گزارشی از شب دوم کنسرت همایون شجریان در قزوین

دومین و آخرین شب کنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار دیشب در سالن شهید بابایی شهر قزوین برگزار شد ، اما این کنسرت حاشیه های زیادی نسبت به شب اول این کنسرت داشت.از آنجا که بنده باز هم با لطف آقایان اسحاق چگینی و داریوش کاکاوند ،دیشب افتخارهمکاری در برگزاری کنسرت را با دوستان شرکت«دل آواز»داشتم و از نزدیک شاهد فرآیند برگزاری این کنسرت بودم، بسیاری از مشکلات و موانع را از نزدیک حس کرده و تازه متوجه میزان سختی برگزاری یک چنین مراسمی شدم !
بغیر از حواشیای که در ادامه به آن اشاره میشود ، تمام برنامه ها مانند شب اول کنسرت اجرا شد که می توانید برای اطلاع ، آنها را در گزارش شب اول کنسرت ، در ایــنــجا مشاهده کنید.
قطع برق ۵ دقیقه بعد از آغاز برنامه
دومین شب کنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار بدون تاخیر راس ساعت ۸:۰۰ آغاز شد ، با تشویق حاضرین گروه روی سن آمده و مشغول اجرای قطعات شدند و در حال اجرای آواز « بی دل و بی زبان » بودند که ناگهان برق تمام سالن قطع شد.طوری که حتی چشم ، چشم را نمی دید.اینجا بود که تکاپوی تیم برگزاری کنسرت صد برابر شد ، نگرانی از امنیت گروه و جویا شدن دلایل قطع برق ، تشویق پیاپی و ریتمیک تماشاگران ، جابجا شدن بعضی از حاضران از روی صندلیشان ، صدای گریۀ کودکان ، همگی لحظات سختی را برای بنده و دیگر دوستان رقم زد ، البته تشویق های ضربآهنگدار و پی در پی مردم در این تاریکی دلگرمی زیادی به همراه داشت .بعد از چند دقیقه داریوش کاکاوند با همایون شجریان دربارۀ دلیل قطعی برق صحبت کرد ، همایون شجریان به همراه داریوش کاکاوند به جلوی سن رفته و بدون بلندگو با مردم صحبت می کند و به آنها اطلاع میدهد که تا زمانی که این مشکل حل شود گروه از روی سن خارج میشوند.مشاهدات اولیه نشان دهندۀ این بود که به دلیل بالا بودن میزان برق مصرفی کنتورهای اصلی سالن و سیم های مربوط به آن تمامی سوخته اند ، آتش گرفتن کنتور و سیم ها در حیاط پشت سن ، در پشت صحنه استرس زیادی را به اعضای گروه وارد میکرد.نشاندن خیلی از حاضرین که بنا به هر دلیلی در سالن راه افتاده بودند سختی کار را بیشتر می کرد.سر انجام بعد از ۲۰ دقیقه تلاش مضاعف تیم برگزاری مخصوصاً صدابردار کنسرت جناب آقای شمس ، تمامی سیم ها و کنتور تعویض شد و بعد از روشن کردن و راه اندازی مجدد بلندگوها و مانیتورها ، برق سالن به طور کامل ، مجدداً وصل گردید.اما دلیل بروز این مشکل و اینکه آیا از قبل نباید پیشگیری میشد یا نه ، سوالی بود که در آخر بی پاسخ ماند و چه بسا صحبتی که صدابردار با مسئول سالن میکرد نشان از این داشت که سیم ها از اول ناپایدار بوده و برای چنین کاری ساخته نشده و تحمل چنین جریانی را نداشتهاند.قطع برق اتفاقی بود که پارسال هم برای همایون شجریان و گروه دستان در کنسرت شهریور ماه آنها در تالار وزارت کشور در دو شب پیاپی اتفاق افتاد و استاد شجریان آن را «شیطنت» خواند.

به هم خوردن کوک ساز اعضای گروه
از نکات جالب این کنسرت ، در رفتن پیاپی کوک ساز بعضی از هنرمندان مخصوصاً علی قمصری بود که موجب میشد در بین بعضی از قطعات و و حتی در حین اجرای تصنیفها و چهارمضراب هنرمند مجبور به کوک مجدد ساز خود شود.عوامل زیادی در این مسئله دخیل است ولی به نظر می آمد نور شدیدی که به روی سن تابیده میشد باعث این مسئله میشود.

