تنها نابغه موسیقی ایران
من ۱۰ سال شاگرد استاد یاحقی بودم، البته شغلم موسیقی نیست . اما علاقه من به موسیقی فقط یاحقی و به خاطر یاحقی بود. وقتی ساز یاحقی را می شنیدم، دیگر چیزی نمی توانستم گوش کنم. او هم برای ما اشتراوس بود و هم پاگانینی.
وی تنها شاگرد استاد صبا بود که در نامه ای که خود به من نشان داده بود، تمام زیر و بم های ردیف موسیقی ایرانی و ویلون را آموخته بود. حتی صبا که رهبریش در ارکستر زبانزد بود وقتی یاحقی را می دید، ارکستر را به دست یاحقی می سپرد. می گفت: پرویز جان خودت رهبری کن !
وی ده هزار ساعت اثر چاپ شده دارد و ده هزار ساعت اثر سلو منتشر ناشده. حتی این یک سال اخیر که دستش دچار سانحه شده بود صد ساعت اثر تک نوازی ضبط کرده که بی نظیر است. در مراسم استاد یاحقی گفته شد که وی بعد از سانحه نتوانست کار انجام بدهد، در حالی که من خودم چیزی حدود ۱۰ ساعت از ایشان کار شنیده و دیدم.وی صد ساعت ردیف منتشر ناشده دارد که اگر عرضه شود، تمامی ردیف دانان باید ردیف را ببوسند و بگذارند کنار.
در این باره استاد صبا در نامه ای نوشته است:
پرویز تصدقت بشوم، تو و دایی عزیزم و عزیزت از نورچشمان من هستید. من که به غریبه دریغی نداشته ام به شما و دایی عزیزمان تمام جانم را می دهم. خود می دانی که من از شاگردان اساتید گذشته و جیره خوار آنان بوده. شاگردان کسانی چون میرزا عبدالله و برادر کوچک آقا حسینقلی و به ویژه درویش و … تمامی کسانی که ذره ای از ردیف دستی داشتند من آن را آموخته ام و به جرأت می گویم که من تمامی آن ظرایف را به تو تقدیم کردم و تو هم تمام آن را با نبوغ ذاتی خود تعلیم گرفته ای، اکنون می توانی تو این ردیف را تدریس و تکمیل نمایی.
قربانت صبا
از سال ۱۳۴۰ ابن نابغه موسیقی ردیف را تدریس کرد. و به قول روزنامه نگار روزنامه شرق و همشهری تجویدی که از هر کسی چیزی می آموخت حتی از این نابغه که ۱۵ سال ازش بزرگتر بود، پیشش می آید و ردیف را می آموزد . یاحقی ۸ روایت ردیف می دانست که تنها ۷ روایت آن را ضبط کرد.
یک مورد دیگر در سخنرانی استاد شجریان این بود که وی نابغه موسیقی است درست است اما وی تنها نابغه بود. یک بار استاد شجریان گفته بود که وی از شهناز و حتی بدیعی درس گرفته است. یکبار استاد یاحقی به من گفت ببین چی می گه! گفتم چی ! گفت که اینجا را نگاه کن ؟ ببینی این آقا چی می گه! این آقا زمانی مستقیما شاگرد من بود و به من گفته بود که به کسی نگو که پیشت می آیم و درس ردیف می گیرم. من تعجب کردم، گفتم فردا می روم به روزنامه ها می گویم. عصبانی شد گفت: من یک چیز به تو گفتم و تو باید به همه بگی! این راز است و تو حق نداری تا زمانی که زنده هستم به کسی بگویی!
گنجینه ای در خانه استاد یاحقی شامل تک نوازی و گروه نوازی هست ( چیز حدود ۲۰ هزار ساعت) که اگر پخش شود موسیقی ما متحول می شود و جوانا از موسیقی پاپ و لوس آنجلسی به سمت موسیقی ایران می آیند. ضبط این آثار کار خودش بود، چون وی از سال ۱۳۳۵ در رادیو مسئولیت ضبط و حتی گویندگی و تهیه کنندگی هم داشت و از بهترین ناظران ضبط و ضبط کنندگان تاریخ موسیقی و رادیو است. نمونه این هنر وی را در نوار شعر خوانی دکتر برومند و نوازندگی فرزند وی میتوان دید.
