اسطوره های پیشین ، سایه ای بر هنرمندان امروز
از همه دوستداران و علاقمندان موسیقی و مراجعه کنندگان وبلاگ آواز درخواست میکنم این مطلب را با تامل بیشتری مطالعه کنند و حتما نظرات مرتبط و سازنده خود را در قسمت نظرها ارائه دهند تا به جمع بندی نهایی برسیم.
نوشتن مطلب حاضر که در ذهن دارم یکی از دشوارترین نوشته هایی است که تا کنون قصد نگارش آنرا داشته ام . از انتخاب عنوان مطلب گرفته ، تا جمله بندی ها و به خصوص رساندن مفهوم اصلی مورد نظرم که امر بر خوانندگان مشتبه نشود ، همگی حساس و مهم است. این نوشته را مدتها بود که می خواستم بنگارم ، تا اینکه نظر برخی خوانندگان در خصوص پست قبلی من که نگاهی کوتاه بود بر آلبوم آسمان ، بر مقایسه این اثر و دستان خرده گرفتند ، با عث تسریع در این امر شد .
مطلب را با ارائه یک خاطره آغاز میکنم . روزی در کلاس درس آواز وقتی صحبت از رجوع هنرجویان به آثاری در دستگاه شور گردید ، مدرس ، برخی از آثار قدما نظیر ،استاد قمرالملوک وزیری ، استاد بنان و استاد ادیب خوانساری را به عنوان منابعی خوب و زیبا ذکر کردند. بنده نیز عنوان کردم که آلبوم یاد ایام نیز مرجعی خوب در دستگاه شور است که با واکنش استاد رو به رو گردید. وی عنوان کرد چرا نباید به سرچشمه رجوع کرد؟ چرا نباید آثاری را گوش داد که پدید آورنده یاد ایام ، خود ، از آنها الهام گرفته است تا آنرا پدید آورد ؟ما باید به اصل کارها مراجعه کنیم. قدما چیزهایی داشته اند که باید آنها را مد نظر داشت و آموخت و….
این تفکر به طرز فزاینده ای در بین اهالی موسیقی وجود دارد و به نظرم یکی از مشکلات اساسی پیشرفت کند و عدم شکوفایی نسل حاضر در امر موسیقی و حتی میتوان به طور کلی گفت “هنر” است . مطلب اصلی من این است که ما میخواهیم تا ابد الدهر مراجع و منابع موسیقی خود را تغییر ندهیم ؟ آیا آن پیشرفتی که در دهه های گذشته حاصل شده است تا به نسل ما رسیده ، هیچ مرجعی نمیتواند برای رجوع ما باشد؟ شاید بتوان گفت اگر خیلی از هنرمندان قدیم از دنیا نرفته بودندو الان در بین ما بودند ، هیچگاه آثار آنها را به عنوان ماخذ ذکر نمیکردیم.اما چون الان نیستند و سالیان قبل از دنیا رفته اند میتوانند برای ما کلاس درس باشند. چرا که این امر را به وضوح میتوان در روش کار مدرسان موسیقی دید.
وقتی هنرمندان فعلی دهها بار و صدها بار به همین منابع قدیمی مراجعه کرده اند تا هنر خود را به شکل کنونی درآورده اند و حتی بسیاری از آنها کارهای آنها را تلفیق کرده و نو آوری هایی نموده اند چرا نباید از این تجارب و نو آوری ها استفاده کرد ؟ مثلا چرا باید برای بررسی و یادگیری دستگاه شور تنها به آثار بنان و تاج و غیره مراجعه کرد؟ امیدوارم مطلب اصلی من بر شما مشتبه نشود . زیرا در پستهای قبلی به کرات از تلاشها و سختی های قدما در امر موسیقی گفته ام . ولی شخصا معتقدم جوانان بسیاری در نسل حاضر با الهام از همین پیشینیان مدارج بالایی طی کرده اند که می تواند مرجعی خوب برای ما باشد . ولی کسر شان ما است که مثلا برای یادگیری به آثار قربانی یا نوازندگی تار جهانمانی و دهها هنرمند دیگر رجوع کنیم. زیرا اینان را در این درجه نمی بینیم که مدرس ما باشند .
نکته مهم دیگر اینکه وقتی آثار فعلی هنرمندان کنونی با عالیترین تکنولوژی ضبط گردیده است و صدا و کیفیت کار به قدری عالی است که میتوان تک تک تحریرها و غلت ها و مضرابها و سایر تکنیکهای هنرمند را شنید و از آن استفاده کرد ، چرا باید همیشه بر این اصرار داشت که باید به آواز ۵۰ سال گذشته فلانی که اصلا کیفیتی ندارد و نمیتوان به خوبی زوایای کار را گوش داد رجوع کرد . آیا صرفا بخاطر اینکه وی سرچشمه است؟! اگر ما تازه واردان به عرصه موسیقی را به این راه بکشانیم قطعا ره بجایی نخواهیم برد.
وقتی استاد شجریان دهها آلبوم برای هر دستگاه و آواز منتشر کرده است که همه آنها دارای کیفیت خوب و مناسبند آیا صرفا باید آواز ظلی و تاج دهه های دور را شنید و از آنها بهره برد؟ خوب همانها را شجریان گوش داده و تلفیق کرده و نو آوری انجام داده و رسیده است به مقطع فعلی .. آیا نمیتوان از دریایی از تجارب وی استفاده کرد؟ مجددا عرض میکنم گوش سپردن به آثار گذشتگان لازم است. همانها که در این راه مرارتها کشیده اند . اما نباید همه موسیقی ما آنها باشند. جایگاه فعلی موسیقی پس چه می شود ؟
چرا نباید از آواز و صدای علیرضا قربانی ، علی جهاندار ، حمیدرضا نوربخش ، سالار عقیلی ، و بسیاری دیگر که حتی گمنام تر و ناشناس تر از اینان و البته بسیار پراستعداد و کوشا و توانا هستند استفاده کرد ؟
در عرصه نوازندگی نیز وضعیت به همین منوال است . باز هم بحثی بر سر این نیست که نوازندگان گذشته توانا و خوب مینواخته اند. اما همچنان این سوال مطرح است که آیا منابع ما نیز در این وادی حتما باید آثار سالیان بسیار دوری باشد که کیفیت چندانی نداشته اند و نمیتوان به خوبی مضرابها و تکنیکها و غیره را شنید. اگر شما بخواهید جوانان فعلی را جذب موسیقی اصیل بکنید ، اگر آثاری را که ذکر آن رفت و دارای روح شنیداری و کیفیت چندانی نیستند ، برای وی بگذارید ، قطعا لذتی نخواهد برد و دنیای جاز و رپ و دیجیتال او را با خود خواهد برد.
