بایگانی برای ’ مقاله‘ موضوع

گزارشی از شب دوم کنسرت همایون شجریان در قزوین

۲۲ اسفند ۱۳۸۸

دومین و آخرین شب کنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار دیشب در سالن شهید بابایی شهر قزوین  برگزار شد ، اما این کنسرت حاشیه های زیادی نسبت به شب اول این کنسرت داشت.از آنجا که بنده باز هم با لطف آقایان اسحاق چگینی و داریوش کاکاوند ،دیشب افتخارهمکاری در برگزاری کنسرت را با دوستان شرکت«دل آواز»داشتم و از نزدیک شاهد فرآیند برگزاری این کنسرت  بودم، بسیاری از مشکلات و موانع را از نزدیک حس کرده و تازه متوجه میزان سختی برگزاری یک چنین مراسمی شدم !

بغیر از حواشی‌ای که در ادامه به آن اشاره می‌شود ، تمام برنامه ها مانند شب اول کنسرت اجرا شد که می توانید برای اطلاع ، آنها را در گزارش شب اول کنسرت  ، در ایــنــجا مشاهده کنید.

قطع برق ۵ دقیقه بعد از آغاز برنامه

دومین شب کنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار بدون تاخیر راس ساعت ۸:۰۰ آغاز شد ، با تشویق حاضرین گروه روی سن آمده و مشغول اجرای قطعات شدند و در حال اجرای آواز « بی دل و بی زبان » بودند که ناگهان برق تمام سالن قطع شد.طوری که حتی چشم ، چشم را نمی دید.اینجا بود که تکاپوی تیم برگزاری کنسرت صد برابر شد ، نگرانی از امنیت گروه و جویا شدن دلایل قطع برق ، تشویق پیاپی و ریتمیک تماشاگران ، جابجا شدن بعضی از حاضران از روی صندلیشان ، صدای گریۀ کودکان ، همگی لحظات سختی را برای بنده و دیگر دوستان رقم زد ، البته تشویق های ضرب‌آهنگ‌دار و پی در پی مردم در این تاریکی دلگرمی زیادی به همراه داشت .بعد از چند دقیقه داریوش کاکاوند با همایون شجریان دربارۀ دلیل قطعی برق صحبت کرد ، همایون شجریان به همراه داریوش کاکاوند به جلوی سن رفته و بدون بلندگو با مردم صحبت می کند و به آنها اطلاع می‌دهد که  تا زمانی که این مشکل حل شود گروه از روی سن خارج می‌شوند.مشاهدات اولیه نشان دهندۀ این بود که به دلیل بالا بودن میزان برق مصرفی کنتورهای اصلی سالن و سیم های مربوط به آن تمامی سوخته اند ، آتش گرفتن کنتور و سیم ها در حیاط پشت سن ، در پشت صحنه استرس زیادی را به اعضای گروه وارد می‌کرد.نشاندن خیلی از حاضرین که بنا به هر دلیلی در سالن راه افتاده بودند سختی کار را بیشتر می کرد.سر انجام بعد از ۲۰ دقیقه  تلاش مضاعف تیم برگزاری  مخصوصاً صدابردار کنسرت جناب آقای شمس ، تمامی سیم ها و کنتور تعویض شد و بعد از روشن کردن و راه اندازی مجدد بلندگوها و مانیتورها ، برق سالن به طور کامل ، مجدداً وصل گردید.اما دلیل بروز این مشکل و اینکه آیا از قبل نباید پیشگیری میشد یا نه ، سوالی بود که در آخر بی پاسخ ماند و چه بسا صحبتی که صدابردار با مسئول سالن می‌کرد نشان از این داشت که سیم ها از اول ناپایدار بوده و برای  چنین کاری ساخته نشده  و تحمل چنین جریانی را نداشته‌اند.قطع برق اتفاقی بود که پارسال هم برای همایون شجریان و گروه دستان  در کنسرت شهریور ماه آنها در تالار وزارت کشور در دو شب پیاپی اتفاق افتاد و استاد شجریان آن را «شیطنت» خواند.