نبود کنترل مناسب بر ورود اطفال زیر ۶ سال به سالن
علیرقم تاکید برگزار کنندگان و تذکر بر روی بلیتها ، شب گذشته تعداد قابل توجهی از تماشاگران کنسرت همایون شجریان را اطفال زیر ۶ سال تشکیل داده بودند ! بدیهی است که افرادی که برای شنیدن قطعات کنسرت از نزیدک ، به سالن میآیند به آرامش برای لذت بردن از موسیقی نیاز دارند و این هم بدیهی است که صدای بلند برای اطفال نه تنها اذیت کننده بلکه گاهی مضر هم هست ، ولی با این وجود ، متاسفانه در حین برگزاری کنسرت دیشب بارها و بارها صدای گریه و انواع و اقسام صداهای دیگر از کودکان در تمام سالن شنیده شد و اخطار پی در پی دوستان ، به اولیای کودکان فایده نداشت.این موضوع تا جایی آزار دهنده شد که مژگان شجریان در فاصلۀ زمانی انتراکت به محمد علی رفیعی در این باره اعتراض کرده و دلیل این نبود کنترل را بر ورود کودکان ، با وجود وضع قوانینی از سوی خود برگزار کننده ، جویا شد.

بازار سیاهی که جایش خالی بود !
خوشبختانه به دلیل فشردگی زمان و نوع خاص بلیت ها و تاکید بر روی احراز هویت با کارت ملی هیچگونه خرید و فروش خارج از برنامه در اطراف سالن مشاهده نشد و فکر نمی کنم کسی بوده باشد که حتی یک هزار تومان بیشتر از قیمت بلیت پرداخته باشد.این اتفاق بسیار نیکو میتواند مورد توجه مجدد برگزارکنندگان در کنسرتهای آتی شود تا بعضی از علاقه مندان مجبور به پرداخت مبالغ زیاد که سودش هم به جیب افراد سودجو میرود جلوگیری کنند.
حضور مزدا انصاری ، فردین خلعتبری ، مژگان شجریان و دیگر نزدیکان استاد شجریان در کنسرت شب گذشته
از مهمانان ویژه دیشب که بنده در نگاه اول شناختم ، آقای مزدا انصاری (هنرمندی بسیار خوشرو و خوش برخورد و شوخ طبع ! که بنده شخصاً از مصاحبت با ایشان لذت بدم و امیدوارم همیشه و همه جا موفق و موید باشند) آهنگساز و تنظیم کنندۀ آلبوم « آه باران » با استاد شجریان و آلبوم« مرغ حق » با کاوه دیلمی ، همچنین آقای فردین خلعتبری و همچنین مژگان شجریان دختر استاد شجریان و نوازندۀ سه تار در گروه « شهناز » و بعضی از دوستان و نزدیکان استاد شجریان بودند.همچنین آوا مشکاتیان دختر استاد بزرگوار مرحوم پرویز مشکاتیان که برادر خود ( آیین مشکاتیان ) را دیشب بر روی صحنه میدید ، از دیگر حاضرین بود.

فروش همزمان آلبوم « آب ، نان ، آواز » توسط شرکت دل آواز
فروش همزمان با اجرای آلبوم « آب ، نان ، آواز » توسط شرکت دل آواز در قسمتی خارج از سالن برقرار بود.البته جایگاه خوبی برای اینکار تعبیه نشده بود تا جایی که خیلی از شرکت کنندگان حتی از وجود چنین امکانی از سوی دل آواز بی خبر ماندند.البته تبلیغ کم این موضوع هم دیگر دلیل بی خبری حاضرین در این کنسرت از فروش این آلبوم بود.
پینوشت : برای خرید اینترنتی این اثر ایــنـــجا کلیک کنید.

استقبال مسئولین ادارۀ ارشاد،رئیس خانۀ مطبوعات و مسئولین استانداری استان قزوین از شب دوم کنسرت
حضور مسئولین ادارۀ فرهنگ و ارشاد استان قزوین ، رئیس خانۀ مطبوعات و برخی از مسئولین فرمانداری و استانداری استان قزوین در بین مهمانان ویژه به خوبی به چشم می آمد و این نشان از میزان از علاقۀ این مسئولین به موسیقی اصیل ایرانی دارد.همانطور که شب اول کنسرت بسیار مورد توجه این مسئولین قرار گرفته بود و آنها به قول خودشان برای بیان میزان زیبایی این برنامه از لفظ ” موسیقی فاخر ” استفاده میکردند ( دقیقاً نقطۀ مخالف مسئولین ادارۀ ارشاد تبریز ).این استقبال که با زحمات چند هفته ای و طاقت فرسای عزیزانی چون اسحاق چگینی و داریوش کاکاوند و دیگر هنرمندان استان همراه بوده ، میتواند امید ادامۀ برگزاری چنین کنسرت هایی را در قزوین به علاقه مندان بدهد.همچنین امیدواریم این استقبال مسئولان موجب تسریع در انجام پروژۀ تالار موسیقی قزوین شود.