اگر گریزی کوتاه از وادی موسیقی به خوشنویسی بزنیم ، با توجه به اینکه بنده در عرصه خوشنویسی نیز علاقمند هستم ، همین مشکل آنجا نیز هست. اساتید نظیر کلهر و میرخانی ها و میرزا رضای اصفهانی زحمات زیادی برای خط نستعلیق کشیده اند ، اما به وضوح آثار فعلی بسیاری از خوشنویسان کنونی از آنها زیباتر است. نظیر جواد بختیاری ، کرمعلی شیرازی ، امیر فلسفی و … و حتی برخی که ناشناسند و خیلی ها آنها را نمی شناسند .
مثلا در عرصه تار یا سه تارنوازی ، جوانان بسیاری وجود دارند که به صرف جوانی و حتی صرف اینکه در قید حیاتند!! به حساب نمی آیند و ما باید برای یادگیری این ساز باید همچنان به آثار صد سال یا پنجاه سال قبل مراجعه کنیم. درحالیکه جوانانی هستند که می توان دهها بار به ساز آنها گوش داد و خیلی چیزها آموخت . سحاب تربتی یکی از نو آوران عرصه تنبک و دف نوازی است . نوید دهقان یکی از دهها نمونه کمانچه نوازی است که بی اندازه مسلط و زیبا مینوازد .علی خشتی نژاد تار نواز چیره دستی است و از این نمونه ها بسیارند. حتی اگر اینها خوب هم ننوازند ، پرداختن به این جوانان شکوفایی موسیقی را به دنبال خواهد داشت و چه از این بهتر .
بنده بارها به دوست و همکار گرامی ام ، جناب آقای معتمد گفته ام که در این وبلاگ سعی بر این باشد که هنرمندان جدید و خلاقان دهه حاضر بیشتر شناسانده شود. آثار اینان هم دارای ظرافتهای خوبی است و هم با استفاده از تجارب سالهای زیاد موسیقی ایران زمین به این افراد رسیده است .کیفت ضبط خوبی دارد و جوانان غیر علاقمند ممکن است در اثر شنیدن آنها مجذوب شوند . اما ایشان نیز طبق سبک و سیاق بسیاری از اهالی موسیقی اصیل ، بارها دانلودها و موسیقی متن وبلاگ هایی از بنان و قوامی دیگر گذشتگان داشته اند . این کار لازم است . ولی به نظرم بیشتر مردم تصنیف “تا بهار دلنشین” و یا “شبی که آواز ” را شنیده اند. چقدر میخواهیم فقط این تصنیفها را به گوش مردم برسانیم .چرا نباید تصانیف هنرمندان جدید را هم به مردم عرضه کرد؟ مگر در همین دستگاه متعالی اصفهان و یا همایون هنرمندان فعلی کم کار کرده اند؟ چرا تصانیف بسیار دلنشینی که علیرضا قربانی دراین دستگاه و در آلبوم فصل باران اجرا کرده اند را به گوش مردم نرسانیم که بسیاری از آنها حتی نام قربانی به گوششان نخورده است و ….
صرفاٌ پرداختن به هنرمندان بزرگ و شناخته شده ، هنر نیست. استاد شجریان را همه می شناسند . وی برترین و تاثیرگذارترین خواننده تاریخ موسیقی تاریخ ایران است. اما همین شجریان گفته است بهتر از من نیز در آینده خواهد آمد. اگر چنین نباشد ، موسیقی ملی ایران زیرسوال میرود. چرا که در این صورت موسیقی به انتهای خود رسیده است . اگر قرا باشد دستان شجریان ، نهایت چهارگاه باشد دیگر باید فاتحه این دستگاه را خواند. درحالیکه ابداٌ نباید چنین باشد . نگرش به آثار شجریان هم باید منطقی و بدور از احساس باشد. دستان یک اثر ارزنده در چهار گاه است. اما اگر ما احتمالا به صرف اسامی ، هر چهار گاه دیگری که تولید شود را قبول نکنیم صحیح نیست. به خصوص اگر اثری از جوانان باشد . آسمان کاری خوب و قابل قبول از شاگرد برتر استاد شجریان است که قطعا به تایید استاد رسیده است. اما دوستدارن موسیقی حتی حاضر نیستند در کنار این اثر نامی از دستان برده شود. چرا که فاصله را از زمین تا آسمان میدانند. درحالیکه اینگونه نیست. ما حتی برای آن چهارگاهی هم که هنوز تولید نشده!! وشاید ۵ سال دیگر بخواهد بازار بیاید ، ارزشی بهتر از دستان قایل نیستیم . همانطور که گفتم و در یکی از پستهای خیلی گذشته نیز اشاره داشته ام دستان اثری بسیار بسیار عالی است . شکی در آن نیست. اما چرا باید اینقدر متعصب بود که حتی نباید در بحث آلبوم آسمان اسمی از او بیاید. حال آنکه نوربخش به عنوان یکی از خوانندگان خلاق و برتر کشور به همراه سرپرستی ، که خود وی نقش موثری در دستان داشته و همچنین یکی از برترین نوازندگان سه تار تاریخ موسیقی ایران در پدید آمدن آن نقش داشته اند . سخن آخر اینکه پرداختن به نوازندگان ، اهنگسازان و خواندگان کنونی مغایر این اصل نیست که منابع اصلی موسیقی گذشتگان ما هستند .




سلام
مثه اینکه همه امروز اپ کردن
منم باید بدوام تا عقب نیوفتم
آخه تازه وبلاگ ساختم
وبلاگ متنوعی دارید
چندتا مطلب دزدیدم ایراد که نداره
خوشحال می شم به من سری بزنید
منتظر می مونم باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه وبلاگ منو تو پیوندات بزاری خوشحال می شم
سلام بر شما دوست عزیز
۱- بحث به نسبت نو و کمتر بررسی شده ای را پیش کشیده اید که جای تأمل دارد. در واقع همیشه این قضیه، به نوع دیگری در بین موسیقی دوستان و اهالی موسیقی مطرح بوده است.
۲- شک نکنید که به دور از هر گونه تعصبی، شجریان بارزترین جلوه ی موسیقی آوازی ایران است. شما اگر می خواهید آواز زیبا را یاد بگیرید، شجریان باید گوش کنید. کسی برای آواز فنی، به به و چه چه نمی گوید! آواز با پایه ی صرف ردیف، فقط برای سر کلاس خوب است، حال آن که تنوع و دلپذیری در آواز بین آوازخوانان قدیم و حال، تنها در بیان عده ی کم و خاصی وجود داشته است و دارد. این تنوع را شجریان در حد اعلای خود دارد. حال خودتان بگویید: زیبا شنیدن را دوست دارید یا صرف دو تا تحریر زدن و های و هوی بیهوده کردن؟ شما الفبای صرف را دوست دارید یا شعر حافظ و سعدی و مولانا را؟
۳- البته از کسانی نام برده اید که متأسفانه، مقلد صرف بوده اند و هستند و برای آنان در آئاز ایران، جایگاه خاصی، نمی توان متصور بود، هرچند به لحاظ قدرت و درک آوازی از هم ردیفان خود چند گام جلوتر هستند.