نوشته فوق به قلم یکی از دوستداران موسیقی است که مایل بوده است معرفی نشود.




۱) جمله بندی های این متن غلط های بسیاری دارد ، گر چه همواره مضمون و محتوای یک متن دارای اهمیت است اما این همه غلط در جمله بندی و چیدمان کلمات باعث می شود انسان به دانش و تسلط نویسنده ی مطلب کاملا بدبین شود . برای نمونه :
پاگنینی نه …. پاگانینی !!!
وی دارای ده هزار ساعت اثر چاپ شده دارد !!!
وی دارای صد ساعت ردیف منتشر ناشده دارد !!!
آقا حسینقای نه … آقا حسینقلی !!!
زره ای نه … ذره ای !!!
تجویدی که از هر کسی چیزی می آموخت حتی از این نابغه که ۱۵ سال ازش بزرگتر بود، پیشش می آید و ردیف را می آموزد … این جمله از لحاظ معنایی و دستوری کاملا غلط است . چون وقتی تجویدی از هر کسی چیزی یاد می گرفته است چرا باید عجیب باشد که از یاحقی هم چیز یاد بگیرد ؟ احتمالا نویسنده می خواسته بنویسد : حتی تجودیدی که هر کسی از او چیزی می آموخت از این نابغه …
بسیار خوب این از اشکالات نگارشی و املایی که به هر حال ذهن با انصاف را به سمت و سویی خاص هدایت می کند . در ادامه سایر اشکالات این متن را که به ذهنم می رسد بیان می کنم .
۲ ) ادعاهای بزرگ !
برخی جملاتی که نویسنده بیان کرده است چنان ادعاهای بزرگ و رویایی هستند که جدا باید در بیان آن ها جانب احتیاط را رعایت کرد . چطور می شود کسی همینطور بدون ذکر هیچگونه دلیل این ادعاهای افسانه ای و بی حد و حصر را بکند . برای نمونه بخوانید :
×” اگر پخش شود موسیقی ما متحول می شود و جوانا از موسیقی پاپ و لوس آنجلسی به سمت موسیقی ایران می آیند. “
یعنی تمام مشکلات موسیقی ما با پخش این آثار مرحوم یاحقی حل است ؟؟؟ همه ی جوانان هم به سمت موسیقی ایرانی می آیند و همه چیز ختم به خیر می شود ؟ نویسنده واقعا از ذهنی ساده و سطحی نگر برخوردار بوده است گویی که یاحقی از سیاره ای دیگر آمده است . به هر حال یاحقی در اوج نبوغ هم که باشد بداهه می زده است و شور و دشتی می زده است و آواز و جواب آواز می زده است و جوانان ما کاملا از این چیزها بیزار هستند . اصلا بیزار هستند که تکنوازی و ساز تکی گوش کنند ، فرقی ندارد چه کسی زده باشد . از موسیقی بدون ریتم بیزار هستند حالا هر کسی بزند . این ادعاها باز هم ما را مجبور به قضاوت در مورد قدرت تجزیه و تحلیل نویسنده می کند .
× “گنجینه ای در خانه استاد یاحقی شامل تک نوازی و گروه نوازی هست ( چیز حدود ۲۰ هزار ساعت)”
بسیار جالب . ۲۰ هزار ساعت ؟؟؟ آیا نگارنده می داند این مقدار معادل چه قدر سی دی موسیقی است ؟ شاید تمرینات و دست و پنجه گرم کردن های استاد را هم جزو آثار دانسته است ؟ به هر حال اثبات این گونه ادعاها با خانواده ی مرحوم است . من نمی گویم این ادعا دروغ است اما چرا باید روی هوا یک حرف هایی بزنیم ؟ که چه ؟ مگر تعداد ساعات ملاک است ؟ شجریان در کل ۴۰۰۰ ساعت کار موسیقی دارد که کیفیت و اثرگذاری آن را همه می دانند .