گاهشمار شب دوم کنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار در قزوین
قبل از ساعت ۶ – آخرین تمرینات گروه و تنظیم صدا و تصویر و ورود مزدا انصاری و مژگان شجریان به سالن
ساعت ۶:۲۰ - آماده شدن همایون شجریان و گروه ، تعویض لباس ها برای ورود به سالن در بکاستیج
ساعت ۶:۴۵ – آغاز ورود نسبی مردم
ساعت ۷:۵۵ پایان ورود مردم و ورود اعضای اولیه به روی سن
ساعت ۸:۰۰ – پایان کوک سازها و آغاز برنامه
ساعت ۸:۰۵ – قطع شدن برق سالن بر اثر خرابی کنتور و سیم های اصلی سالن
ساعت ۸:۱۰ – ادامه تشویق گروه و همایون شجریان در دل تاریکی از سوی مردم
ساعت ۸:۱۴ – صحبت همایون شجریان با حضار در مورد قطعی برق
ساعت ۸:۲۵ – اتصال مجدد برق و راه افتادن بلندگو ها و مانیتور ها و ورود مجدد گروه به روی سن
ساعت ۸:۲۸ – آغاز مجدد قطعات از ابتدا
ساعت ۸:۵۰ – اضافه شدن بقیۀ اعضای گروه برای آغاز مقدمۀ نوا
ساعت ۹:۱۰ – پایان تصنیف توبه شکن از آلبوم نقش خیال و تشویق شرکت کنندگان
ساعت ۹:۲۷ – پایان بخش اول کنسرت
ساعت ۹:۳۰ – خروج گروه از سالن و آغاز انتراکت
ساعت ۹:۵۰ – ورود گروه به سالن برای آغاز بخش دوم
ساعت ۹:۵۵ – پایان کوک سازها و آغاز بخش دوم کنسرت
ساعت ۱۰:۰۵ – پایان تصنیف «در عاشقی» و تشویق تماشاگران
ساعت ۱۰:۳۰ – پایان تصنیف «به جان تو»
ساعت ۱۰:۴۳ – پایان تصنیف «هوای گریه» و درخواست گستردۀ حضار برای خواندن تصنیف مرغ سحر

ساعت ۱۰:۵۰ – پایان اجرای مجدد تصنیف « در عاشقی » و پایان کنسرت







سلام
دیشب خود استاد نیومده بودن؟؟؟؟؟؟
خیر
بابا گزارش؛
لحظه به لحظه؛
مهدی معتمد؛متوجه میزان سختی؛
قطع برق ۵ دقیقه بعد از آغاز برنامه:سیم ها برای چنین کاری ساخته نشده بوده و همین موجب اتصال (به لحاظ فنی این لغت ایراد داره) به دلیل گرم شدن در حین مصرف برق شده
سیم تلفن استفاده کردن احتمالا
درستش کردم کاوه جان
فروش همزمان آلبوم « آب ، نان ، آواز » توسط شرکت دل آواز:
مالی هم نبود!
«مال» را در قالب آلبوم موسیقی منتشر نمیکنند. به شکلهای دیگری عرضه میکنند!
«مال» را در قالب آلبوم موسیقی منتشر نمیکنند. به شکلهای دیگری عرضه میکنند.
پ.ن: پاک نکن مهدی جان. کسی که میآید در سه کلمه یک چیزی پرت میکند و میرود؛ اینجور جوابی در خور و برازندهاش است.
شدیداً موافقم. مالی نبود. البته اگر «مال»ی بود هم چندان خوشآیند نبود. در کل اثری گوشخراش است!
حالم گرفت از همایون و کار او . آن مال قبلی ارکسترالم آرزوست
همایون خیلی وقته حال همه رو گرفته. اصلاً کلاً تا حالا حال نداده به کسی. امیدی نیست به شجریان کوچک!
علیرضا . امیدوارم اینطور نباشه و همایون روزهای پر رنگی رو برای موسیقی ما به ارمغان بیاره. ضعف ما الان به آهنگساز بیشتر مربوطه . وقتی آهنگ و شعر با خوش سلیقگی چفت بشه میشه هوای گریه . چی ساخته بود واقعا . از عمله (البته با احترام به این قشر عزیز) تا استاد دانشگاه باهاش حال میکنن . ولی وقتی هم هست میان یه چهارگاه میخونن . دوگاه هم نیست ! (این جمله از عزیز دیگریست)
در کمبود ملودیست و آهنگساز شکی نیست. این یک بخش قضیه است. اگر دقت کنی میبینی سالهاست آواز خوب هم نمیشنویم از خوانندهها. جواب آواز خوب هم نمیشنویم از نوازندهها. مگر «همایونمثنوی» یا «عشق داند» و خیلی آثار آوازی برجستهی گلها آهنگساز پشتش بود؟ نه آقا! مشکل اساسیست! همان بحث خودمان: فاتحهی موسیقی خوانده است!