۴- با همه ی این اوصاف، جای تأسف است که بگوییم منبع در هر هنری و در هر رشته ای کم است، چه رسد به آواز!
موفق و مؤید باشید.
perfect! عالی بود !! البته شجریان زدکی هم همه ر ددیوونه مرده! من فکر کنم علت اصلیش حسادت باشه ! فکر کن یک استاد تار قدیمی ترجیح میده خودش رو شاگرد شهناز بدونه تا به قول خودش یه جوجه تار نوازی مثل جهان مانی!
Literary Session – سایت تخصصی شعر و ادبیات
Neemkat.Com
سلام.اگر شما آب را سرچشمه ننوشید حتما از پایین دست رود خواهید نوشید.کدام بهتر است ؟
ضمن اینکه فردی مثل آقای شجریان برداشت های ذهنی و احساس ذاتی خود را نیز با آنچه فراگرفته به گوش شنونده می رساند.به همین ترتیب برای قمر و ظلی و طاهرزاده نیز همین موضوع صدق می کند.
چیزی که مهم است خالص ترین آنها است .اگر ملاک شما یا من یا هر کس فراگیری شیوه طاهر زاده است چرا آنرا گوش نکنیم ؟
استاد شجریان زمانی که مرحوم رضوی سرستانی در قید بود همیشه می گفت که ردیف را از ایشان یاد بگیرد.
ما اگر بخواهیم یک ردیف آوازی درست حسابی گوش بدهیم از کجا قابل تهیه است ؟اصلا کسی ردیف آواز خوانده است ؟من که چندین سال است می خوانم هنوز نشینده ام به جیز ردیف محفلی استاد دوامی و یا ردیف پایه و مبتدی مرحوم کریمی چیز دیگری موجود باشد.
پس به نظر من اگر برای فراگیری به همان اندک آبی که از سرچشه مانده بسنده کرد و البته آواز های دیگر را هم شنید موفق تر خواهیم بود.
به این میگن مشکلات جهان سومی. تحجر در تفکر.
خوب میشیم یه روزی.نگران نباش دوست من.
به قول محسن نامجو ( شاااااااااااااااااید که آینده از آن ما )
اتفاقاً به نکتهی خوبی اشاره کردید. این موضوع سالها باعث عقب ماندن موسیقی و در نتیجه جدا شدن آن از تودهی مردم شده است. این موضوع را که باید از سرچشمه استفاده کرد همه قبول دارند امّا نکتهی مهمتر آن است که باید موسیقی را گام به گام جلو برد و به تعالی نزدیک کرد. به خصوص در مورد موسیقی آوازی که این سالها بسیار مهجور مانده است و گرنه تصنیفخوان خوب کم نداریم. نکته آنجاست که در شیوهی آوازخوانی، شبیهخوانی خیلی زیاد شده است یعنی بدون تعارف ادای شجریان را درآوردن (چه در فرم صدا و چه در نوع آواز) اصلاً مُد شده. این موضوع لطمه زننده از آن جاست که شاید همه از یک منبع استفاده میکنند.
اگر خوب خاطم باشد خود استاد شجریان، بزرگمرد عرصهی موسیقی ایران زمین، این نکته را در مورد همایون، پسرش، اینگونه بیان میداشت: همایون خودش میشود. من هم خودم شدم. من بنان و تاج و … نشدم. اگر قرار باشد همایون مثل من بشود کاری انجام ندادهاست او باید یک گام جلوتر باشد…
ضرورت استفاده از آثار قدما برای دقیق شنیدن آثار جدید و تشخیص سره از ناسره بر کسی پوشیده نیست. لیکن این آثار جدید است که میتواند موسیقی را به جلو راهبری کند. آثاری دقیق، مطابق با معیارهای موسیقی ایرانی، درست و انسانی . و گرنه کسانی وارد وادی موسیقی میشوند که به جای آواز عربده میکشند، کوک سازهاشان را خارج میکنند و … . آقایان وزارت ارشاد هم حمایت میکنند و اسمش را هم میگذارند موسیقی ایرانی!
موفق باشید
از بودن شجریان ناراحت نباشیم
سلام دوست عزیزم
مطلب به جایی بود.
استاد آوازی داشتم که می گفت برای شنیدن موسیقی و آواز هیچوقت بر روی یک خواننده تمرکز نکنید و جامع نگاه کنید و بشنوید. شما برای یادگیری آواز ماهور بعد از یادگیری ردیف اگر از چند خواننده ماهور را نشنوید فکر می کنید تنها یک الگو برای اجرای آن موجود است و همان را عینا اجرا خواهید کرد اما اگر از چندین مرجع تغذیه کنید حتما به یک برداشت آزادتر و بهتر می رسید.
یک علت برای رجوع به آثار گذشتگان تمرکز و دقت ایشان روی آواز و ردیف بوده که استاد شجریان هم در زمانه ما از همان دسته اند و بعضا آوازهای شهرام ناظری و علیرضا افتخاری در سالیان گذشته نیز به همین نحو….
اما در مورد برخی آثار امروزی متاسفانه شتابزدگی و یا عدم نوآوری باعث می شود تا کمتر به عنوان مرجع قرار گیرند.
یادم می آید در مورد همین اثر چهارگاه که البته من موفقیت اصلی آنرا مربوط به استاد مشکاتیان می دانم گفته شده بود که اکثر آثار چهارگاه که بعد از آن ساخته شد به نوعی برگرفته از همین اثر بود و کسی زحمت نوآوری را به خود نداده است. به هر حال برای فراگیری موسیقی باید در آثار همه پیشینیان چه دور و چه نزدیک تامل و دقت داشت…به قول معروف:
به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو.
یا حق.
۱- روح اصلی مطلب شما صحیح است. این سخن که ما باید فقط به “سرچشمه ها” نگاه کنیم، نه فقط در هنر موسیقی، بلکه در اصول علمی، اجتماعی، و فرهنگی نیز نادرست است. مجموعه ی داشته های بشریت تا امروز، حاصل تلاش همه ی اجزا و عناصر است و البته که وظیفه ی ماست که چیزی بر داشته هایی که از پیشینیان به ارث برده ایم بیفزاییم.