خواندن بقیه این مطلب »

ارسال شده در دستۀ : خبر، قزوین، مقاله، گزارش
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۳۷)

گزارشی از اولین شب کنسرت همایون شجریان و همنوازان حصار در قزوین

۲۱ اسفند ۱۳۸۸

وبلاگ آواز : اولین شب کنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار ، دیشب (پنج‌شنبه – ۲۰ اسفند سال ۱۳۸۸)در شهر ” عارف ” و ” اقبال ” ، شاه‌راه بزرگ کشور، شهر قزوین ، برگزار گردید.همایون شجریان و گروه همنوازان حصار تشکیل شده از : علی قمصری (آهنگساز و سرپرست گروه و نوازندۀ تار) ، علی اصغر عربشاهی (نوازندۀ تار) ، سهراب پورناظری (نوازندۀ کمانچه) ، سامان صمیمی (نوازندۀ کمانچه) ، نگار خارکن (نوازندۀ کمانچه) ، مصباح قمصری (نوازندۀ کمانچۀ باس) ، نوشین پاسدار (نوازندۀ عود) ، حسین رضایی نیا (نوازندۀ دف و دایره) ، همایون نصیری (نوازندۀ دمام) و آیین مشکاتیان (نوازندۀ تمبک و کوزه) ، در این شب در برابر حدود ۲۰۰۰ نفر از مردم هنردوست و هنر شناس قزوین در سالن ورزشی شهید بابایی به هنرنمایی پرداختند و قطعاتی از آلبوم های « آب ، نان ، آواز » ، « نقش خیال » و « نسیم وصل » در مایۀ«  دشتی » ، « دستگاه نوا » و « چهارگاه»  را اجرا نمودند.

قطعات و آثار اجرا شده :

بخش نخست :

۱. مقدمۀ دشتی به‌ همراه آوازهای « بی‌دل و بی‌ زبان » و « صنما » ، کلام مولانا
۲. چهارمضراب دشتی
۳. تصنیف « خاکدان عشق »، کلام مولانا
۴. مقدمه‌ی نوا
۵. ساز و آواز « نقش خیال » ، کلام سعدی
۶. تصنیف «توبه ‌شکن» ، کلام مولانا
۷. ضربی نهفت به‌همراه آواز نهفت، ادامۀ  کلام سعدی
۸. ادامه‌ی ساز و آواز
۹. تصنیف « شهر به شهر » ، کلام هاتف اصفهانی

در بخش نخست ، ابتدا همایون شجریان ، علی قمصری ، مصباح قمصری ، آیین مشکاتیان و سامان صمیمی به روی سن آمدند و با آواز های ریتمیکِ « بی‌دل و بی ‌زبان » و « صنما » با کلام حضرت مولانا و بعد از آن چهارمضراب زیبایی در مایۀ دشتی تماشگران را محو هنرنمایی خود کردند.بعد از اجرای بسیار زیبای تصنیف « خاکدان عشق » باز هم با کلام مولانا ( ای عاشقان‌ای عاشقان من خاک را گوهر کنم … ) و برای آغاز مقدمۀ دستگاه نوا ، بقیۀ اعضای گروه به روی سِن آمده و بعد از تشویق از طرف حضار قسمتهایی را از آلبوم « نقش خیال » شامل : تصنیف « توبه ‌شکن» ، « ضربی نهفت به‌همراه آواز نهفت »و « ادامه‌ی ساز و آواز » با کمی تغییر نسبت به آلبوم نقش خیال ، اجرا کردند.تصنیف  « شهر به شهر » قطعۀ بعدی این کنسرت بود ، تصنیفی بسیار زیبا که مانند دیگر تجربه های علی قمصری و همایون شجریان ، تصنیفی با حال و هوای تازه و در نوع خود بی بدیل اجرا شد.صدای اعضای گروه (کر) هم در این تصنیف و بعضی تصنیف های این بخش و بخش دوم به زیبایی قطعات افزوده بود.

در فاصلۀ بین دو بخش ، شرکت کنندگان و اعضای گروه ، استراحتی حدوداً ۳۰ دقیقه ای کردند.

