بایگانی برای ’ مقاله‘ موضوع

هنر آواز خوانی شجریان ، شعر ؛ جواهری در دست او
۲۰ اسفند ۱۳۸۵
برای درک و شناخت آواز استاد محمدرضا شجریان، مرور آثار گذشتگان ضروری به نظرمیرسد. در این مرور میتوان موقعیت و کارکر د آواز را تبیین کرد و بر اساس آن جایگاه و هنر آوازخوانی ایشان را به نظاره نشست. استناد ما به آثار گذشته، متکی به اواخر عهد قاجار و زمانی است که اولین ضبطهای موسیقی شکل گرفته است. با بررسی آثار موجو د نقاط قوت و همچنین نقاط ضعف متعددی را میتوان بازشناخت. با همه اینها، نقاط قوت آثار بیشتر مشهود است. زیرا این آثار مجمل، مختصر و کوتاه است. طبیعی است وقتی کوتاه و گزیده سخن بگوییم، معایب کمتر مشخص میشود. به عبارتی اگر خواننده دو – سه بیت، یعنی دو – سه گوشه بخواند، راحتتر و مناسب تر امکانات صدای خود را به نمایش می گذارد. این رویکرد امکانات ناگفته صدا را پنهان نگاه می دارد. حال اگر خواننده ای قرار باشد دهها آواز بخواند و در یک مدت زمان طولانی گوشه ها و نغمه های مختلفی را بیان کند، کار قدری مشکل میشود. به خصوص اگر این آوازها شبیه هم نبوده و هر کدام تکرار دیگری نباشد. در قضاوت و بررسی آثار گذشتگان با توانایی حنجره و صدا، تنوع تحریر، تسلسل تحریر و اوج خوانی پرقدرت مواجهیم. اما در تلفیق شعر و موسیقی و حتی در انتخاب شعر مناسب با مشکل روبه رو می شویم. مشکلی که به نظرمیرسد خوانندگان در گذشته چندان به این وجه عنایت نداشته اند یا کم توجه بوده اند.

نگاهی به زندگی و آثار روح الله خالقی
۳۰ بهمن ۱۳۸۵
امسال صدمین سال تولد روح الله خالقی موسیقیدان و آهنگساز برجسته ایران است. به همین مناسبت و به همت دختر موسیقیدان او، گلنوش خالقی مجموعه ای از مقالات، یادداشت ها و نامه هایش در کتابی با عنوان ‘ای ایران’ انتشار یافته و آفریده های او نیز در چهار سی دی به بازار آمده است.
از این ها گذشته بیست و یکم آبان ماه امسال، چهل و یکمین سالروز در گذشت خالقی نیز هست.این مناسبت های
چندگانه فرصتی پیش می آورد مغتنم، که نگاهی گذرا در زندگی، اندیشه و هنر او مبنی کنیم . علینقی وزیری در مدرسه موسیقی خود که در سال ۱۳۰۲ خورشیدی بنیاد نهاده بود، می کوشید تا به استقبال و اندیشه های نوگرایانه به هنرجویان مکتبی را به وجود آورد که پس از او گردونه نو آوری از چرخش بازنماند. نوآوری از آنجا که خلاف عادت و سنت عمل می کند برای به راه افتادن و از جریان باز نماندن، به نیرویی بزرگ تر از نیروی یک فرد نیاز دارد. یک نفر”متبکر” می شود ولی پیروان او هستند که به ابتکارات استمرار می بخشند.هرچه تعداد پیروان بیشتر باشد نو آوری زودتر به یک جریان اجتماعی – فرهنگی تبدیل می شود و آسانتر پذیرش جامعه را به دست می آورد.بهترین نمونه برای پذیرش نو آوری از سوی جامعه شاید مورد شعرنو در ایران باشد. نیما، طلایه دار نوآوری بود. ولی اگر پیروانی گاه پرشور تر از خود او نمی بودند و نوآوری های او را دستور العمل خود قرار نمی دادند شعر نو نیمایی به این سادگی ها از سوی جامعه پذیرفته نمی شد.علینقی وزیری نیز که از قضا ابتکارات خود را در موسیقی کما بیش همزمان با نیما آغاز کرده بود، پیروانی ثابت قدم پیدا کرد که توانستند پس از خروج او از صحنه گردونه نوآوری را بگردانند.البته تعداد پیروان او در مقایسه با شمار جانبداران نیما اندک بود و همین امر بار مسئولیتی را که آنها به دوش می گرفتند سنگین تر می ساخت.
ارسال شده در دستۀ : زندگینامه، مقاله
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۱۱)

به یاد صبا به مناسبت یکصدمین سال تولدش
۱۹ بهمن ۱۳۸۵
اوایل آذرماه روزنامه های تهران از صدمین سال تولد استاد ابوالحسن صبا موسیقیدان بزرگ ایرانی خبر دادند و نوشتند که به مناسبت صدمین سال تولد او مراسم بزرگداشتی از سوی خانه موسیقی ایران برگزار می شود.
در دوازدهم آذر نیز یکی از روزنامه ها نوشت که ارکستر سمفونیک تهران در روزهای ۱۵ و ۱۶ آذرماه به یاد ابوالحسن صبا برنامه ای اجرا می کند.همان روز که روزنامه ها خبر از صدمین سال تولد صبا داده بودند، از اینکه خانه صبا در حال ویرانی است شکوه کرده بودند چنانکه خواننده احساس می کرد حفظ و نگهداری این خانه که خانه پدری صباست و استاد در آنجا متولد شده، بزرگ شده، آهنگ های خود را ساخته و سر انجام در همانجا خاموش شده، واجب تر از تدارک برنامه بزرگداشت است. ابوالحسن صبا خانه کوچک اما خاندان بزرگی داشت. پدرش ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند محمد جعفر خان صدرالحکما فرزند محمود خان صبا شاعر و نقاش بلند آوازه عهد ناصری بود.
ابوالحسن صبا به سال ۱۲۸۱ شمسی در چنین خاندانی پا به عرصه هستی نهاد. ساز اصلی صبا ویولن بود. اما در نواختن سازهای دیگر از قبیل سنتور، تار، سه تار، کمانچه، ضرب و نی به درجه استادی رسید.
صبا ویولن را نزد حسن خان هنگ آفرین، سنتور را نزد علی اکبر شاهی و حبیب سماعی، کمانچه را نزد حسین خان اسماعیل زاده، ضرب را نزد حاجی خان ضربی، نی را نزد اکبر خان، تار را نزد استاد علینقی وزیری، سه تار را در مکتب استاد میرزا عبدالله و غلامحسین درویش به کمال رساند.
ارسال شده در دستۀ : زندگینامه، مقاله
نوشته شده توسط : محمد | نظرات (۹)