۲- گرچه مطلب شما هدف صحیحی دارد، اما مثالهای شما مصداق صحیحی نیستند. آواز نوربخش در آسمان کجا مصداق یک “چهارگاه بی نظیر” است؟ این اظهار نظر عجیبی است. نوربخش سال گذشته در “پنهان چو دل” واقعا بی نظیر بود. اما آسمان کاری است که اتفاقا بدون هیچ نوآوری از اصول ردیف (آنچنان که روحیه ی پیرنیاکان همین است) و کاملا مبتنی بر جملات پیش ساخته ی چهارگاه بنا شده است. دلیل ایکه شما خودتان در مطلب خودتان بارها از “شباهت” این چهارگاه به دیگر چهارگاه نالیده اید و شکایت کرده اید که “شاید هم چهارگاه همین است دیگر” به این خاطر است که پیرنیاکان صرفا ردیف را اجرا می کند. اما ردیف استادش شهنازی را (که روایت عمیق تری از ردیف آقاحسینقلی است)، نه ردیف میرزاعبداله را. همچنین قربانی کجا به نظر شما حتی به مرزهای هنری برخی اساتید دیگر نزدیک شده است؟ سالار عقیلی که مقلد کاملی است و در میان اهل آواز مشهور است که حتی حرکات سر و صورت شجریان را نیز تقلید می کند. همانطور که گفتم مثالهای شما (همانطور که جناب زارعی نیز به درستی اشاره کرده اند) مثالهای صحیحی نبوده اند و دلیل آن نیز فقط اشتباه شما نیست، بلکه باید اندیشید که اساسا چنین مثالهایی کم وجود دارند.
۳- شک نکنید که نیاز به برخی اصول و قوانین و برخی مراجع و قله ها در هر رشته ای لازم است. اگر بخواهیم هیچ نگاهی به هیچ مرجعی نکنیم، معلوم نیست آوازی که می خوانیم آخرکار چه از آب درآید. اما صحیح است که از مراجع نباید “تقلید” کرد. اما باید حتما مسیری را که آنها پیموده اند و درک آنها از موسیقی ایرانی را مدنظر داشت. این کار را باید برای این بکنیم که بتوانیم وظیفه ی خودمان را که “به روزآوری” و “بهبود” هنر است انجام دهیم. ما تا زمانی که قدما را نشناسیم نمی توانیم بهبود ایجاد کنیم. شجریان بارها گفته است که شاگردی خوب است که از خود من بهتر شود، اما استاد فرشچیان به زیبایی تصریح کرده اند که “برای جلو زدن از قدما باید اول به آن ها برسید تا بعد بتوانید جلو بزنید …”
قطعا نباید “تقلید” کرد. به خصوص باید “روزآوری” و تنظیم مجدد موسیقی با زیبایی شناسی زمانه و خواسته ی مردم زمانه را مدنظر داشت. قله ها دیگر نمی توانند و نباید که روزآوری کنند. آنها همین که عمر خود را صرف ایجاد یک “سبک” و یک “نگرش” جدید کرده اند کافی است. اکنون آنها اساتیدی هستند که سبک خود را ارائه می کنند. جوانان قطعا بدون تقلید اما با تحقیق و با شناخت و احترام، باید سعی کنند سبکی مناسب زمانه ی خود ایجاد کنند. نباید فکر کرد می توان بدون توجه به قدما، سبک جدیدی ایجاد کرد. نیوتن همیشه می گفت: “من بر شانه ی غول ها ایستاده ام. غول های پیش از خودم …” همیشه باید بر شانه ی غول ها ایستاد، وگرنه هیچ وقت بالا نمی رویم.
۴- و اما در مورد شجریان، این داستان دیگر دارد نخ نما می شود. خود شما بهتر از من می دانید که چه تعداد از افراد به خصوص در سالهای اخیر سعی کرده اند که بدون دیدن “شجریان” و در واقع با پریدن از روی او، سعی کنند کارهای بکنند که اصطلاحا نو باشد، و رنگ تقلید نداشته باشد. این کار بسیار خوب و ارزنده ای است و به حرکت رو به جلوی هنر کمک می کند، اما همیشه نتایج مثبت به بار نمی آورد. البته ما نیاز داریم که “شسکتها” و “انحرافات” را نیز ببینیم تا بتوانیم مسیر رو به جلو را صحیح ترسیم کنیم. مثال آقای افتخاری مثال دقیقی برای این بحث است. او تا جایی، با تقلید از مکتب اصفهان و استاد تاج، تکسوار میدان بود. سپس سبک و سیاق شجریان را (که شاگرد شجریان بود) پیاده کرد و حتی با مشکاتیان نیز کار کرد و محبوبیت بسیار به دست آورد (زیرا که توانایی فوق العاده ای داشت که سایر مقلدان نداشتند و صدای گرمش این نوید را می داد که به زودی استاد جدیدی ظهور خواهد کرد.) اما به ناگاه، تصمیم گرفت دیگر تقلید نکند و فقط پای بند ردیف نباشد و به اصطلاح معروف “نوآوری” نماید. نتیجه ی آن شد همین ده بیست آلبوم اخر ایشان که حتما دورادور شنیده اید. به نظر شما این یک تغییر مثبت برای موسیقی ما بود یا منفی؟ بله درست حدس زدید … همیشه باید در ابتدای کار از اساتید تقلید کرد. این در همان خطاطی نیز هست، نیست؟ اما این تقلید فقط تا جایی باید ادامه داشته باشد (که از اینجا صحبت شما کاملا صحیح است و باید مدنظر داشت). خود استاد شجریان نیز تا جایی مقلد بودند. حتی با شنیدن کارهای اولیه ی ایشان می توان دید که از سبک گلپا و سایر خوانندگان محبوب زمانه نیز تقلید می کردند. اما آواز امروز او در “فریاد” هیچ ربطی به هیچ قله ای ندارد، درست است؟ تقلید تا اواسط راه لازم است. از آنجاست که برخی که دارای هوش هنری و درک بالا و ذکاوت زیاد و احساس و ذوق لبریز هستند، به پختگی و کمال می رسند و راه جدیدی می گشایند، و آنها که اینطور نیستند در جا می زنند. به نظر شما اگر افتخاری همان مسیر را ادامه داده بود امروز من و شما با یک قله ی جدید مواجه نبودیم؟ که برای آلبومهایش سر و دست می شکستیم؟ به نظر من او حتما سبکی جدید ایجاد می کرد، که متاسفانه نکرد.
۵- باید بگویم در مورد نوازندگی ایراد شما کمتر وارد است. زیرا که قله هایی که امروزه جامعه خود را موظف به تقلید از آن ها می داند در حوزه ی نوازندگی، همگی زنده هستند. در نوازندگی امروز، هنرجویان به دنبال حسین علیزاده – محمدرضا لطفی – کیوان ساکت – پیرنیاکان – مشکاتیان – و خیلی های دیگر با سازهای دیگر هستند که زنده و در قید حیاتند. به خصوص با وجود استاد علیزاده و مشکاتیان و برخی افراد دیگر، نوآوری های بزرگ و قابل حس و تقدیری در این عرصه رخ داده است، موافق نیستید؟ کارهای جدید علیزاده در سرود گل، و هنچنین کارهای سال های اخیرش با شجریان، کجا شباهت به سنت موسیقی ما دارد؟ او مسیری جدید گشوده است (رجوع به نظر قبلی ام).
در پایان، دو نکته لازم است گفته شود.