بخش دوم :

۱. مقدمۀ چهارگاه به‌ همراه آواز « برون از دیده ‌ها »، کلام مولانا
۲. تصنیف « در عاشقی » ، کلام مولانا
۳. تکنوازی تار
۴. تصنیف « آب ، نان ، آواز »، کلام شفیعی کدکنی
۵. ساز و آواز شوشتری ، کلام سعدی
۶. تصنیف « بجان تو »، کلام مولانا
۷. ساز و آواز « گناه عشق » ، کلام سعدی
۸. تصنیف « هوای گریه »، ساختۀ محمدجواد ضرابیان ، کلام سیمین بهبهانی

مولانا خوانی زیبای همایون در دستگاه چهار گاه با آواز« برون از دیده‌ها » و تصنیف روح‌پرور« در عاشقی » ، در بخش دوم ادامه پیدا کرد.تکنوازی  قمصری ، دوست داشتنی‌تر و روانتر از همیشه با مضراب های ویران کننده‌اش لذتی وصف نشدنی به همراه داشت.تصنیف « آب ، نان ، آواز » با شعر محمدرضا شفیعی کدکنی ، نقطۀ اوج این کنسرت بود.این تصنیف تامل برانگیز ، شور و هیجانی مضاعف به بینندگان داد ؛ تنها کسی حال  و هوای این تصنیف را درک می‌کند که خودش در سالن حظور داشته و مو به تنش سیخ شده باشد !

آنچنان بر ما به نان و آب اینجا تنگ‌سالی گشت ؛ که کسی به فکر آوازی نباشد ، اگر آوازی نباشد ؛ شوق پروازی نخواهد بود.

کلامی از استاد سخن ، سعدی بزرگوار با شوشتری زیبا و همراهی کمانچه و همچنین تصنیف « بجان تو » ادامۀ هنرنمایی همایون شجریان و گروه همنوازان حصار بود.ساز و آواز « گناه عشق » از آلبوم نقش خیال ، باز هم بنده را یاد شاهکار علی قمصری و همایون شجریان و دیگر نوازندگان محترم در آلبوم  « نقش خیال » انداخت.با پیش درآمدی زیبا برای تصنیف « هوای گریه » ، این تصنیف با زیبایی هر چه تمامتر اجرا شد، تصنیفی که  حال و هوای  آن طی این سالها محور تقلید انواع و اقسام خواننده ها و حتی بعضی از مداحان قرار گرفته! شنیدن این تصنیف از نزدیک برای شخص بنده افتخار بزرگی بود.

همایون شجریان مرغ سحر نخواند

خواندن بقیه این مطلب »

ارسال شده در دستۀ : خبر، قزوین، مقاله، گزارش
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۷)

تصنیف جدید استاد شجریان(زبان آتش) ، اهداف و تاثیرات در جامعه

۲۴ شهریور ۱۳۸۸

امروز تصنیفی با نام ” آزادی ” منتشر شد که طبق ایـــن خبـــر مجبور به حذف آن از این مطلب شدم.متنی که می خوانید قسمتی است از مطلب اصلی :

حتماً آگاهید که حدود ۱۰ روز پیش ، تصنیف دیگری با نام ” زبان آتش ” با صدای استاد شجریان در اعتراض به اتفاقات و جنایات بعد از انتخابات و کشت و کشتار جوانان و هم میهنان ساخته شد که در ادامه به بررسی این تصنیف و اهداف انتشار و تاثیراتی که این تصنیف در بین مردم گذاشت می پردازم .

بنده موضع خودم در رابطه با همگامی استاد با مردم معترض به نتیجۀ انتخابات و همچنین معترض به اتفاقات تاسف برانگیز بعد از آن را قبلاً تا حدودی در این مطلب و در قسمت های مختلف وبلاگ نشان داده ام اما خود استاد شجریان در مصاحبۀ اخیرش با صدای آمریکا دربارۀ اهداف ساخت تصنیف ” زبان آتش ” یا تصنیف ” تفنگت را زمین بگذار ” چنین جواب داد :

البته خبری نبوده است که کسی نداند ؛ همه می دانند ، اما اتفاقاتی افتاد که باعث تاسف است و نباید چنین اتفاقاتی در مملکت ما میافتاد و برای مردم نجیبی که به هر حال جوابی می خواستند برای سوالشان ، رفتار اینگونه بشود ، این قابل پذیرش و قابل تحمل نیست و تصاویر و فیلم هایی که من در رسانه های دیگر دیدم و آن وضعیتی که کشته شدگان در خیابان افتاده بودند و مردمی که کتک می خوردند اینها من را به قدری منقلب کرد که حدوداً نیمۀ تیر ماه بود که ناگهان این شعر فریدون مشیری یادم آمد و منقلب شده بودم و این شعر را برداشتم و یکی دو ساعتی وقت صرف کردم و این آهنگ را رویش گذاشتم و دادم به آقای درخشانی و گفتم که من بایستی یک حرفی بزنم ، اینجوری نمی شود که اینگونه دارد با مردم رفتار می شود و شعر فریدون مشیری فعلاً بهترین حالت را بیان کرده و من این آهنگ را رویش گذاشته ام و این را شما گوش کنید و اگر خوشتان آمد آن را تنظیم کنید ، ایشان هم خیلی خوشش آمد و موسیقی زمینه اش و تنظیمش را به عهده گرفتند….این تصنیف را در اختیار مردم قرار دادم تا مردم بدانند که با تفنگ ، با آتش حرف حسابی را نمی شود زد .حرف حسابی را جور دیگر باید زد ، بایستی نشست و صحبت کرد نه با تفنگ