ادامه ی ۲ ) ادعاهای بزرگ !
× ” یکبار استاد یاحقی به من گفت ببین چی می گه! گفتم چی ! گفت که اینجا را نگاه کن ؟ ببینی این آقا چی می گه! این آقا زمانی مستقیما شاگرد من بود و به من گفته بود که به کسی نگو که پیشت می آیم و درس ردیف می گیرم. “
این ادعا دیگر واقعا شنیدنی است . در مورد این طرز تفکر در موسیقی ایرانی در آینده در وبلاگم بیشتر خواهم نوشت . اولا که این ادعاهای روی هوا نه تنها ثابت کننده ی چیزی نیستند بلکه می توانند نگارنده را در مقابل اتهام قرار دهند . چه معنی می دهد اینطور ادعا کردن ؟ اصلا شما چه کسی هستید ؟ نامتان را بگویید تا خواهر و خانواده ی مرحوم یاحقی شما را تکذیب یا تایید کنند . چرا تحمل محبوبیت و تاثیرگذاری و نفوذ شجریان را ندارید ؟ حال شجریان شاگرد هر کس بود یا نبود ! در ادامه توضیح بیشتری می دهم .
نکته :
هیچ فکر کرده اید چرا همه تلاش می کنند ” شجریان ” را شاگرد کسی که دوستش دارند معرفی کنند ؟ و اثبات کنند که شجریان شاگرد فلانی و بهمانی بوده است ؟
این اتفاقا نشان از جایگاه استاد شجریان دارد . نشان می دهد که شجریان بر جایگاهی نشسته است که اگر کسی بتواند ثابت کند او شاگرد کسی بوده است ، این شاگرد برای استادش آبرو و احترام می آورد . جز این است ؟؟؟ در طول تاریخ تعداد شاگردانی که بتوانند برای استادشان آبرو و امتیاز بیاورند و از استاد خود جلو بزنند زیاد نبوده است . چرا هر کسی سعی دارد با دلایل واهی و بدون سند و مدرک ثابت کند که شجریان شاگرد فلان کس است ؟ دلیلش ساده است چون اگر بتواند این را در اذهان جا بیندازد ارج و ارزش آن کس را نیز در ذهن ها بالا می برد . زیرا شجریان در قلوب و اذهان نیز جایگاه ویژه ای دارد . محبوبیت او بین اهالی موسیقی از همین حضورهای ایشان در مراسم مختلف به روشنی پیداست . کافی است ایشان در جایی حاضر شوند تا کل مراسم تحت تاثیر قرار بگیرد !
در ادامه اشکالات دیگر این متن را خواهم گفت .
یکی از اشکالات این متن این است که به نام یاحقی ، ولی به کام تخریب شجریان نوشته شده است .
نویسنده ی متن این متن را ننوشته اند تا از مرحوم یاحقی یادی کرده باشند یا ارزش او را تبیین کنند بلکه نوشته اند تا نیروی فروخفته ی درونی خود را تخلیه کرده بر علیه شجریان مطالبی منتشر کند .
سوال اینجاست که چرا نویسنده ی متن تا این حد از شجریان کینه به دل دارد ؟ حال اینکه شجریان در حوزه ی آواز فعالیت می کند و مرحوم یاحقی نوازندگی و آهنگسازی و اساسا حوزه های کار این دو با هم متفاوت بوده است و شهرت یکی نمی تواند تاثیری بر شهرت یا عدم شهرت دیگری بگذرد ، چرا که یکی می خواند و دیگری می نوازد و علاقه مندان این دو رشته متفاوتند .
