم دارد در کنسرت‌ها و اجراهای زنده تقریباً جایگاهی نداشته، کمتر نوازنده‌ای (ملودیک) هم وجود داشته که قدرت بداهه نوازی خود را برای برنامۀ چنین طولانی‌ای ببیند که در حضور چندصد تماشاگر اثری را خلق کند، اما حسین علیزاده از معدود هنرمندانی‌ست که امروزه به این بخش از هنر موسیقی کشور به شایستگی توجه می‌کند و الحق که پنجه‌های توانایش بخوبی حق بداهه‌نوازی را ادا کرده.اکنون پس از گذشت نزدیک به ۲ سال از آخرین کنسرت استاد علیزاده در ایران، او به همراه یار دیرینه‌اش در قزوین هنرنمایی خواهد کرد. از اینرو اهمیت حضور در این کنسرت برای هزاران علاقه‌مندی چون بنده بیش از پیش است و از هم اکنون لحظه شماری برای دیدار این عزیزان را شروع کرده‌ام و به قول معروف در پوست خود نمی‌گنجم! همچنین به تمام دوستداران موسیقی ملی ایران توصیه می‌کنم که این کنسرت را از دست ندهند.
Khalaj alizadeh3 کنسرت دونوازی استاد حسین علیزاده و مجید خلج در قزوین
علاقه‌مندان شرکت در این کنسرت از هم اکنون می‌توانند از راه‌هایی که در ادامه ذکر شده به تهیه بلیت خود اقدام کنند.
خرید اینترنتی :

علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به سایت http://www.sigozar.com و عضویت در آن (اگر قبلاً از این سایت بلیت خریده‌اید نیازی به این مرحله ندارید) و ورود به بخش خرید بلیت، کنسرت استاد علیزاده را انتخاب کرده و با توجه به روز و مکان مورد نظر خود، اقدام به خرید و پرداخت اینترنتی وجه بلیت کرده و بلیت خود را پرینت کنند.

خرید حضوری :

با مراجعه به یکی از مراکز زیر می‌توانید اقدام به تهیه بلیت کنید.قیمت بلیت‌ها با توجه به مکان صندلی ۱۰ ، ۱۵ و ۲۰ هزار تومان است.

۱ – آموزشگاه موسیقی ترانه عارف : چهار راه خیام، تلفن: ۲۲۳۷۹۲۰ – ۰۲۸۱

۲ – فروشگاه سل دو : میدان میر عماد، تلفن: ۳۳۲۵۱۸۱- ۰۲۸۱

۳- فروشگاه سازگاه : انتهای خیابان نادری، میدان میر عماد، تلفن: ۳۳۳۳۷۰۴- ۰۲۸۱

۴ – گالری سرنا : چهار راه فلسطین، جنب ساندویچ آیدا، تلفن: ۳۳۲۱۳۱۲- ۰۲۸۱

در پایان لازم به ذکر است نشانی محل برگزاری کنسرت بدین شرح است : قزوین ، خیابان نواب جنوبی ، قبل از فلکۀ حسن پور ، ساختمان تربیت معلم ، سالن آمفی تئاتر شهید رجایی.

اخبار بعدی، گزارش خبری و تصویری از این کنسرت را در همین وبلاگ پیگیری فرمایید.


Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/tmp) in Unknown on line 0