بهار غم انگیز

سالی دیگر گذشت و به رسم هر سال ، چند ساعت قبل از تحویل سال نو بر آن شدم تا نوشته ای را جهت تبریک فرا رسیدن عید فرخنده و باستانی نوروز به خوانندگان وبلاگ آواز در اینجا بنویسم.روزهای پایانی هر سال فرصتی است برای تفکر به اعمال و اتفاقات آن سال ، کمتر کسی را دیده ام که بر این باور باشد که سال ۸۸ سال خوبی بوده.از هر منظری هم که به این عقیده نگاه کنیم میبینم که درست است ! سال ۸۸ برای هیچکس سرشار از شادی و مبارکی نبود.از هر جهت سال ۸۸ سال غم و اندوه و خشم و گریه بود.سالی سیاه را پشت سر گذاشتیم و خداوند « امید » را از انسان نگیرد ! چشم به سال ۸۹ داریم ، امیدواریم دیگر پایه های موسیقی کشورمان اینطور به لرزه درنیاید.امیدواریم دیگر کسی در خون خود در خیابانها نغلطد ، امیدواریم دیگر عمر صدها نفر ، به جرم سوار شدن هواپیمای توپولف به پایان نرسد و امیدواریم …
برای بنده نیز ، نوروز امسال رنگ و بوی هر سال را ندارد و به فاصلۀ ۳ ساعت مانده به تحویل سال ۱۳۸۹ تنها شعر زیبای ” بهار غم انگیز ” ابتهاج روی زبانم است.
بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
پرستو آمد و از گل خبر نیست
چرا گل با پرستو همسفر نیست ؟
چه افتاد این گلستان را ، چه افتاد ؟
که آیین بهاران رفتش از یاد
چرامی نالد ابر برق در چشم
چه می گرید چنین زار از سر خشم ؟
چرا خون می چکد از شاخه ی گل
چه پیش آمد ؟ کجا شد بانگ بلبل ؟
چه درد است این ؟ چه درد است این ؟ چه درد است ؟
که در گلزار ما این فتنه کردست ؟
چرا در هر نسیمی بوی خون است ؟
چرا زلف بنفشه سرنگون است ؟
چرا سر برده نرگس در گریبان ؟
چرا بنشسته قمری چون غریبان ؟
چرا پروانگان را پر شکسته ست ؟
چرا هر گوشه گرد غم نشسته ست ؟
چرا مطرب نمی خواند سرودی ؟
چرا ساقی نمی گوید درودی ؟
چه آفت راه این هامون گرفته ست ؟
چه دشت است این که خاکش خون گرفته ست ؟
چرا خورشید فروردین فروخفت ؟
بهار آمد گل نوروز نشکفت
مگر خورشید و گل را کس چه گفته ست ؟
که این لب بسته و آن رخ نهفته ست ؟
مگر دارد بهار نورسیده
دل و جانی چو ما در خون کشیده ؟
مگر گل نو عروس شوی مرده ست
که روی از سوگ و غم در پرده برده ست ؟
مگر خورشید را پاس زمین است ؟
که از خون شهیدان شرمگین است
بهارا ، تلخ منشین ،خیز و پیش ای
گره وا کن ز ابرو ،چهره بگشای
بهارا خیز و زان ابر سبک رو
بزم آبی به روی سبزه ی نو
سر و رویی به سرو و یاسمن بخش
نوایی نو به مرغان چمن بخش
بر آر از آستین دست گل افشان
گلی بر دامن این سبزه بنشان
گریبان چاک شد از ناشکیبان
برون آور گل از چاک گریبان
نسیم صبحدم گو نرم برخیز
گل از خواب زمستانی برانگیز
بهارا بنگر این دشت مشوش
که می بارد بر آن باران آتش
بهارا بنگر این خاک بلاخیز
که شد هر خاربن چون دشنه خون ریز
بهارا بنگر این صحرای غمناک
که هر سو کشته ای افتاده بر خاک
بهارا بنگر این کوه و در و دشت
که از خون جوانان لاله گون گشت
بهارا دامن افشان کن ز گلبن
مزار کشتگان را غرق گل کن
بهارا از گل و می آتشی ساز
پلاس درد و غم در آتش انداز
بهارا شور شیرینم برانگیز
شرار عشق دیرینم برانگیز
بهارا شور عشقم بیشتر کن
مرا با عشق او شیر و شکر کن
گهی چون جویبارم نغمه آموز
گهی چون آذرخشم رخ برافروز
مرا چون رعد و توفان خشمگین کن
جهان از بانگ خشمم پر طنین کن
بهارا زنده مانی ، زندگی بخش
به فروردین ما فرخندگی بخش
هنوز اینجا جوانی دلنشین است
هنوز اینجا نفس ها آتشین است
مبین کاین شاخه ی بشکسته خشک است
چو فردا بنگری ، پر بید مشک است
مگو کاین سرزمینی شوره زار است
چو فردا در رسد ، رشک بهار است
بهارا باش کاین خون گل آلود
بر آرد سرخ گل چون آتش از دود
بر آید سرخ گل ، خواهی نخواهی
وگر خود صد خزان آرد تباهی
بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام
بده کام گل و بستان ز گل کام
اگر خود عمر باشد ، سر بر آریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین توفان براییم
دگربارت چو بینم ، شاد بینم
سرت سبز و دل آباد بینم
به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار
نوروز سالهای قبل ( ۸۶ – ۸۷ – ۸۸ ) سعی میکردم که در کنار تبریک سال نو قطعات و تصنیف هایی را هم برای دریافت دوستان قرار دهم ولی امسال متاسفم که غم و اندوه فراوانم رمقی برای اینکار نگذاشته.