اولا تکرار می کنم که با روح کلی و پیام اصلی نوشته ی شما موافق هستم و باید این روحیه ی تقلید “تا آخر زمان” از بین برود و هر کس جرات و جسارت نوآوری داشته باشد و مدام از این نترسد که اگر نوآوری کنم لابد مورد تمسخر و استهزا قرار می گیرم. همه باید حق نوآوری داشته باشند و سپس در مورد انها با انصاف و دقت قضاوت شود.
ثانیا از شما به خاطر طرح این مسئله ی ریشه ای و جسارت در بیان نظراتتان سپاسگزارم. امیدوارم که همواره نغمه های زیبای موسیقی ایرانی، درونتان را سیراب و آرام کند.
بعد از مدت ها که اینجا نظری نداده بودم به خود حق دادم که به جبران آن زمان، روده درازی کنم و صحبت را به درازا بکشانم. به خاطر این “زیاده گویی” عذر می خواهم.
با سلام و تشکر از همه دوستان عزیز که درباره این مطلب نظر داده اند . هر چند امیدوارم بودم به خاطر نوع و محتوای مطلب نظرات بیشتری داده شود.
۱- جناب حدادی ، خوشبختانه بیشتر دوستان اصل مطلب را تایید کرده اند و من همه آنچه در ذهنم بود را در مطلبم گفته ام. فکر میکنم پاراگرافهایی از نوشته را خوانده اید و نظر داده اید .امیدوارم یکبار دیگر با تامل بیشتری مطلب را بخوانید. قطعا نوشیدن آب از سرچشمه بهتر است. ولی کسی که آب را از سرچشمه نوشیده و سالها کار و تلاش کرده است ، به مرحله ای رسیده است که خودش سرچشمه باشد.ولی ما همیشه دنبال قدیمی ها هستیم و قبول نداریم که ممکن است روزی جدیدی ها هم سرچشمه شوند.
۲-جناب اخوین. بودن شجریان نعمتی است در تاریخ موسیقی ایران. نه تنها از بودن او ناراحت نیستیم که ذره ذره وجودمان مالامال از عشق اوست.
۳- جناب امیر دل آواز عزیز . اولا از اینکه بعد از مدتهای طولانی نظر داده اید ممنون هستم . امیدوارم همچنان از نظرات خود من را بهره مند سازید .و ضمنا یاهو مسنجر خود را هم فعال سازید که گفتگوهای گذشته را تداعی کنیم. یادتان باشد از جمله مراجعه کنندگان و حامیان اصلی دل آواز بوده ام.
…واینکه فرمودید مثالها صحیح نیستند باید به عرض شما برسانم که من میتوانستم مطلب را طوری بنویسم که کلی باشد و جای طرح هیچ مشکلی در آن نباشد. اما واقعا خواستم مثالهایی بیاورم که بارز باشد نخواستم مطلبی را مبهم بگویم و خلاص شوم. . برخی نامهایی آورده ام که خیلی جوان و کوشا هستند. قطعا اسم بردن از هر کسی میتوانست ایراداتی را به همراه بیاورد. خودم هم این را میدانستم. شاید اگر از اشخاصی غیر از آنچه که شما هم به آنها اشاره کرده اید نام می بردم ، کسانی دیگر طرح ایراد میکردند. ولی واقعا منظورتنها همین اشخاص نبودند . هرچند معتقدم برخی آثار همین افراد هم میتوانند در خور توجه و آموزش باشند. افراد بسیار دیگری نیز هستندکه میتوانند در زمره مثالها باشند . می توانند همانهایی باشند که مورد نظر شما و یا سایر افراد هستند.
۳- جناب زارعی گرامی . ممنون از نظر شما. در مورد صحبت انتهایی شما در چند سطر بالاتر نکته ای را متذکر شده ام
سلام



با توجه به آشنایی زیادی که بنده با جناب محمدخان دارم می دانم که ایشان یکی از علاقه مندان شدید استاد شجریان هستند. و اینکه بعضی از دوستان عزیز به ایشان خرده گرفته اند بابت مطالبی که در مورد استاد بیان نموده اند اشتباه است.
باید به اصل مطلب و به قول دوست عزیزمان جناب امیر(دل آواز) روح مطلب نوشته شده توسط جناب محمد خان توجه کنیم.
این مطلب که همیشه سرچشمه خیلی مهم تر است شکی نیست ولی زمانی امکان دارد که فردی بتواند به سرچشمه برسد و به او این حق را بدهیم که امکان نوآوری داشته باشد و بتواند استعدادهای خود را هرچه بیشتر بیان کند. تا کی می خواهیم تا فردی نوآوری در امر نوازندگی – خوانندگی و … انجام داد سریعا او را مواخذه کنیم و بگوییم فلان کار را از فلان استاد گوش کنید خیلی بهتر است.حال اینکه بعضی حتی وقت گوش دادن به آن کار را هم به خود نمی دهند.
باید این جسارت را بخود بدهیم که حداقل آن کار را گوش دهیم مطمئنن نکات مثبتی در کار خواهیم یافت. و این را کسرشان ندانیم که درباره کار نویی که انجام می شود منصافانه اظهار نظر کنیم و نکات مثبت کار را هم بگوییم و فقط به نکات منفی که در هر کاری ممکن است وجود داشته باشد اشاره نکنیم.
به دوستان خود نیز پیشنهاد می کنم همین کار نوربخش را گوش دهند و همچنین خیلی از خوانندگان دیگر مانند علیرضا قربانی (خوشنویس صدا)- سینا سرلک(راه و ماه) و…
بگذارید نسل جدید با این کارها نیز بیشتر آشنا شوند و علاقه مند و مجذوب موسیقی روح نواز ایرانی شود.
یاحق
با سلام
در صورتی که با تبادل لینک با سایت ما موافقید ما را با عنوان
دانلود نرم افزار – فیلم و صوت مذهبی
و با ادرس
http://avamehr.ir
لینک کرده و به ما اطلاع دهید تا ما هم شما را لینک کنیم
سلام و درود
نظرات دوستان رو خوندم و فکر نمیکنم که دیگه نیازی به نظر دادن این حقیر باشه ، امّا به جهت ادب چند خطی مینویسم.
ممنونم از مطلب خوبتون امّا در مورد مثالهایی که آوردید زیاد موافق نیستم.
شما بهتر از بنده می دونید که در هنر آواز و یا هر هنر دیگه ای ، تقلید برای شروع کار هنرجو لازم و ضروری هست ؛ امّا تقلید هم شرایطی دارد و تا جایی لازم است و بیشتر از آن ، خود یک آسیب است.
هنرجو برای فراگیری هنر مورد نظرش به تقلید از اساتید مورد علاقه اش می پردازد تا به تکنیک های آنها دست پیدا کند . امّا اگر بعد از مدّتی به شخصیت هنری مستقل دست نیابد و در مرحله ی تقلید بماند ، راه را اشتباه رفته و یا لااقل درجا زده است.