بحث های نابخردانه و نقدهای شتاب زده ای نسبت به این تصنیف و موضع استاد نسبت به شرایط کنونی در وبلاگ ها و سایت های مختلف و همچنین لجن پراکنی های مختلفی چون ایرنا و کیهان منتشر شد که نیازی به پاسخ به آنها نمی دانم چون معتقدم :

آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند


برخی از وبلاگ نویس ها هم پا را فراتر گذاشته و دست به انتشار مطالبی بیشتر طنز آلود زده اند که نمی دانم هدف اصلی شان چیست ولی مطمئن هستم که آنها حتی جزو دستۀ (آنکس که نداند و نداند…) هم نیستند!

اما به دور از انگیزه های مختلف انتشار این تصنیف ، بر همگان روشن است که با انتشار تصنیف های جدید استاد شجریان ، گرایش بسیاری از افراد جامعه ؛ مخصوصاً جوانان که تا قبل از این مشغول به گوش دادن موسیقی های کم ارزش و سطح پایین و بی محتوا بودند ، به موسیقی اصیل و ارزشمند و غنی ایرانی شد ، همچنین تاثیر موسیقیایی و هارمونی این تصنیف ها ، بیدار بودند هنرمندی محبوب و مردمی همچون استاد شجریان ، این قشر از هموطنان را بر ارزش و قدرت واقعی این هنر متعالی مطلع ساخت.

در هر حال تصنیف وطنی و آزادی خواهانۀ استاد شجریان بیش از هر چیزی این روزها بنده را یاد تصنیف های عارف قزوینی می اندازد ، آن اسطوره وطن پرست بی همتا. البته شرایط کنونی با شرایط دورۀ مشروطه بسیار متفاوت است خود عارف در قسمتی از دیوانش نوشته ” من زمانی دست به ساخت تصنیف های وطنی زدم که از هر صد هزار ایرانی حتی یک نفر هم نمی دانست وطن چیست ! “.اما مردم امروز…به راستی که محمدرضا شجریان جا در جای پای عارف قزوینی نهاده ، خداوند نگهدارش باشد.

این تصنیف که حدود ۱۰ روز پیش در اینترنت منتشر شد و بازتاب های گسترده ای هم ( چه درمیان طرفداران و چه در میان مخالفان ) داشت تصنیف ” زبان آتش ” بود. تصنیفی که با آهنگ ” مجید درخشانی ” و شعر ” فریدون مشیری ” در دستگاه شور ( آواز دشتی ) ساخته شد.تاثیر این تصنیف در معترضان به نتیجۀ انتخابات و اتفاقات بعد از آن ، به قدری زیاد بود که حتی خیلی ها آنرا با تصنیف مرغ سحر مقایسه کردند.

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو
ای با دوستی دشمن

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی‌ست
زبان قهر چنگیزی‌ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

برادر! گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان‌کش برون آید

تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده‌ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه‌ی غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟

گرفتم در همه احوال حق‌گویی و حق‌جویی
و حق با توست
ولی حق را، برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…

اگر این بار شد وجدان خواب‌آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…

آهنگ : محمدرضا شجریان

تنظیـم : مجید درخشانی

شعـر : فریدون مشیری

برای دانــلود ایــنــجا کلــیــک کنــیــد

پی نوشت : با توجه به ایــن خــبر ، لینک دانلود تصنیف ” آزادی ” که به گفتۀ استاد شجریان نا آگاهانه منتشر شده ، از این مطلب پاک شد.لطفاً شما هم دیگر این تصنیف را به دیگران معرفی نکنید ، زیرا ممکن است امنیت اجتماعی استاد به خطر افتد.


ارسال شده در دستۀ : دانلود، مقاله
نوشته شده توسط : مهدی معتمد | نظرات (۰)

صفحۀ 1 از 1012345»...آخرین »