بایگانی برای ’ مقاله‘ موضوع

عارف قزوینی که بود ؟ – قسمت اول
۲۴ مرداد ۱۳۸۷
بعد از پخش یکی از قسمت های سریال شهریار که در آن تصویر مبهم و بسیار نا مناسبی از عارف قزوینی به نمایش در آمد بنده هم باید به سهم خودم یک مطلبی در شکایت به این موضوع می نوشتم که متاسفانه وقت لازم را نداشتم.تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم عارف را به علاقه مندان همانطور که بود بشناسانم ، نه آنطور که دیگران می خواهند.دوست نداشتم عارف را با سیاست های رسانه غیر ملی آمیخته کنند که متاسفانه کمال تبریزی ، نه تنها عارف ، بلکه ایرج میرزا ، ملک الشعرای بهار و دیگران را هم قربانی بزرگنمایی شخصیت شهریار کرد.چطور می شود که شهریار ۲۰ -۲۵ساله ی کمال تبریزی، که در این سریال نقش یک فرد معصوم و بی گناه را بازی می کند ، همه اساطیر شعر ما را نصیحت و به راه راست هدایت می کند؟.ایرج میرزا را به بی ادبی شعر هایش محکوم میکند (بنده شخصاً با این محکومیت موافق هستم چون اکثر شعرهای ایرج میرزا هزلیات است از این دلیل هم بگذریم بنده حداقل به خاطر توهین هایی که به عارف قزوینی کرده با او بسیار مخالفم.)،از شعر ملک الشعرای بهار ایراد می گیرد و عارف قزوینی را به هوس بازی و تجاوز به حقوق مردم و هزار چیز دیگر محکوم و او را بخاطر این کارها ترک و با او قهر می کند و عارف برای اینکه شهریار جوان او را تحویل بگیرد منت او را می کشد!.یک ضرب المثل که همیشه در این مواقع مطرح می شود این است : “سیاست پدر و مادر ندارد”.برای اجرایی شدن یک سیاست هر کسی در بین راه قربانی می شود حالا اگر شخص عارف قزوینی ، شخصی آزادیخواه که سالیان دراز برای رسیدن به مشروطه مشقت های بسیاری تحمل کرد و چه تبعیدهایی که نکشید ، باشد.بنده اصلاً با شهریار مخالفتی ندارم و خیلی از اشعارش را هم دوست دارم ، نکته جالب این سریال هم در اینجا است که با کمی دقت در برخی از قسمت ها دیده میشد که خود آقای شهریار شعرهای خودش را اشتباه و بدون قافیه می خواند! اگر هم فکر آمیخته بودن سیاست را در این سریال از سرمان بیرون کنیم تنها یک دلیل برای بزرگنمایی های سریال شهریار می ماند و آن هم خود کمال تبریزی است.حس همشهری گرایی آقای تبریزی نباید طوری در سریال نمود پیدا می کرد که برای بالا بردن شخصیت شهریار دیگران را به پایین بیاورد.

برویم سراغ زندگی عارف و منش و رفتارش تا دیگر خوتان نسبت به موضع این سریال قضاوت کنید.زندگی نامه ای که خواهید خواند از دو کتاب مشاهیر قزوین و سرگذشت موسیقی دانان قزوین جمع آوری شده که از همین جا از آقای مهدی نور محمدی به خاطر زحمات بی دریغی که برای تالیف این کتابها کشیده اند تشکر کنم . قبلاً در مطلب خاطراتی از موسیقی دانان یک کتاب از ایشان معرفی شده بود.به علت طولانی بودن زندگی نامه عارف و ضرورت بر کامل نوشتن آن ، بنده مجبور به سه قسمتی کردن آن شدم.در بین قسمت اول و قسمت دوم ، چند تصنیف عارف را که توسط دیگر هنرمندان بازخوانی شده است ، برای دانلود منتشر می کنم.در ارتباط با همین موضوع ، از همه دوستان (مخصوصاً وبلاگ نویسان و صاحبان فن ) عاجزانه می خواهم که اگر از عارف تصنیفی دارند که بازخوانی شده ( غیر از موارد : از خون جوانان وطن لاله دمیده-شجریان ، آمان-شجریان،چه شورها-بنان،چه شورها-اقبال آذر و افتخار آفاق-شجریان ) آن را در محیطی آپلود و یا آنرا به ایمیل وبلاگ ارسال کنند تا هم به اسم خودشان در وبلاگ بگذارم و هم یک مرجع مناسبی برای تصنیف های عارف به وجود آید.
ارسال شده در دستۀ : زندگینامه، قزوین، مقاله
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۳۵)

