بایگانی برای ’ مقاله‘ موضوع

شجریان ، سعدی ، سه گاه و چهارگاه
۴ مهر ۱۳۸۵
دستگاههای سه گاه و چهار گاه یکی از با شکوه ترین آوازهای موسیقی اصیل ایرانی است که اساتید بسیاری در آنها به اجرای برنامه پرداخته اند و هر یک به سبک و سیاق خود توانسته اند آثار ارزشمندی دراین دستگاهها بر جای بگذارند . نکته ای که در این مقال قصد پرداختن به آن وجود دارد ارتباطی است که میتوان به طنین آوای این دستگاهها و آثار ارزشمند استاد شجریان در آنها و ضلع سوم دیگری به نام غزلیات سعدی اشاره کرد . ویژگی بارزدستگاه سه گاه و چهار گاه این است که بسیاری از حالات آوازهای دیگر را در خود جای داده اند . در برخی موراد غمناکی همایون ، اثرپذیری افشاری ، شادی ماهور و … را یک جا میتوان در سه گاه و یا چهار گاه دید . همچنین عظمت و جلال منحصر به فردی در این آواهاست که کمتر میتوان آن را در آوازی دیگر دید.
…و اما استفاده از اشعار غزلسرای بی نظیر ایران زمین شیخ اجل سعدی شیرازی در موسیقی اصیل ایرانی ، شوقی زیبا را در دوستداران شعر و ادب پارسی ایجاد میکند . بی گمان سعدی در قله غزلیات عاشقانه و نثر نویسی ادبیات فارسی قرار دارد . چنانکه دروصف روی عاشق چنین میسراید:
مشنو ایدوست که غیر ازتومرایاری هست یا شب و روز بجزفکرتوام کاری هست
اشعار اغراق آمیز او در توصیف ارادت عاشق به معشوق مورد الهام بسیاری دیگر از شاعران از جمله حافظ قرار گرفته است.
سعدی :
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
حافظ :
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم کز بهر جرعه ای همه محتاج این دریم
سعدی در ابیات فراوانی به طوردلپذیری خشوع مرید رانسبت به مراد میرساند و به بهترین نحو حالات عابد به معبود را بیان میدارد .
اگر مراد تو ای دوست نامرادی ماست مراد خویش دگر باره من نخواهم خواست
از خوانند گانی که به بهترین نحو حق اشعار زیبای سعدی را ادا کرده است استاد مسلم آواز ایران زمین ، محمد رضا شجریان است . وی در دو اثر جاودانه و تاریخی خود یعنی “دستان” و “در خیال” به یک اجرای افسانه ای و خیال انگیز ،به ترتیب در دو دستگاه چهار گاه و سه گاه می پردازد. کمتر کسی است که این دو اثر را شنیده باشد و تحت تاثیر نوای پرطنین آوازها و یا تصانیف آن قرار نگرفته باشد. استاد شجریان اوج را به گونه ای باور نکردنی در هر دو آلبوم با تسلطی متعالی اجرا میکند که مو بر تن شنونده راست میشود . ادیبان و پارسی شناسان به خوبی به جایگاه والای اشعار سعدی در بین همه شاعران واقفند و استاد شجریان با پی بردن به این جایگاه ، اشعار بسیاری از سعدی را در آلبومهای خود بکار گرفته است. ولی نکته بارز بکار گیری این اشعار در دستگاه چهارگاه ،توسط استاد شجریان نکته مهمی است که نباید از نظرها دور داشت.
در آلبوم زیبای دستان این اشعارسعدی استفاده شده است :
از در درآمدی و من از خود به درشـــــدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بیخـــــبر شدم
چون شبنم اوفتــــــاده بدم پیش آفتــــاب مهرم به جان رسید و به عیوق بــرشدم
گفتم ببینمش مگــــــرم درد اشتــــــــیاق ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شـــــدم
دستـــــــــم نداد قـــــوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم وچندی به سر شدم
تا رفتنــــــــش ببینم و گفتنــــــش بشنوم از پای تا به سر همه سمع وبصر شدم
من چشم از او چـــگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شـــــــدم
بیزارم از وفـــــــــای تو یـک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگرشدم
او را خود التفات نبـــــــــودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شـــــــدم
گویند روی سرخ تو سعــــدی چه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
سعدی
دوش دورازرویت ای جان جانم ازغم تاب داشت ابرچشمم بررخ ازســـــودای دل ســـیلاب داشت
نز تفکر عقل مسکین پایمال عشــــق شـــــــد نز پریشانی دل شوریده چشـــــمم خواب داشت
نقش نامت کرده دل محـــــــــراب تسبیح وجود تا سحر تسبیح گویان روی در محـــــــراب داشت