فرا رسیدن سال نو و نوروز باستانی ایرانیان را به تمام دوستان ،آشنایان ، هنرمندان و خوانندگان محترم وبلاگ آواز تبریک عرض میکنم و امیدوارم سالی سرشار از اتفاقات خوب و میمون ، پیش رو داشته باشند.همچنین امیدوارم خاطر دوستان و عزیزانم را با غم خود نرنجانده باشم.سال ۱۳۸۸ برای وبلاگ آواز هم سال خوبی نبود ، هر چند در ابتدا سالی امیدوار کننده به نظ میرسید ولی از درگیری با سایت بلاگفا و مشکلات پیش آمده برای دیتابیس وبلاگ گرفته تا نبود شوق و شور برای انتشار بسیاری از مطالب نیمه آماده در این سال ، جملگی ، سالی تقریباً غیر فعال را برای این وبلاگ رقم زد.امیدوارم در سال جدید و با سیستم جدیدی که وبلاگ آواز را روی آن اجرا کرده ام بتوانم باز هم در خدمت هنردوستان و علاقه مندان به موسیقی اصیل کشور عزیزمان ایران باشم و کمکی هر چند کوچک به تعالی این هنر بکنم.همچنین پیشاپیش از کم کاری احتمالی خود تا اواسط تیرماه به خاطر وجود غول بزرگ کنکور در پیش روی خود ، عذرخواهی میکنم و نیازمند دعای شما دوستان برای موفقیت در این کار هستم.



یادش بخیر آنروزها…
یادت بخیر دیگر روزها..
ای روزها..
شعر قشنگ و طولانی بود!
بسیار عالی و زیبا بود. با ارزوی سالی خوب و پر از موفقیت .
سلام دوست عزیز
برای همکاری در وبلاگم از شما دعوت میکنم .
برای توضیحات بیشتر به وبلاگ زیر بروید
http://hnb.persianblog.ir/
ممنون
سلام . ببخشید یک سوال شما که با ترانه عارف آشنایی دارید می خواستم بدونم وضعیت تدریس تار اونجا چطوره ؟ آقای قمصری اصلا میان ؟ آقای محمود آبادی چطور نوازنده و مدرسی هست ؟ میشناسینشون ؟ مرسی
آقای قمصری برای تدریس به این آموزشگاه میآیند
چاپ و انتشار اولین مجموعه تخصصی غزل امروز با محوریت شاعرانگی حسین منزوی به قلم سالار عبدی
سالار عبدی شاعر ، منتقد و پژوهشگر ادبی و موسیقی ، مجموعه نقد و تاملی بر شاعرانگی حسین منزوی را با عنوان : نام او عشق است! ، آیا می شناسیدش!؟ را توسط اتشارات ابتکار دانش چاپ و منتشر و به نمایشگاه کتاب امسال راهی کرده است. این مجموعه نسبتا حجیم که حاصل سال ها تحقیق و پژوهش این نویسنده در خصوص شاعرانگی حسین منزوی – پدر غزل معاصر – است ، به صورت تخصصی و آکادمیک زوایای گونه گون شعری وی را به نقد و چالش کشیده است! موضوع عشق ، – رنگ اصلی شاعرانگی حسین منزوی – در این مجموعه پژوهشی هم رنگ غالب ویژه ای دارد و بیش از نیمی از کتاب را به خود اختصاص داده است. عشق با تمام مضامین و محتویات بکرش در غزل منزوی از قبیل : جوهره و ذات عشق ، خاصیت عشق ، جنون و عشق ، تقابل عشق و عقل ، استقامت در عشق ، وصل و اتحاد در عشق ، عرفان و عشق ، و … و از سویی عاشق با تمامی خصوصیات و احوالاتش که در سویه دیگر آن معشوق با تمام ویژگی هایش در غزل منزوی نقد شده و حالات و مناظرات بین عاشق و معشوق هم با متدی جدید به چالش کشیده شده است! هم چنین موضوعات مختلف دیگری در غزل منزوی چون : عشق از لونی دیگر ، شهید ، زن ، اروتیسم ، موعود و انتظار ، غم و شادی ، و … در این مجموعه نقد، بررسی شده است. از سالار عبدی به غیر از این مجموعه در نمایشگاه امسال دو مجموعه شعر دیگر هم توسط همان انتشارات – ابتکار دانش – با نام های ختم سخن ، توفانی ام! ( مجموعه غزل ، سپید ، نیمایی ) و سمفونی غربت ( مجوعه چهارتایی ها) عرضه و ارائه خواهد شد.
http://www.naghderooz.blogfa.com
خبر غافلگیرکننده؛ پاییز امسال کنسرت استاد شجریان در تهران.
حتما سر بزنید خوشحال میشم.
شعر زلال را کدام فرشته با صدای دل انگیزی بر زمین و آسمان پخش خواهد کرد ؟!!!
سلام
شما در این خلوتکده ی عشق هر جمعه
میهمان زلالی تازه هستید
( یک زلال فارسی – یک زلال ترکی )
بچین ولی که دسته دسته نکن
(زلال عروضی پیوسته قافیه دار )
ای آشنا بر عشق
ای آنکه حال میدهی درعشق
سپـاس بـر حــرکاتت ، درود بـــــــر نـازت
بـرای من کمی تـو آور عشق
بنوشم آخر عشق…
درود بر شما
سلام دوست عزیز
من از طریق وبلاگ همایون شجریان با شما آشنا شدم
خیلی خیلی خوشحال میشم با شما تبادل لینک داشته باشم
من با اجازه وبلاگ شما رو لینک میکنم
خوشحال میشم شما هم منو لینک کنید
[گل]
با سلام و عرض ادب ، وبلاگ شما به بخش ” وبلاگستان موسیقی ” اضافه شد.موفق باشید.