این امر در حال حاضر در جامعه ی هنری ما فراوان دیده می شود.
خوانندگان زیادی هستند که با وجود سالهای زیادی که مشغول به فعالیت هستند ، هنوز هم تقلید می کنند و به استقلال هنری نرسیده اند و در حقیقت نتوانسته اند کاری نو عرضه کنند.
ادامه دارد …
… ادامه
امّا در مورد اینکه آیا باید از سرچشمه نوشید یا نه ؟ و اینکه آیا بهتر نیست از استادانی که خود برای دریافت اطلاعات فراوانی که در اختیار دارند خون دلهای زیادی خورده اند استفاده کنیم؟ باید خدمتتون عرض کنم که مثلا شما ساتاد شجریان رو فرمودین .
اینکه از هنر و اطلاعات این استاد گرامی استفاده نه تنها بد نیست ، اتفاقا خیلی هم خوب است. امّا باید به این نکته بسیار مهم هم توجه داشته باشیم که هر فردی جنس صدای مخصوص به خودش را دارد. یکی صدایش چپ کوک است ، یکی راست کوک. یکی صدایش پر حجم است ، یکی صدایش نرم و لطیف. یکی صدایش حماسه دارد ، یکی سوز. به نظر شما آیا می شود که همه ی این ها از یک استاد ( مثلا ً استاد شجریان ) تقلید کنند؟
مسلّماً نمی شود و هر هنرجویی باید به دنبال نزدیکترین صدا به صدای خودش برود و از او تقلید کند.
به طور مثال عرض میکنم :
اگر صدایش چپ کوک است ، استاد شجریان
اگر صدایش بم و لطیف است ، استاد بنان
اگر صدایش پر حجم است ، استاد ایرج
اگر صدایش حماسه دارد ، استاد تاج
اگر …
ضمن اینکه برای استاد شجریان احترام بسیار والای قائلم و احساس محبتی زاید الوصف نسبت به ایشان در وجودم هست ، امّا معتقدم که این به هیچ وجه درست نیست که همه بخواهند از ایشان تقلید کنند.
اگر چه استاد شجریان به لحاظ تکنیک آوازی در سطح بسیار بسیار بالای قرار دارند و بعد از انقلاب بهترین خواننده ی ایران بودند و هستند ، امّا جنس صدای هنر جو هم بسیار مهم است و نباید از آن غافل شد و نباید هر کسی با هر امکانات صدایی ، به تقلید از ایشان بپردازد.
امیدوارم طولانی شدن نوشتارم را به بزرگواری خود ببخشایید.
موفق باشید.
یاحق …

جناب زارعی
با سلام
مطالبتان آموزنده و جالب بود. اما کمی از حرف اصلی بنده دور شدید.صحبتهای شما کاملا متین. ولی در خصوص همین سخنان شما ، آیا در دوره معاصر (و کسی که در قید حیات باشد)کسی نیست که برای جنس صداهای مختلف بتواند مرجع باشد( ویا حداقل یکی از مراجع باشد) آیا تا ابد باید کسی که جنس صدایش بم و لطیف است به بنان مراجعه کند؟
باز هم ممنون از نظر شما
سلاسلام
پیروز باشید.
منهم با شما هم عقیده هستم
فکر کنم همه چیز رو گفتید
ولی چیزی که من به نظر می رسد این است که : به نظر من اثار جدید بسیار زیبا هستند مانند اثار قدیم به عنوان مثال دوستان را به گوش دادن البوم سیر اقای شعاری جلب می کنم . که هم سبکی جدیدی دارد و هم بسیار زیباست .
(البته به علت وقت کم نظرات دوستان را نخواندم) .
————————————————
وبلاگ عشق سه تار بروز شده است .
خوشحال می شوم سر بزنید.
به امید دیدار و نظرات شما دوست عزیز
خدانگهدار
جناب امیر دل آواز
اگر آلبوم آسمان اینقدر ضعیف باشد که شما می گویید ، پس استاد شجریان زیر سوال می رود. زیرا امکان ندارد نوربخش این اثر را از تایید او نگذرانده باشد؟!
*به “رضا حمیدی مقدم” … و دیگران:
چرا شما فکر می کنید که اگر کسی شاگرد استاد شجریان بوده است، حتما همه ی کارهایش را به تایید ایشان می رساند؟ مگر خود شما مرتب نمی گویید نباید تا ابد زیر سایه ی اساتید ماند و همیشه از آن ها تقلید کرد؟ محض اطلاع دوستان بگویم که اگر اینطور باشد الان استاد شجریان باید تک تک کارهای سالار عقیلی (که سعدی نامه که آخری هم بود بسیار ضعیف بود) و تک تک کارهای نوربخش و سرلک و … را یکی یکی بشنود و تایید کند و اجازه ی انتشار دهد. بنده اطلاع صحیح دارم که چنین چیزی مطلقا وجود ندارد و البته عقل و منطق هم همین را حکم می کند. اصلا چرا باید شجریان چنین کند؟ حتی خود همایون نیز در مصاحبه ی اولین آلبوم خود یعنی “نسیم وصل” گفت که قطعات را بی اجازه ی پدر و وقتی ایشان خارج از کشور بودند ضبط کرده است. همچنین آلبوم “نقش خیال” همایون که اصلا ربطی به سلیقه ی استاد ندارد و ترکیب گیتار و سازهای ایرانی نیز در آن هست؟
این ادعا نه با منطق، نه با تجربه، نه با اصول انسانی (مثل فوت کاسه گری استادی) جور در نمی آید و البته که شاهدان می گویند که اینطور هم نیست. مگر ندیدید بعد از خرابکاری نوربخش در مدیریت کنسرت استاد در کنسرت بعدی او را عوض کردند. اینطور نیست که استاد دیکتاتوری در حد رضاخان باشد.
در ضمن این طرز فکر با فکر “عدم تقلید” شما در تناقض است. مطمئن باشید چنین چیزی واقعیت بیرونی ندارد که اگر داشت هیچیک از شاگردان استاد هیچ اثر ضعیفی نباید تولید می کرد که متاسفانه ده ها اثر ضعیف از آن ها وجود دارد، ندارد؟
این طرز فکر را از خود دور کنید. با سپاس از حوصله ی شما
دوست مهربان و عزیز
وبلاگ همنوا با سوز “نی ” بروز شد.
با بررسی مفصل آلبوم “سوگواران خموش “
بخوانید و نظر خود را در باب آن بفرمایید
با ارادت
نویدی
سلام
اول متذکر میشوم من وقت خواندن نظرات دیگران را نداشتم
در مورد مطلب شما باید عرض کنم این برای من قابل تاسف است که ما از این طرف بام میافتیم یا از آن طرف . نمیدانم چرا فکر میکنیم اگر قمر و ظلی (که کیفیت صوتی آثارشان به زیر ۲۰ درصد کارهای امروزی میرسد ) باید تنها مرجم ما در ردیف و موسیقی هستند . اگر شجریان را یک ضبظ صوت خوب برای رساندن مطالب و آموزشهای آنان برای خود بدانیم میتوانیم شجریان را هم یک مرجع بدانیم . حال آنکه استاد شجریان با خلاقیت و کار کردن بر روی آثار قدما گامهای ارزنده ای در باب موسیقی و ردیف بوجود آوردند .