همچنین اشکال دیگر این است که نویسنده خیال کرده استاد شجریان اعلام کرده اند شاگرد شهناز و بدیعی بوده اند … خیر … ایشان گفته اند که با گوش کردن به ساز شهناز جمله بندی هایی را درک می کردند . برخی ظرافت های جملات را می آموختند . از لحن و طریقه ی بیان شهناز چیزهای زیادی یاد گرفته اند خصوصا در قرینه سازی ها … نگفتند که شاگرد مستقیم شهناز بوده اند که حالا این دوستمان میخواهد ثابت کند شاگرد یاحقی بوده اند . همچنین شجریان در مورد بدیعی اصلا در حد و اندازه ی شهناز صحبت نکرد . در یک جمله ی کوتاه گفته است که بدیعی نیز از سازش استفاده هایی کردم . همین ! این ها در مراسم بزرگداشت جلیل شهناز که چندین ماه پیش در تهران برگزار شد گفته شد و متن و فیلم مراسم موجود است می توانید رجوع کنید .
متاسفانه یکی از اشکالات اساسی که در روح ما ایرانیان هست و در موسیقی ما نیز حاکم است در این متن به چشم می خورد و آن مطلق نگری است . اینکه همه چیز در دست یک نفر خاص هست و اگر او مشتش را باز کند همه ی اسرار هویدا می شود و همه مشکلات رفع می شود .
اینکه بهترین ردیف ها و جملات نزد یک نفر است و اوست که اگر لب بگشاید ردیف را زیر و رو می کند و همه ی موسیقی دان ها باید کازه کوزه شان را جمع کنند ( جملات عینا جملات نویسنده ی مطلب است ) …
چنین تفکر دگم و مطلق نگری نه تنها سازنده نیست بلکه غلط است . یعنی چه که بهترین ردیف را فلانی می داند ؟ مگر موسیقی بهترین و بدترین داند ؟ معیار و محک موسیقی ، همانا احساس شنوندگان است و چه بسا ۱۰ انسان مختلف از تکنوازی ۱۰ استاد مختلف لذت ببرند . نمی شود گفت که یک استادی هست که اگر او تکنوازی کند همه ی شنوندگان لذت کافی و وافی می برند . این ها ناشی از نگاه متعصبانه و بی منطق و بسته ی ما ایرانی هاست که آفت تاریخی ما هم هست . صبا در آن نامه فقط تایید کرده است که همه ی آموخته هایش را به مرحوم یاحقی منتقل کرده است که بسیار هم ارزشمند است . اما ننوشته است که این آموخته ها بهترین ردیف هستند و کاملترین چیز ممکن را من به تو دادم و تو حافظ و وارث با ارزش ترین بخش موسیقی ایرانی !!!!
دل آواز ضمن نوشته هایش بسیار کوشیده است تا این طرز نگاه را عوض کند اما متاسفانه روح تاریخی حاکم بر مزاج ما ایرانیان سخت عوض می شود . چرا ما اصلا برای هیچ ادعایی دلیل نمی خواهیم ؟ مدرک نمی خواهیم ؟ بالاخره شما باید به یک چیزی استناد کنید و آن جا که مدرکی وجود ندارد سکوت کنید . استاد شجریان حرف هایشان را بارها زده اند و در کتاب هایی مثل راز مانا و سروش مردم چاپ شده و قابل استناد است . چرا البته شما یک راهی دارید و آن اینکه بگویید مثلا تمام حرف های ایشان دروغ است که خوب اسناد من را زیر سوال برده اید اما خودتان هم سندی ارائه نداده اید .
در مورد اینکه گفتید ایشان شاگرد من بود و از من آموخت و من عرض کردم که ادعای بزرگی است یک مثالی هم بزنم … زمانی استاد لطفی ادعا کردند که این آقای کلهر شاگرد من بود و ردیف ها را از من آموخت . که آقای کلهر شدیدا تکذیب کردند . بعدها در صحبت هایی که دوستان داشتند معلوم شد که آقای کلهر طی یه ملاقات مثلا ۵ دقیقه ای که با لطفی داشته اند و ایشان ساز زده است بالاخره چهار تا گوشه از ساز ایشان شنیده اند . اما این قصه کجا و آن ادعای شاگردی پیش من و آموزش ردیف کجا …
متاسفانه راه ادعا و بیان صحبت در ایران باز است . علی الخصوص که شما نام نویسنده را نیز ذکر نکرده اید و راه هر گونه تحقیق و بررسی مسدود شده است .
