بایگانی برای ’ زندگینامه‘ موضوع

سنتوری که خاموش شد / مروری بر زندگی و آثار پرویز مشکاتیان
۳۱ شهریور ۱۳۸۸

متاسفانه دیروز در عین ناباوری ، خبر درگذشت استاد پرویز مشکاتیان ، نوازندۀ چیره دست سنتور و هنرمند بی بدیل را شنیدم.قبل از هر چیز با کمال تاسف و با اشکهایی بر گونه ، این ضایعۀ بزرگ را به جامعۀ هنری و موسیقیدانان کشور و همچنین به دوستداران و خانوادۀ محترم مشکاتیان تسلیت عرض می کنم.ابتدا به واکنش هایی که تا این لحظه به درگذشت این استاد گرامی داده شده می پردازیم :

» استاد حسین علیزاده در گفتگو با بی بی سی :
حسین علیزاده ،استاد و نوازندۀ تار و سه تار ، ساعتی قبل در گفتگوی تلفنی با تلویزیون فارسی بی بی سی ، ضمن ابراز ناراحتی از درگذشت ناگهانی پرویز مشکاتیان ، دوست و همکار چندین و چندساله اش ، این ضایعه را به مردم ایران و همچنین به جامعۀ موسیقی ایران تسلیت گفته و پرویز مشکاتیان را هنرمندی غیر قابل تکرار دانست و افزود : ” من فکر نمی کنم بتوان برای مشکاتیان جایگزینی پیدا کرد.او نه تنها در نوازندگی سنتور استاد بود بلکه در زمینۀ شعر ودیگر هنر ها هم بی بدیل بود ،در کل او هنرمندی تمام عیار بود. “



حسین علیزاده همچنین در ادامه از شرایط حاکم بر رادیو و تلویزیون ایران انتقاد کرده و از اینکه برای تسلیت در گذشت این هنرمند بزرگ ، باید با بی بی سی تماس داشته باشد ، ابراز تاسف کرده و گفت که برای یک همچین اتفاق ناگواری باید عزای عمومی اعلام شود.حال آنکه رادیو و تلویزیون ایران تنها به خبر درگذشت این هنرمند بسنده می کند![قسمتی از گفتگوی حسین علیزاده با بی بی سی فارسی]
ارسال شده در دستۀ : خبر، دانلود، زندگینامه
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۹)

نقد یک خطاط در زمینه موسیقی ارزشی ندارد / در قزوین مرغ همسایه غاز است !
۷ مرداد ۱۳۸۸
روزنامه ” کیهان ” در تاریخ ۲۱ تیر ماه سال جاری ، در صفحۀ ۱۴ خود نوشته ای را از یک هنرمند قزوینی چاپ کرد ، نوشته ای مانند دیگر مطالب کیهان که دست کمی از چرندیات انصار حزب الله نداشت.آن شخص ” امیر عاملی ” بود ، کسی که بیشتر شهرتش را مدیون خوشنویسی است.آن نوشته هم آنقدر بی مغز و بی ربط و لجن آلود بود که در آن زمان به نظرم آمد ؛ حتی ارزش پرداختن هم ندارد ، اما وقتی دیروز در بخشی از گفتگوی هنریِ هفته نامۀ حدیث قزوین ، که با فرشید کاکاوند ( نوازنده تنبور و سرپرست گروه یادگار ) صورت گرفته بود ، مطلبی در جواب به این نوشتۀ هنرمند قزوینی از سوی یک هنرمند دیگر دیدم ، لازم دیدم تا آن را منتشر کنم.این جوابیه کوتاه بهانهایست برای پرداختن به مشکلات فرهنگی و هنری قزوین و همچنین برای آشنایی هنردوستان با فرشید کاکاوند.رشید کاکاوند ، برادر بزرگتر فرشید را هم از ایـــن مــطلب وبلاگ بیشتر بشناسید !

گفتگو : حسین آذربایجانی
فرشید، فرزند میانی خانواده هنرمند کاکاوند است؛ نوازنده تنبور که به همراه دو برادرش، رشید و وحید کاکاوند، از فعال ترین هنرمندان موسیقی استان است و ماه گذشته علاقمندان موسیقی شهر را مهمان کنسرت گروه یادگار کرد.آوای تنبور نوازان یادگار در قزوین، یاد اسطوره ای ” تنبور نوازان شمس ” را زنده کرد و آرزوی تبدیل ” یادگار ” به ” شمس ” را در دلهای جوانان روشن که سرپرست گروه نیز با شور و حالی وصف ناپذیر به ما قول داد در راه برآوردن این خواسته از جان مایه گذارد.
فرشید کاکاوند، سرپرست گروه تنبورنوازان یادگار، از سال ۷۵ آموزش نوازندگی ساز تخصصی اش را نزد یکی از بزرگان موسیقی استان، سید کمال رضایی، آغاز کرد و بین سالهای ۷۷-۷۸ به مدت یک سال نزد نوربخش طاهریان مقام های تنبور را فرا گرفت.
» فکر تشکیل گروه تنبورنوازان یادگار از کی شروع شد؟
بنا بر اعتقادات خاص من، تنبور برایم ساز مقدسی است و همیشه تلاشم این بوده که جایگاه خاصی برای این ساز در نظر گرفته شود. تازه شاید خیلی دیر این کار را کرده باشم؛ ولی باید شرایط دست به دست هم بدهد تا اتفاقی رخ دهد. این شرایط برای ما از سال گذشته دست به هم داد تا کار را شروع کنیم و اولین میوهاش کنسرت اخیر گروه یادگار بود.
» استقبال مردم چطور بود؟
بعد از اتمام برنامه، از واکنش های مردم می توان فهمید که شما چکاره بوده اید؛ واکنش مردم بعد از کنسرت به من نشان داد که کارم اثرگذار بوده و از آن راضی هستم. شکر خدا توانستیم آن چیزی را که هست نشان دهیم.
» مسوولان میگویند از هر برنامهای برای موسیقی حمایت میکنیم. حمایتهایی که از کنسرت شما شد راضی کننده بود؟
ارسال شده در دستۀ : زندگینامه، قزوین
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۲۹)