محمد عزیز ! به استاد خود بگویید یک مرجع برای مرکب خوانی از قدما مثال بزن . ایشان بخوبی میداند مرکب خوانی را استاد شجریان در موسیقی ایران ابداع کرد .
در مورد آقایان قربانی و عقیلی و دیر جوانان هم بگویم که این عزیزان فعلا در حال تجربه اندوزی هستند و هم اکنون در آزمون و خطا به سر میبرند . و امید وارم بتوانند روزی در ردیف و آواز مرجعی برای جوانان باشند .
با ارادت و سژاس از توجهتان
نویدی
نوشته ی شما نشون می ده بی سوادین دوست عزیز. یه جمله ی عالی نوشتین که ما تا کی باید این منابع رو بدون تغییر گوش بدیم و یاد بگیریم. آخه مگه منبع و منشا تغییر می کنه؟؟؟؟ مگه قراره کسی بیادو آواز ادیب و قمر یا سلمک و درآمد شور رو عوض کنه؟ روایت جدید خیلی دورتر از تغییر در منابعه. شما واقعا فرق بین قمر و تاج رو با شجریان درک نمی کنین؟ اصلا این دو تنها ربطشون اینه که هر سه اواز ایرانی ارائه می دن اما رجوع به شجریان کی ما رو از گوش دادن همیشگی آثار بنان و ادیب و قمر ولو با کیفیت افتضاح بی نیاز می کنه؟ اون نمونه هایی که به عنوان آوازه خوان های جدید نام بردین توی مجموع کاراشون تا همین امروز یک ساعت آواز ممت ندارن و صرفا تصنیف خوان های خوب یا متوسطی هستند. بدتر از اون نوازنده هایی که من واقعا تعجب می کنم!!! شما که این همه برای نوشتن این مطلب فکر کردین کاش به همون اندازه کار خوب گوش کنین و زیاد هم.. که شاید متوجه فرق بین تار حسین قلی ولو باعث درد آمدن پرده ی گوش تان بشه با علی خشتی نژاد بشین.. امید وارم آدم های کمی مثل شما فکر کنن… اما انگار این طور نیست.
باسلام- وقتی صحبت از استاد بنان می آید،دیگرفرقی نمی کند که آثاری مثل استاد شجریان ویاهراستاد دیگر را مبنا قراردهیم.
درحقیقت اساتیدی که “شنیدن” والهام گرفتن ازآثار قدما رابر امروزی ها ترجیح می دهند،منظورشان آثار دوره قاجار هست ،نه آثاری مثل بنان.بنان که شیوه اجرایش بیان موسیقی ایرانی به شیوه اروپائیست.(چند دلیل :پیانیزه بودن صدایش،استفاده ازفواصل موسیقائی اروپائی،استفاده ازسازهای اروپائی)اگراستادی آثار مثل بنان رابرای مرجع بودن براستاد شجریان ترجیح بدهد وبرای شاگردانش هم همین اصرار رابورزد به نظر بنده نشان ازآگاهی پائین وی دارد.وعادت اوبه این آثار رامی رساند.اگر قرارهست که اصالت شکسته شود،بهتر هست که درست وحسابی شکسته شود.بنابراین هنرمندان بااین تفکر آزادند اثر هرکسی راکه دوست دارند رامرجع یاسرچشمه خود قرار دهند.
تأکید اساتید واقعی براستفاده از آثاردوره قاجار به این دلیل است که :درآن دوره موسیقی ایرانی خالص تر بود و موسیقی دانها هرچقدرهم که ازغرب تأثیر پذیرفته بودند مثل درویش خان درجهت مثبت بود ومانند امروزی ها اصول موسیقی ایرانی را از بیخ وبن نمی کندند.حتی وقتی عامیانه هم می خواندند، تنها شعرش عامیانه بود و ملودی و فواصل وغیره همان موسیقی اصیل وسنتی بود.تعصب وعادت باعث عقب ماندگی می شود،ولی پرهیز و وسواس درانتخاب از روی علم وآگاهی به دور از سلیقه شخصی خوب است.حتی اگر پدر مرحوم من(اهل موسیقی نبود) من سنتور به شیوه امروزی میزد،بنده که این تفکر رادارم ،ازاوسنتورنوازی رایاد نمی گرفتم وترجیح می دادم شاگرد استاد مجید کیانی باشم.پس هر کس بگوید که این تفکر تعصب است ، سخت دراشتباه می باشد.اما آن نمونه که شما درمطلب خود ذکر کردید که آن استاد اینطورگفت،او از روی تعصب بوده است.
موفق باشید
ضمناً بنده لینک وفید آر اس اس وبلاگ شما رادروبلاگ ولینکباکس وتولبار موسیقی که ساخته ام قرار دادم.ولی شما لینک من رادرلینکباکستان قرار ندادید.این به این دلیل هست که هدف من معرفی فرهنگ موسیقی هست ، نه معرفی وبلاگ خودم.
من از هواداران پروپا قرصِ استاد شجریانم … بسی خرسند گشتیم که با وبلاگ زیبا و پرمحتوای شما آشنا گردیدیم … موفق باشید …
سلام
با دو کار زیبا از استاد شجریان و استاد ایرج در خدمت شما دوستان عزیز هستم.
یاحق
http://santormahdi.blogfa.com/
نسخه جدید این نرم افزار با تغیرات بسیار زیاد در حال آماده شدن می باشد چنانچه شما خواهان دریافت این نرم افزار به محض آماده شدن هستید در خبرنامه وبلاگ عضو شوید. با تشکر فرشاد ناصری فر
سلام.در مورد سینا سرلک هم بنویسید
می خواستند حاج قربان و اسپندار نشوند!
اشاره ی تاریخی: خداوندا! هر که را خواهی براندازی، با درویشان دراندازی…
با تشکر فراوان
به نظر من کاملا درست فرمودید
واکنش نشان دادن در مورد شجریان و اینکه بگیم باید به عقب تر نگاه اعتراف به در جا زدن موسیقی ایران و حتی پسرفت اونه
شاید خوب پیشرفت نکردیم ولی در جا هم نزدیم زدیم؟
سلام
مطلب قابل تاملیست.
اما متاسفانه برخی فقط تا هنر مندی در یکی دو کار خود خطا می کند آن را دستاویزی قرار می دهند تا تمام کار یک هنر مند را زیر سوال ببرند ودرپی فرصتی هستند تا بی احترامی خود را با کمال بی ادبی ابراز کنند.