دیدهام میجست و گفتندم نبینی روی دوست عاقبت معلوم کردند اندر او سیـماب داشـــــــــت
روزگار عشق خوبان شهد فائــــــــق می نمود بازدانستم که زهر آلوده شهدآلوده زهرناب داشت
سعدی این ره مشکل افتادست دردریای عشق کاول آخر در صــــــبوری اندکـــــی پایاب داشــــت
میبرزند ز مشـــــــــــــرق شمع فلک زبانه ای ساقی صبوحی درده می شبانه
عقلم بدزد لختی چند اختیــــــــار دانــــــش هوشم ببر زمــــانی تا کی غم زمانه
گر سنگ فتنه بارد فرق منــــــــش سپر کن ور تیر طعنه آید جــــان منش نشانه
گر می به جان دهندت بستان که پیش دانا ز آب حیات بهتر خاک شــــــرابـخانه
آن کوزه بر کفــــــــم نه کب حــــــــیات دارد هم طعم نار دارد هم رنگ نـــــاردانه
صوفی چگونه گـــــــــردد گرد شراب صافی گنجشک را نگنجد عنقا در آشـیانـــه
دیوانگان نترسند از صــــــولت قیـــــــــــامت بشکیبد اسب چوبین ازسیف وتازیانه
صوفی و کنج خلوت سعدی و طرف صحــرا صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهـــانه
در غزل “دوش دور از رویت …” استاد چهار بیت ابتدایی را در اوج میخواند که نشان دهنده حنجره توانای وی است . آواز این غزل به قدری تاثیر گذار است که شنونده مبهوت از اجرای بی نقص خواننده ، فقط میتواند نوای توانای وی را ستایش کند و بس .در خیال
در آلبوم بی نظیر در خیال ، استاد مجددا با استفاده از دستگاه سه گاه از اشعار سعدی بهره میگیرد و آواز و تصانیف زیبایی را اجرا میکند .
خبـــــــــرت خراب تر کرد جــــراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالـــــــی و ندانمت کجایی
تو جفای خود بکردی و نــــــه من نمیتوانم که جفا کنم ولیکن تو نه لایـــــــــق جفایی
چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دســــــــــتان تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی
دل خویش را بگفتم چو تو دوست میگرفتم نه عجــــــــــب که خـــــوبرویان بکنند بی وفایی
سخنی که با تودارم به نسیم صبح گــفتم دگری نمی شناسم تو بــــــبر که آشنــــــــایی
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت برو ای فقـــــــــیه و با ما مفروش پارســایــــــی
در چشم بامدادان به بهشت برگــــــشودن نه چنان لطیف باشـــــــدکه بدوست برگشایی
و در ادامه تصنیف زیبایی با غزل سعدی :
سر آن ندارد امشب که برآیـــــــــد آفتـــــــــابـــی چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خــــوابی
نفس خروس بگرفت که نوبـــــــتی بخــــــــوانـــد همه بلبلان بمردند و نماند جـــز غـرابی
برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کـــــــــــن که هزار بار گفتی و نیامــــــــدت جوابی
دل همچو سنگت ایدوست به آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی
و باز آواز بسیار زیبایی با یک غزل دیگر سعدی در همین آلبوم وجود دارد :
برخیز تا یکسو نهیم این دلـــــق ازرق فام را بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوی نام را
هرساعت از نو قبله ای بابت پرستی میرود توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
می با جوانان خوردنت باری تمـــــنا می کند تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را
غافل مباش ار عاقلی دریاب اگر صــاحبدلی باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را
دلبندم آن پیمان گسل منظور چشم آرام دل نی نی دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را
باران اشکم میرود وز ابرم آتش می جــــــهد باپختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام را
البته علاوه بر موارد فوق بازهم میتوان در اجراهای دیگر استاد مانند گلهای تازه شماره ۹۷ که شعر زیبای
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم (سعدی)
به کار گرفته شده است آوای دستگاه سه گاه را شنید .
مخلص کلام آنکه استاد شجریان پیوند زیبایی بین غزلیات سعدی و دستگاه سه گاه و چهار گاه برقرار کرده است که به همین خاطر باید برای این نغمه گر آوای ایران زمین جایگاه و احترام ویژه ای قائل بود .
ارسال شده در دستۀ : معرفی آلبوم و اثر، مقاله
نوشته شده توسط : محمد | نظرات (۴)