در ضمن چندان هم کمبود آهنگساز نیست. همین اثر اخیر سالار عقیلی را گوش کن. (عشق دیرین)
ملودی هایی که دلنوازی ساخته بدک نیست. حداقل از کارهای قمصری و کارهای دست چندم ضرابیان خیلی بهتر است. مشکل اصلی بدسلیقگی اهل موسیقی است. چه خواننده و چه آهنگساز و … باندبازی در همه زمینهها بیداد میکند متاسفانه!
علیرضا نمیخوام بحث رو الان پیچیده کنم . دلنوازی رو دست کم نگیر . هر کسی ممکنه ایده هایی داشته باشه که واسه ارائه یک اثر کافی باشه . مثلا قمصری جوان برای آلبوم نقش خیال حرف داشت . ولی اون روال رو در چند آلبوم داره تکرار میکنه و متاسفاته فقط تکرار شدن مورد بحث نیست . تکراری شدن ناراحت کننده س . فاتحه موسیقی ما خونده س . چه فکر نازک غمناکی
مگه کسی جرات داره دلنوازی رو دست کم بگیره؟
تنظیمهای ایشون هولناکه آقا! در آهنگسازی بدک نیستند!
بهبه… بهبه
رفقای «بدسلیقه» چه حمام زنانهای راه انداختهاند اینجا و بهقول معروف خود گویند و خود خندند…!
آنطور که از کامنتهای برادران فراکارشناس و منتقد برمیآید، دوستان در موسیقی دنبال چیزهای دیگری میگردند. مثلاً اینیکی میگوید مالی نیست، آنیکی میآید میگوید «مال»ش قشنگ نیست. باز اینیکی میآید میگوید حال نداد، آن یکی میگوید کلاً «حالبده» نیست. و به این ترتیب «مال» و «حال» کلماتی هستند که در کلام این فراکارشناسان موسیقی رفتوآمد دارند؛ تو گویی دارند جلسهی تحلیل و نقد فیلم پورنو برگزار میکنند. خداوکیلی به همان عملهی مورداشاره میدادند یک اثر را نقد کند، خروجیاش آبرومندانهتر بود.
دوست مثلا عزیز.اگه حرفی یا نظری در مورد کار داری بگو و با گفتن حرف بیخود جو رو خراب نکن.هر کسی یه مقدار موسیقی بدونه میتونه بگه که این اثر یه کار تکراری اونم از نوع سخیفش هست که واقعا همایون باید در انتخاب کارهاش دقت بیشتری داشته باشه اینجوری خودش رو خراب میکنه
از سر شکم حرف زدن راحت است دوست مثلاً پرفسور من!
«این اثر تکرار آن اثر است (کدام اثر مثلاً؟)؛ سخیف است؛ خودش را خراب کرد؛ و…» از این دست لاطائلات «بیخود»!
دلیلی و منطقی اگر داری، بنما وگرنه روی اعصاب من و بقیه راه نرو.
شما همون آقایی بودی که کلاه مشکی گذاشته بود ؟ خیلی هم بد اخم بود ؟
سوال اول : بله
)
سوال دوم : بد اخم ؟!
سلام
خسته نباشید جناب معتمد
چه اتفاق های عجیبی !!!شب اول کنسرت خیلی اروم بود همون طور که گفته بودین ولی چرا شب دوم این طور…گرچه شب اول هم اطفال زیر ۶ سال بودند و از ابتدای کنسرت من دلشوره ی عجیبی از این بابت داشتم!!ولی خوشبختانه به خیر گذشت اما شب دوم ……
وقتی دل آوازی ها گفتند که یعنی من ازشون سوال کردم که قراره استاد شب دوم کنسرت باشن کلی ناراحت شده بودم که سعادت دیدارشون یا احتمالا هم آوایی پدر و پسر رو نخواهم داشت ولی این طور پیداست استاد دیشب هم نبوده و من خیالم به کل راحت شد!!!
و اینکه یه نکته ی جالبی که گفته بودین این بود که بروشورها پخش نشده بودند در حالی که من شب اول دیدم همزمان با چک کردن بلیت ها بروشورها هم پخش می شد و هیچ مشکلی هم نبود حتی قبل از اجرای برنامه هم دل یکی از دل آوازی ها بروشور به دست در سالن قدم می زد و به کسانی که از قافله عقب مونده بودند بروشور می داد!!!
به هر حال کنسرت خیلی خوبی بود و خیلی دلنشین من که خیلی لذت بردم به امید اجرای مجدد این کنسرت
موفق باشید
سلام خدمت شما.
در مورد حضور استاد :
اینطور که من از نزدیکان استاد شنیدم ایشان باغ بودند و به دلایل وجود مشکلات امنیتی ترجیح دادند حضور نداشته باشند…
اما دربارۀ بروشور ها :
من دقیقاً از لحظه ای که مردم وارد سالن شدند متوجه شدم که پخش بروشورها انجام نمیشود ، از آقای رفیعی دلیل را جویا شدم ایشان هم از دیگران تا خلاصه معلوم شد که بروشورها داخل ماشین جا مانده و مسئول مربوطه یادشان رفته ! بلافاصله بروشورها را آوردند و پخش کردند در این فاصله هفت-هشت دقیقهای هر کس که وارد شده بود بروشور نداشت…آن دوستانی هم که در داخل سالن دور میزد به همین دلیل بود که دوستانی که بروشور نگرفته اند بتوانند تهیه کنند.