چرا کامکارها در عرصه موسیقی ماندگار شدند؟
۲۰ فروردین ۱۳۸۶
کامکارها آدم را به یاد قصه معروف پدری می اندازند که هنگام مرگ ، فرزندانش را می خواند و به هرکدام از آنها تکه چوبی می دهد و از آنها می خواهد که چوب را بشکنند.فرزندان چوب را می شکنند. پدر چوبی بر چوب قبلی اضافه می کند و از آنها می خواهد که هر دو چوب را با هم بشکنند واین کار را تا چند چوب ادامه می دهد. وقتی تعداد چوبها به شش یا هفت می رسد، کسی از فرزندان، حتی زورمندترین آنها به رغم به کار بردن تمامی توان خود قادر به شکستن دسته چوب ها نمی شود . اینجاست که پدر روبه فرزندان کرده و می گوید : اگر با هم متحد باشید کسی نمی تواند شما را بشکند و همه گاه اعتبار و منزلت خودتان را دارید.به گمانم روزی که استاد حسن کامکار داشت زندگی را بدرود می گفت این قصه در ذهنش جولان می کرد و می دانست که پراکندگی و تفرقه چه مصیبت بزرگی است و با آدمی چه می کند . پس او هم فرزندانش را پیش خود نشاند و توصیه هایی کرد که تا به امروز که ۲۵ سال از شکل گیری این گروه می گذرد، همچنان آویزه گوش کامکارهاست.

اما به راستی راز ماندگاری کامکارها در چیست؟

سال ۸۵ و اتفاقات مهم موسیقی ایران در این سال
۲۳ اسفند ۱۳۸۵
سال ۸۵ شاهد اتفاق هاى زیادى براى موسیقى ایران بود، اما بیش از این که سال اتفاق هاى موسیقى باشد، سال چهره هاى موسیقى و فعالیت ها و اخبار جدید آنها بود؛ چهره هایى که آمدند و چهره هایى که رفتند. چهره هایى که با آمدنشان خبر یک روزنامه ها شدند و چهره هایى که با رفتنشان نخستین تیترها را ساختند. اگرچه نمى توان ازکنار اتفاق هاى مهمى که در موسیقى امسال رخ داد، به راحتى گذشت.
کنسرت ها :
بى شک مهم ترین کنسرت هاى موسیقى در سال ،۸۵ اجراى قطعه «نى نوا» ساخته «حسین علیزاده» به وسیله
گروه زهى پارسیان و کنسرت گروه دستان بودند.قطعه «نى نوا»ى حسین علیزاده که یکى از شنیدنى ترین قطعات ساخته شده اوست، به همت بچه هاى ارکستر پارسیان در آخرین روزهاى تابستان در کاخ نیاوران اجرا شد؛ کنسرتى که مخاطبان بسیارى را راضى کرد. گروه موسیقى دستان نیز که سعى شان بر این است هرسال در ایران برنامه اى را اجرا کنند، به اجراى قطعات جدید پرداختند. بارزترین ویژگى کنسرت هاى این گروه را باید در اجراى قطعات نو در هر کنسرت و اجتناب از تکرار دانست. نوازندگان و آهنگسازان این گروه که همگى از معتبرترین موسیقیدانان ایرانى هستند، سال هاست که کنار هم ساز زده اند و لهجه هاى موسیقایى هم را قبول دارند. این گروه امسال «سالار عقیلى» را به عنوان خواننده جدیدش با خود همراه کرد.گروه موسیقى کامکارها نیز که لقب ماندگارترین گروه موسیقى ایران را از آن خود کرده است، در کنسرتى بزرگ در تالار وزارت کشور به اجراى کنسرتى به نام « شور کامکارها» پرداخت. در این کنسرت همه گروه حاضر بودند و قطعات جدیدى را در دو بخش ایرانى و کردى به صحنه بردند.اما یکى دیگر از کنسرت هاى به یادماندنى امسال کنسرت موسیقى گروه «نفر» به سرپرستى «محسن نفر» و آواز «حسین علیشاپور» بود و سر و صداى زیادى به پا کرد و مخاطبان زیادى را جذب کرد.نفر که سال ها از موسیقى صحنه اى دور بود، امسال با بهره گیرى از آواز علیشاپور، کنسرت خوبى را در خلال برنامه هاى جشنواره موسیقى فجر در تالار اصلى تئاتر شهر به صحنه برد. علیرضا قربانى خواننده جوان ارکستر موسیقى ملى ایران نیز تصمیم به همکارى با گروه موسیقى «ایرانى» گرفت و دانسته هایش در آواز ایرانى را در سه شب در تالار وحدت عرضه کرد. در میان کنسرت هاى موفق خارجى هم باید به کنسرت استاد شجریان به همراه گروه جدیدش در یونسکو اشاره کرد. او که سال ها با ترکیب اصلى حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرش همایون کار کرده بود، امسال تصمیم به جدایى از آنها و پیوستن به گروهى جدیدى با بهره گیرى از نوازندگانى چون «سعید فرجپورى» کمانچه،«محمد فیروزى» عود و«همایون شجریان» تنبک وخواننده و مجید درخشانى به عنوان نوازنده تار گرفت. این گروه تصمیم دارند تا در بهار ۸۶ کنسرتى بزرگ را در تهران ترتیب دهند که قطعات آن از آهنگسازى هاى درخشانى،«شجریان»، «فرجپورى» است.
برگزارى کلاس هاى آواز شجریان
ارسال شده در دستۀ : مقاله
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۱۵)