تلویزیون و جفا به موسیقی اصیل ایرانی
۱۶ شهریور ۱۳۸۵
مجموعه تلویزیونی نرگس را حتما دیده اید. تاثیر این مجموعه به قدری است که هرجا می روی در مورد این سریال صحبت میکنند و هر کسی در خصوص نقشهای متفاوت بازیگران آن اظهار نظر می نماید. نفوذ فراگیر پخش این سریال در جامعه به قدری زیاد است که احتمالا کسی نیست که در خصوص داستان آن اطلاعاتی هر چند اندک نداشته باشد. آیا به نظر شما هیچ رسانه دیگری میتوانست تا این اندازه پرقدرت وتوانا باشد که بتواند یک سوژه مورد نظر را اینگونه در جامعه اشاعه دهد و در گفنگوهای شخصی و خانوادگی مردم تاثیرگذار باشد؟ قطعا قبول خواهید کرد تاثیری که تلویزیون – ونه صدا و سیما- دارد هیچ رسانه دیگری نخواهد داشت .

…واما در سایر حیطه های مختلف اجتماعی نیز این تلویزیون است که منش و خط سیر تعلقات ذهنی و حتی سلائق را تعیین میکند . به عنوان مثال پرداختن بیش از حد به ورزش فوتبال و بازیکنان آن باعث رونق هرچه بیشتر این ورزش و شناسایی افرادی شده است که در این وادی مشغول به کار هستند. چندی پیش که استاد شجریان در یک مسابقه فوتبال در ورزشگاه آزادی به همراه پسربچه کوچکش حاضر بودند، وقتی گزارشگر تلویزیون از آن کودک در خصوص علاقمندی او به هنر و به ویِژه آواز میپرسد وی با کمال تعجب فوتبال را ترجیح می دهد. مشاهده میشود که تاثیر رسانه جمعی تلویزیون به حدی است که در خانواده هنرمندان بزرگ هم رخنه کرده و سلائق را از هنری که در آنجا وجود دارد به سمت و سویی دیگر هدایت کرده است .

فرق دستگاه و آواز در چیست ؟
۱۰ تیر ۱۳۸۵
برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و …” دستگاه” و بیات اصفهان و دشتی و … “آواز” نامیده میشوند .

برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چگونه از هم شناخته می شوند و چه فرقی با هم دارند .
برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار مرسوم است و می دانند پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان ویلن و کمانچه معمولا ماهور ر یا سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز می شوند ) حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن پرده ها از حالت بکار می باشد مثلا اگر در دستگاه ” ماهور دو” یا به عبارت بهتر ” گام دو” نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز افشاری می نامند ولی اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن و می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و … .
توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها نیستند ، اینکه حداقل تغییری ایجاد شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس شکوه و عظمت بیشتری نسبت به مثلا دشتی که سوزناک تر است دارد . البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا نداشته باشد . مثلا آهنگ معروف ” ای ایران ” در دستگاه دشتی که عموما غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی تصنیف شده است که کاملا حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگسازان دارد که بتوانند چنین هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که ۹۰% تصنیف های دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف قزوینی مانند ” گریه کن ” و ” گریه را به مستی بهانه کردم ” و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند ” کاروان ” و ” نوای نی ” و آهنگ ” آه سحر” از روح الله خالقی .
حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :
اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند مانند آن دستگاهی هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد تغییر کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در مرکب نوازی که یک گوشه دلکش ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .
تقسیم بندی بدین صورت است:
۱- دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .
۲- دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک و نوا است .
۳- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .
۴- دستگاه چهارگاه
۵- دستگاه سه گاه
دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه و پنج آواز معتقدند بدین صورت که راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار می آورند ولی نوا نیز دقیقا در پرده های شور و راست پنجگاه نیز در پرده های ماهور نواخته می شود که به این علت تقسیم بندی وزیری علمی تر به نظر می رسد .
البته عده ای نیز بر نظریه دوازده دستگاه معتقند چون واقعا اگر جنبه نظری را کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام شنیدن کاملا تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این تقسیم بندی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد .
نکته دیگر اینکه اصول مرکب نوازی دقیقا مبتنی بر آگاهی از همین مطالب دارد و کسانی که بر این موارد تسلط داشته باشند براحتی می توانند از هر دستگاهی به دستگاه دیگر تغییر مقام بدهند و از نظر علمی هیچ محدودیتی برای مرکب نوازی وجود ندارد هر چند که تا کنون این کار برای همه دستگاهها مرسوم ( یا به عبارت بهتر اختراع نشده است ) نشده است ولی برای مثال اخیرا مرکب نوازی از همایون به بیات ترک که اینجانب تاکنون نشنیده بودم توسط مرحوم ایرج بسطامی اجرا شده است که بزودی مقاله ای در مورد مرکب نوازی های معمول و آنهایی که نوآوری دارند با ذکر مثال خواهم نوشت .
ارسال شده در دستۀ : مقاله
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۱)