من هم همنظر شما هستم ، شب اول برنامۀ خوب و دلنشینی را شاهد بودیم
وای ببخشید یه سوال ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما که از نزدیک همراه این گروه بودید به نظرتون همایون فقط به خاطر اوضاع متشنج سیاسی مرغ سحر رو اجرا نکرد با وجود اصرار هوادارانش؟!! ولی به نظرم نان،آب ،آواز خیلی سیاسی تر بود و فکر کنم همایون دلایل دیگری برای این کارش داشته؟!!این طور نیست؟
ببینید خیلی عوامل تو این موضوع تاثیر داشت ، البته من راجع به این موضوع از شخص همایون سوال نکردم.ولی خوب این سالن نه امنیت لازم را داشت و نه به اندازۀ کافی نیروی انتظامی برای جلوگیری از هر گونه تشنج و غیره. همانطور هم که در گزارش شب اول نوشتم از طرف دیگر گروه راه درازی را برای برگزاری کنسرت در ایران در پیش دارد و خواندن این تصنیف می تواند بر آیندۀ کار این گروه سایه بیندازد ولی به نظر من همایون شجریان با نگاهها و حرکاتش و همچنین اجرای دوبارۀ تصنیف در عاشقی ، حرف خودش را زد !
ممنون مهدی جان
همین که شما نوشتید انگار که همه ما حضور داشتیم… واقعاً سعادتمند شدیم که به این کنسرت نیامدیم !!!
خواهشاً هم طوری ننویسید که انگار ما سالن آمفی تئاتر مناسب در قزوین نداریم.
فیالمثل دانشگاه بینالمللی آمفی تئاتر بسیار مجهز و بزرگی دارد که آن را بنا به درخواست شرکتها در اختیار قرار میدهد. یعنی منحصر بخودش نیست و دوستان شرکت دلاواز و آموزشگاه ترانه عارف میتوانستند برای اجاره آن اقدامی بکنند.
بنده با این که بسیار به جناب همایون علاقه دارم لیکن حتی به اصرار تنی چند از دوستان که خودشان تشریف بردند هم به کنسرت نیامدم و صد البته از این باب پشیمان نیستم. ولی دوستانم چرا!
دلائل خودم را هم داشتم:
نخست این که نشستن بر روی سکوهای یک سوله ورزشی و یا صندلیهای کرایهای [که در سالن های عروسی هم دیگر باب نیست] دیگر گوشی برای شنیدن موسیقی نمیگذارد. حال گو آواز مزامیر باشد!
دوم آنکه طبق معمولِ کنسرتهای قزوین در دهههای گذشته[!] سالن کنسرت با سالن سیرک اشتباه گرفته میشود. گو این که سیرک هم چند سال پیش در همین سالن برگزار شد.
صدای گریه بچه و خنده پیر به اضافه بر هم زدن چیدمان صندلی و جابجا شدن حضار و…[کنسرت اخیر شهرام ناظری را که به یاد دارید.] روی هم رفته یعنی اعصابی خرد شده در پایان کنسرت…
البته دلیلش بخشی مشکلات فرهنگی است که در همه جا هست
سوم هم این که به نظر میرسد این کنسرت برای دهنکجی به مسئولین دارالمونین تبریز در بابالجنهی قزوین برگزار شد و مسئولین حتی زحمت طراحی یک دکور ساده را نیز به خود نداده بودند و delawaz را delavaz نوشتند با دستپاچگی هرچه تمامتر در یک سالن کوچک خواستند کارهای بزرگ خلق کنند !
به هرحال امیدوارم سالنی که وعده فرمودید صحت داشته باشد و مردم فهیم و با فرهنگ قزوین بتوانند اساتید و بزرگان موسیقی را در سالنی در حد و شأن موسیقی ایران و شهر قزوین ببینند.