در جواب امیر آقا هم عرض می کنم که جناب افتخاری تا جاییکه در حد توانشان بوده به موسیقی این سرزمین خدمت نمودند ودر جا نزدند .خواهشا فکر غلط خودتون را اصلاح بفرمایید.
با تشکر
درود
حرف حق جواب ندارد…
کلیت فرمایشات جنابعالی متین است. اما..
دوستان باید به این نکته توجه داشته باشند که کار موسیقی کار حال و عشق است. سلیقه نقش تاثیر گذاری در ایجاد ارتباط دارد.
در اینکه علیرضا قربانی یا همایون یا …. خوب می خوانند حرفی نیست. شاید ما گزینه ی برتری مثل استاد شجریان داشته باشیم که در قله های رفیع آوازی باشند. اما این دلیل بر این نیست که دیگران نمی توانند به این قله ی رفیع برسند.
توجه به آثار همه ی بزرگواران جایز و نیکوست. به هر حال هر هنرمند از خلق هر اثر دلایل خاص و مشخصی دارد که با توجه به آثارش می توان به عناصر وجودی اش پی برد.
درست است که کرمعلی شیرازی ، شیخ محمدی ، جواد بختیاری و … در زیبا نگاشتن نستعلیق به پای حضرت استاد غلامحسین امیرخانی نمی رسند اما کار هر یک در جای خود قابل بحث و گفتگو است.
با تشکر
هو
۱٫ با سپاس از دوست عزیز که چنین موضوعی را با متنی کامل ، روان و رسا به پیش چشمان دوستداران آورد . در موسیقی می توان نکته ای ریز را حتی از یک جوان تازه کار یاد گرفت زیرا طریقه گنجایشش ساده و روان است . متاسفانه استادانی هستند که تعصب خاصی به قدیم و هیچگونه اعتماد و بهایی به جوانان نمی دهند و همین است که موسیقی قدری در جا می زند . شما مثالی از خوشنیسی زده اید ، من خوشنویسی کار میکنم و دارای مدرک نیز هستم و آن را مکمل موسیقی می دانم و شعر نیز بیش از آن ، این سند حرفی ست که می گویم : بنده تمام استادان انجمن خوشنویسان را می شناسم بزرگی از بزرگان چنان روحیه ای حودخواه و سخت دارد که همه معلوماتش را در اختیار هنر جو نمی گذارد ولی انصافا بعضی از استادان مطالب روز خود را به هنر جو روان می کنند که خوشنویسی قدری چند گسترش یابد و موسیقی نیز چنین است ، اگر استادانی چون محمد رضا شجریان همه چیز را در اختیار شاگردانش قرار ندهد نه تنها هیچ دستانی دیگر کار نمی شود بلکه شجریانی دیگر متولد نمی شود و موسیقی در حالت سکون می ماند .
۲٫ و اما شجریان : شجریان به عنوان خسرو آواز ایران توانست بیش از تمام آواز خوانان دیگر افتخار بیاورد ، این را بدانید این ردیفهایی که من از شجریان در اختیار دارم حاصل تحقیقات و عمر گرانبهای این استاد است و با جدیت من میگویم حتی کامل ترین و پخته ترین و ارزنده ترین ردیفهاست که وجود دارد زیرا استاد توانست به راست پنجگاه در جشن هنر شیراز دوباره جان ببخشد و انصافا لطفی و فرهنگفر کاری زیبا انجام دادند . دوست ندارم حتی این فکر را کنم اما باید دانست زمانی که استاد از دنیا برود حتی همین صدا و سیما که مشکلی دارد حیفش از زبان جاری می شود و ردیفهای شجریان منبا همین استادانی می شود که با کارهای او به عنوان منبا هنرجویان قول ندارد . اگر شجریان خوب نبود به آن استاد محمد رضا شجریان نمی گفتند .
۳٫ نامهایی را که به زبان ره بردید شاگردان استاد شجریان هستند و همین شاگردان اگر درس کامل و قلبی گرفته باشند می توانند چهارگاهی عرضه کنند که خسروی دیگر متولد شود . و میخواهم جسارت کنم و جواب امیر / دل آواز را بدهم ، شما یا اینکه متن را درست نخواندید یا هدایت شده اید . من با اینکه سن چندانی ندارم اما تجربه خبری دارم و فرق نوشته را می دانم ، همین سالار برای موفقیت آینده باید الگو برداری کند و چه کسی بهتر از استاد شجریان سراع دارید که این گونه باشد و مطمئن باشید همین سالار اگر زمانه اجازه ای بدهدش روزگای تا نام استادی می رسد . در حال حاضر دو قله در موسیقی سنتی است که یکی قدری بلند تر است ، بلند تر استاد شجریان و آن یکی که دسته کمی از آن ندارد تنها بر سر تجربه ، استاد شهرام ناظری است و به نظر من سبک دیگری در موسیقی سنتی دنبال کردن نابودی و فراموشی شخصی و ببخشید از روی عقل نیست بلکه از روی خودخواهی برای معروف شدن است . سخن آخرم با آقا محمد است من حتی افراط بر شجریان دارم اما بر موسیقی نه و بسیار خوشحالم که این را مطرح کرده اید و شخن چرخاندید زیرا تعصب موسیقی در استادان با شاگرد موجب ضرر است برای شاگرد و همین تعصب ننگ است زیرا موسیقی باید دست به دست به نسل آینده برود . با سپاس محمد رضا دشتی ۰۹۱۶۹۴۲۱۲۴۹
سلام

با تشکر از شما که به من سر زدید و نظر خود را دادید.
به امید دوباره شما دوست عزیز .
خدانگهدار
سلام
هنوز ۴۰ نظر بالا را نخوانده ام که این نظر را می دهم (اما بعد از ثبت این نظرم، می خونمشون).
یادمه یه استاد ادبیات تو تلویزیون می گفت:
اگه یه شاعر تو گفتن شعری از شاعر دیگری الهام بگیره و اصطلاحا از اون تقلید بکنه، اگه شعری که گفته، بهتر باشه، اون شاعر مبدع به حساب میاد نه مقلد!
یعنی ما اون شاعر را ابداع کننده در نظر می گیریم و مثلا اون ایده و سبک را از آن او می دانیم. نمونش هم سعدی و حافظ و … که بسیار از شاعران گذشته ی خود الهام گرفته اند ولی ما اونها رو مقلد به حساب نمیاریم.
پس (در تایید حرف شما) صد در صد اگر کاری بهتر از دیگری بود، صرف نظر از تقدم زمانی، باید اثر بهتر را مرجع کار خود در نظر بگیریم.
بنابراین همان طور که برای غزل سرایی حافظ را بهترین مرجع می دانیم نه خواجوی کرمانی را (که حافظ بر اشعار او نظر داشته است)، باید در موسیقی هم آثار استاد شجریان را مد نظر داشت نه تاج اصفهانی را.
ممنون