عارف قزوینی که بود ؟ – قسمت اول
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
بعد از پخش یکی از قسمت های سریال شهریار که در آن تصویر مبهم و بسیار نا مناسبی از عارف قزوینی به نمایش در آمد بنده هم باید به سهم خودم یک مطلبی در شکایت به این موضوع می نوشتم که متاسفانه وقت لازم را نداشتم.تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم عارف را به علاقه مندان همانطور که بود بشناسانم ، نه آنطور که دیگران می خواهند.دوست نداشتم عارف را با سیاست های رسانه غیر ملی آمیخته کنند که متاسفانه کمال تبریزی ، نه تنها عارف ، بلکه ایرج میرزا ، ملک الشعرای بهار و دیگران را هم قربانی بزرگنمایی شخصیت شهریار کرد.چطور می شود که شهریار ۲۰ -۲۵ساله ی کمال تبریزی، که در این سریال نقش یک فرد معصوم و بی گناه را بازی می کند ، همه اساطیر شعر ما را نصیحت و به راه راست هدایت می کند؟.ایرج میرزا را به بی ادبی شعر هایش محکوم میکند (بنده شخصاً با این محکومیت موافق هستم چون اکثر شعرهای ایرج میرزا هزلیات است از این دلیل هم بگذریم بنده حداقل به خاطر توهین هایی که به عارف قزوینی کرده با او بسیار مخالفم.)،از شعر ملک الشعرای بهار ایراد می گیرد و عارف قزوینی را به هوس بازی و تجاوز به حقوق مردم و هزار چیز دیگر محکوم و او را بخاطر این کارها ترک و با او قهر می کند و عارف برای اینکه شهریار جوان او را تحویل بگیرد منت او را می کشد!.یک ضرب المثل که همیشه در این مواقع مطرح می شود این است : “سیاست پدر و مادر ندارد”.برای اجرایی شدن یک سیاست هر کسی در بین راه قربانی می شود حالا اگر شخص عارف قزوینی ، شخصی آزادیخواه که سالیان دراز برای رسیدن به مشروطه مشقت های بسیاری تحمل کرد و چه تبعیدهایی که نکشید ، باشد.بنده اصلاً با شهریار مخالفتی ندارم و خیلی از اشعارش را هم دوست دارم ، نکته جالب این سریال هم در اینجا است که با کمی دقت در برخی از قسمت ها دیده میشد که خود آقای شهریار شعرهای خودش را اشتباه و بدون قافیه می خواند! اگر هم فکر آمیخته بودن سیاست را در این سریال از سرمان بیرون کنیم تنها یک دلیل برای بزرگنمایی های سریال شهریار می ماند و آن هم خود کمال تبریزی است.حس همشهری گرایی آقای تبریزی نباید طوری در سریال نمود پیدا می کرد که برای بالا بردن شخصیت شهریار دیگران را به پایین بیاورد.

برویم سراغ زندگی عارف و منش و رفتارش تا دیگر خوتان نسبت به موضع این سریال قضاوت کنید.زندگی نامه ای که خواهید خواند از دو کتاب مشاهیر قزوین و سرگذشت موسیقی دانان قزوین جمع آوری شده که از همین جا از آقای مهدی نور محمدی به خاطر زحمات بی دریغی که برای تالیف این کتابها کشیده اند تشکر کنم . قبلاً در مطلب خاطراتی از موسیقی دانان یک کتاب از ایشان معرفی شده بود.به علت طولانی بودن زندگی نامه عارف و ضرورت بر کامل نوشتن آن ، بنده مجبور به سه قسمتی کردن آن شدم.در بین قسمت اول و قسمت دوم ، چند تصنیف عارف را که توسط دیگر هنرمندان بازخوانی شده است ، برای دانلود منتشر می کنم.در ارتباط با همین موضوع ، از همه دوستان (مخصوصاً وبلاگ نویسان و صاحبان فن ) عاجزانه می خواهم که اگر از عارف تصنیفی دارند که بازخوانی شده ( غیر از موارد : از خون جوانان وطن لاله دمیده-شجریان ، آمان-شجریان،چه شورها-بنان،چه شورها-اقبال آذر و افتخار آفاق-شجریان ) آن را در محیطی آپلود و یا آنرا به ایمیل وبلاگ ارسال کنند تا هم به اسم خودشان در وبلاگ بگذارم و هم یک مرجع مناسبی برای تصنیف های عارف به وجود آید.
ارسال شده در دستۀ : زندگینامه، قزوین، مقاله
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۳۵)