شاد باشید
آقای کاکاوند خیلی متشکرم از دیدگاه شما ، من نیز با شما دربارۀ سالن دانشگاه بین المللی موافقم هر چند که به نظر میرسد آنجا ظرفیت ۲۰۰۰ نفر را نداشته باشد …. در هر حال نظر شما را عیناً به آقای اسحاق چگینی از مسئولین برگزاری این کنسرت و مدیر آموزشگاه ترانۀ عارف ارجاع دادم و مطمئن هستم ایشان هم پاسخی برای شما دارند…
بسیار بسیار متشکرم مهدی ِ عزیز
منتظر پاسخ ایشان خواهم بود
پاسخ آقای اسحاق چگینی :
برای دوستی که نیامدن به کنسرت را سعادت میداند پاسخی ندارم و برایش آرزو میکنم چشمانش را به جور دیگر دیدن نیز عادت دهد!!!!!!! ای کاش به مصداق “شنیدن ادب است” خواهش دوستان را اجابت میکرد و سال ۸۸ را با لذتی غیر قابل توصیف به پایان میبرد.!!!راستش این چند روز آنقدر مورد لطف ومحبت دوستان ودوستداران موسیقی ایرانی در قزوین قرار گرفته ام که خستگی ناشی از دشواری و سختی این کنسرت ،به حلاوتی مطلوب بدل گردیده وکم نبوده لحظاتی که قطره اشکی از سر اشتیاق گونه هایمان را طراوت داده است و نقد غیر فنی وغیر واقعی این دوست کم انصاف که از دور دستور لنگ وفیتیله پیچ حریف را میدهندهرگز از انرژی ماندگار این اتفاق مبارک نمیکاهد!!! اما برای دوستانی که تنبلی خود را به گردن دیگران نمیندازند و بدلیل مشغلات متعارف روزمره نتوانستند این کنسرت را اببینند، عارضم که اولا سالن دانشگاه هفتصد و پنجاه نفر ظرفیت دارد… ۲۰۰ صندلی در هر کنسرتی مخصوص میهمانان متوقعی است که در صدور مجوز کنسرت دخالت دارند!!! میماند حدود ۵۰۰ صندلی!!!سوال اینجاست که بهای بلیط چقدر در نظر گرفته شود که فروش ۱۰۰۰ بلیط در دو شب (در خوشبینانه ترین حالت) هزینه های سنگین اجرای یک گروه حرفه ای را تامین کند!!! وبه فرض فروش بلیط مثلا ۵۰ یا ۶۰ هزار تومانی کدام طبقه میتوانند آن را خریداری و ازآن برنامه بهره مند شوند!!!دوم اینکه، این برنامه ها هر چند سال یکبار در شهرستانها اجرا میشود ومتاسفانه آنقدر حواشی دارد که انگیزه برگزار کنندگان را برای اجرای مجدد به حداقل میرساند! نتیجه این میشود که انبوهی از مردم عاشق موسیقی وفرهنگ ایرانی هیچگاه مجالی برای دیدن وشنیدن یک اجرای زنده در قالب یک کنسرت نخواهند داشت !!! واین با توجه به حجم برنامه های ماهواره ای موجبات دوری هر چه بیشتر مردم، از فرهنگ شنیداری ملی خود خواهد گردید!! ااجرای کنسرت در شهرستان نه تنها سودی ندارد که، در بسیاری مواقع موجب ضرر نیز میگردد !مگر در شرایط خاص که برگزار کننده فقط به منافع خود بیاندیشد!!!! اما صدابردار این برنامه جناب شمس کاری کرد کارستان و آنچنان صایی از گروه گرفت که در باور خودمان هم نمیگنجید!! مردم فهیم قزوین هم با نظم وسکوت فوق العاده شان همایون عزیز را سورپرایز کردند!!!! برق رفت ومردم ده دقیقه ممتد گروه را تشویق کردند واتفاقا هیچ صندلیی جابجا نشد وپیران خردمند ودانایان جمع ، دیگران را به سکوت دعوت میکردند!!! راستی دکور ساده بود تا هزینه آن بر دوش کارگر شریفی که به موسیقی ایرانی عشق میورزد سنگینی نکند!!! رونق محفل ما در پنجه های قدرتمند علی قمصری ودر آوای سحرانگیز همایون شجریان جستجو شد و مردم با رقص آرشه ی پر از تکنیک ونغمات جادویی سهراب و نگار و سامان مصباح صفا کردند کنسرت قزوین دهن کجی به کسی نبود بلکه احترامی بود به مردم شریف وبا فرهنگ قزوین…و اگر چه حرف بسیار است اما …… در پایان من هم آرزومندم ساخت تالار موسیقی شهر به همت دلسوزان فرهنگ وهنر این استان از جمله شخص آقای کاظوپور بزودی زود آغاز گردد که شان مردمی این چنین نجیب وعاشق که دشواری سکوهای سالن ورزشی را برای شنیدن کنسرتی فاخر به جان میخرند،حفظ گردد .
بنده نهایت تشکر را از مهدی معتمد عزیز دارم که مجدانه همه چیز را پیگیری میکند.
البته خوب شد دوست هنرمندمان جناب چگینی برای بنده پاسخی نداشتهاند که ۵۱۴ کلمه در پاسخ ۳۱۸ کلمه بنده به کار بردند!!!
قبل از اینکه بخواهم صحبتی راجع به سخنان جناب چگینی و دعوای تاسف برانگیز دوستان موسیقی نویسمان کاوه و سهند عزیز بکنم باید جواب “….” را بدهم:
اولاً بنده، کارشناس، نوازنده یا خواننده موسیقی نیستم. احتمالاً من را به علت تشابه اسمی با یکی از اقوام دور که کارشناس موسیقی و نوازنده سنتور هستند اشتباه گرفتهاید.
من هیچگاه نخواستهام سخنان یا حرفهایم به حساب کس دیگری نوشته شود لذا خواهشمندم به این نکته توجه فرمائید.
وبلاگ محمد رضا کاکاوند؛ نوازنده سنتور و کارشناس موسیقی: http://mohammadrezakakavand.persianblog.ir/
دوماً بنده نقاد فنی موسیقی نیستم. من مهندس الکترونیک هستم و اگر سخنی درباب موسیقی میزنم به هیچوجه جز آن نیست که یک شنوندهی معمولی و یک شهروند عادی این حرفها را زده است. قرار نیست همیشه حرفها را شما بزنید و مردم گوش بدهند. گاهی باید مردم هم حرف بزنند. اگر نمیتوانید تحمل کنید به فتوی خواجهی شیراز : “مدعی گر نکند فهم سخن، گو سر و خشت”
سوماً شما، خواهشاً صحبت از تحجر نکنید. که ما برای همین موسیقی هم گوش میدهیم به اندازه کافی به تحجر متهم هستیم. متحجر کسانی هستند که کوچکترین نقدی را نمیپذیرند! پیشرفت ایران و موسیقی ایرانی بدون قدرت تحمل عقیده مخالف خیالی است واهی!!!
برای افتخار این دیار و هنرمند بزرگ شهرمان استاد مسلم “ماهواره” و “صاب” و “حال” و “صفا” جناب چگینی جز تاسف بسیار، حرفی ندارم. به هر حال خط مشی و سخنان من و ایشان معلوم است. و خوانندگان در این باب قضاوت خواهند کرد.
در کف ندارم سنگ من با کس ندارم جنگ من/با کس نگیرم تنگ من زیرا خوشم چون گلستان «مولوی»
سلام بر دوستان
۱٫جناب کاکاوند همون طور که عرض کرده بودم بنده فقط و فقط احتمال دادم که شما خواننده یا نوازنده باشید،بنده اشنایی چندانی با گروه آقای کاکاوند ندارم …به هر حال از شما بابت سوتفاهم پیش امده معذرت خواهی می کنم و از اشنایی با شما خوشبختم.
۲٫بنده هم نه نقاد موسیقی هستم و نه خواننده!من هم دانشجوی مهندسی هستم و تنها دلیلم برای شرکت در بحث تون هم این بود که شما حرفی از موسیقی نزده بودید وگرنه بنده حقیرتر از ان هستم که بخواهم نظری راجع به کنسرت فردی چون همایون شجریان که همه ی زندگی اش را وقف موسیقی کرده است بدهم.
۳٫ دوست عزیز من از کودکی موسیقی اصیل گوش می دهم ولی به خاطر ندارم کسی به خاطر این موضوع مرا محکوم به تحجر کرده باشد و لی اگر این اتفاق برای شما افتاده باشد باید بگویم که شما خود باید برای افکارتان چاره ای بیاندیشید ضمنا کسی شما را وادار نکرده شجریان گوش دهید و به قول خودتان متهم به تحجرشوید ، بروید رضا صادقی و ساسی مانکن گوش کنید تا به روشن فکری زبانزد شوید!!!
۴٫در قسمتی از نوشته تان فرموده اید :”قرار نیست همیشه حرفها را شما بزنید و مردم گوش بدهند. گاهی باید مردم هم حرف بزنند”
مردم؟ شماها؟ مگر مردم کیستند و ما کیستیم؟ از دید شما طرفداران استاد و فرزندش مردم محسوب نمی شوند؟!!به بیانی دیگر از نگاه مثلا منتقدانه ی شما کسانی که به موسیقی اصیل کشورشان عشق می ورزند حال باصدای استاد یا هر خواننده ی دیگری (که به نظرم منظور شما فقط طرفداران استاد بوده)مردم نیستند؟!!
نکند فکر کرده اید بنده خود استاد شجریان هستم شاید هم فرخنده گل افشان؟ نخیر آقای محترم بنده دوستدار شجریان ها هستم ،همین و بس. لطف کنید در انتخاب واژه هایتان اندکی تامل کنید و بعد به زبان آورید!!
۵٫شما در کنسرت همایون شرکت نداشته اید و طبیعی است که انتقاد شما نمی تواند موردقبول و سازنده باشد،شما صرف گزارشی که خوانده اید سخن هایی گفته اید که توهین به شعور یک مردم بود، دوست عزیز شما انتقاد نکرده اید شما به سخره گرفته اید فرهنگ و شعور مردمی فهیم و فرهنگ دوستی را که کیلومترها طی کرده اند و مشتاقانه آمده اند تا در این بایکوت صداها ،صدای همایون را بشنوند با ساز قمصری.خنده ی پیر و تعابیری چون سیرک و چه و چه جز توهین نیست .
۶٫ در آخر بگویم که اجرای کنسرت همایون در آخرین روزهای سال با آن همه فشار کاری که گروه برگزاری متحمل شدند هدفی بس والاتر از یک کنسرت معمولی داشت.کنسرتی که هیچ تبلیغی نداشت جز دو بنر !!!کنسرتی که قطعا عواید مالی اش در برابر سختی کار هیچ بود!!آقای کاکاوند حرف از نشستن روی صندلی های کرایه ای نبود!!حرف از خنده ی پیر و ….ها نبود!!سخن ِ از دست دادن مشکاتیان و پایور بود و نوید مشکاتیانی دیگر،آیین! حرفِ از دست دادن سهراب و ندا و علی و … بود،سخن ِ از دست دادن کمترین تحریری از یک ارزو،یک زندگانی بود ، تنها کسی می فهمد و حس می کند که به قول اقای معتمد در کنسرت حضور داشته باشد، زمانی که همایون آوازش را سر داد :”ان چنان بر ما به نان و آب اینجا تنگ سالی گذشت ” بغضی که طول این چند ماه حنجره را چنگ می زد یکباره و به زیبایی شکست !!شاید مرغ سحر نخواندن همایون پاسخی بود به نگهبانان ازادی ، شاید!!کس چه می داند؟!! اما هر چه بود، همایون نیک می اندیشد و با حرکات و نگاه های نافذش ،رساتر از مرغ سحر و نان،اب،اواز هوارش را سرداد.
سال خوبی داشته باشید
سلام جناب کاکاوند
شما احتمالا همون خواننده ای نیستین که تو آمفی تئاتر دانشکده ی فنی بین الملل یه برنامه ای اجرا کردید؟البته به دعوت یکی از گروه های دانشکده برای جلسه معارفه و ….؟!!
خب اگر که شما بودید باید متوجه شده باشید که نه تنها امفی تئاتر دانشکده فنی حتی آمفی تئاتر مرکزی هم ظرفیت کمی داند و البته باور بفرمایید این صندلی های کنسرت خیلی راحت تر از صندلی های مثلا مبله ی امفی تئاتر مرکزی بودن !! خب من هم قبل از رفتن به کنسرت همین نظر شما رو داشتم و تصورم این بود که بهتر می بود که در آمفی تئاتر بین الملل یا دانشگاه ازاد(باراجین) این برنامه اجرا می شد ولی بعد ار دیدن سالن و زحمات برگزارکنندگان نظرم عوض شد. برای کسی که عاشق موسیقی هست، تو این اشفته بازار موسیقی های مبتذل!! و فقط می خواهد روح تشنه اش رو سیراب کنه فرقی نمی کنه روی صندلی های مبله بشینه یا سکوی سالن ورزشی و یا صندلی اجاره ای !!!چرا … برای تک تک کلماتی که به کار بردین جواب دارم افسوس که شماها انقدر متحجر تشریف دارید که ….بهتر است سخن کوتاه کنم. کمی به فکر موسیقی کشورمون باشم و دست از خودخواهی برداریم.به امید آن روز که قلب تمام ایرانیان فقط برای پیشرفت ایران بتپد.
افای معتمد
با تشکر از گزارش شما
شب دوم صدای بچه ها اونقدر زیاد نبود البته من که اصلا چیزی نشنیدم.چیزی که خیلی خیلی آزار دهنده بود صدای موبالهایی بود که هر از چند گاهی در ست حسابی فاتحه می خوند به حس و حال ادم.
ولی خدا وکیلی بودن در این کنسرت و شنیدن صدای همایون عزیز و اون “هوای گریه” که ادم رو می برد به ملکوت
مثل خواب بود!!!!!!!!!
یک سوال داشتم : شب دوم چند نفر اومده بودند ؟
شب اول چند نفر ؟
تقریباً ۲۰۰۰ نفر
سلام دوست عزیز :
از اینکه هنوز سایت زیبایتان فعال است خوشحالیم . آرزوی شادکامی را برایتان داریم .سازتان به کوک باشدو به سوز، آوازتـــان خوشتر باشد از دیروز–
هنوزبه نام زیبای (آواز )در وبلاگ حقیرانه مان لینک هستید گرچه در دولتسرای شما جائی برای ما نیست
به خدا اگه کنیرت حمید عسکری و مثلا رضا یزدانی بود این مشکلات پیش می اومد………؟
مواقعا باعث تاسفه
از اونجا که ما دیدیم همین برق ( یا بهتره بگم برق آمپلی فایر لوازم صوتی )قطع نشده مردم قزوین ۷ دقیقه بی وقفه دست زدند و هیچ صدای بچه مچه اصلا نمیومد
صدای کودکان در حین اجرای برنامه گاهی شنیده میشد…