در پایان :
ذکر این نکته الزامی است که بنده احترام و ارزش وصف نشدنی برای مرحوم یاحقی قائل بوده ام و هستم … و نوشتن این سطور اصلا به معنای این نیست که این استاد بزرگ را نکوهش کنم . بلکه قصدم روشنگری در مورد نوشته های ناشناسی بود که هدفش از نوشتن در نهایت معلوم نشد که چه بود ! تمجید یاحقی ؟ یا تخریب شجریان ؟
و نکته ی دیگر اینکه متاسفانه وقتی استاد شجریان با نهایت تواضع و قدرشناسی نسبت به پیشکسوتان در مراسم استاد یاحقی حضور می یابد و بهترین و سوزناک ترین سخنان را ایشان بیان می کند و جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد و از یاحقی به عنوان نابغه ی موسیقی ما یاد می کند ، این رفتار شما چه توجیهی دارد ؟
در حالی که گلپا که دوست همیشگی یاحقی بود در مراسم حضور نداشت ( و البته بعدا ذکر کردند که سرما خورده بودند ) و ایرج کسی که آن همه با ویولن یاحقی برنامه ضبط کرده بود نتوانست پشت میکروفن چیزی که درخور یاحقی باشد بگوید و انتظار جمعیت را برآورده کند ، و در این میان نقل محفل دوستداران یاحقی و تیتر خبرگزاری ها و روزنامه ها تنها همان جمله ی استاد شجریان بود که : ” یاحقی نابغه ی موسیقی ما بود ” … این رفتار ناجوانمردانه چه توجیهی دارد ؟
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی / وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند (حافظ)
آقا به نظر من این مطلب رو پاک کنی بهتره. سر تا پا تمسخره و اراجیف. چرا یکبار مرور نکردی بعد منتشر کنی ؟! پر از غلط املایی است …
ببخشید ها . شما وبلاگ خوبی دارید اما آیا بهتر نیست که فقط مطالب دست نوشته خودتان را در اینجا بیاورید؟ تا هم نقد شود و هم این که پاسخ خودتان را دریافت کنید و همه با هم و از هم مطلب بیاموزیم.
این نوشته نیز مثل شاهکار آقای عباس آذر ( نقد کنسرت سه نوازی همدان) پر از ادعاها و حرفهای عجیب و غریب بود.
نکنه این آقا همون عباس آذره که ۱۰ سال هم پیش استاد یاحقی بوده !؟
الحمدلله کسانی دارند پیدا میشن که در آینده جای فریدونی و دیهیمی را پر کنند.
واقعا جالب است که پس از مطالعه ی کامنت من ، تیغ جراحی در دست گرفتید و فعل و فاعل ها را پس و پیش کردید و تمام غلط ها را البته به جز جمله بندی مربوط به تجویدی اصلاح فرمودید …
امیدوارم این کار را به قصد خیر کرده باشید و نه اینکه نوشته های من را بی ارزش و غلط جلوه دهید . چرا که من در اولین لحظات انتشار این مطلب آن را خواندم و تمام غلط ها را ملاحظه کردم و نوشتم .
رسم بر این است که شما کامنتی درج کنید که نشان دهد بعد از مطالعه ی نظر من غلط ها را رفع و رجوع کرده اید ، به این صورت شما عمل کردید این شائبه به وجود می آید که گویی بنده نابینا هستم ! و چیزهایی که گفته ام هرگز در متن وجود نداشته است !
البته این جراحی شما هیچ تاثیری بر ارزش این نوشته ندارد . چرا که آن همه ایراد که غیر از اغلاط املایی نوشته بودم همچنان پا بر جا هستند ، و متاسفانه من نمی توانم نظر کسی که آن همه اشکال در متنش هست و بود قبول کنم ! گر چه شما درستش کرده اید و همه چیز را سر و سامان داده اید ! ولی محتوا هنوز آن اشکالات را دارد …
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند … یا رب چه قدر فاصله ی دست و زبان است !
آقای کرمی نور امیدوارم شما توصیه های خودتان را در مورد اخلاق ! که همیشه به بنده می کردید زیر پا نگذارید . از شما انتشار این مطلب بی دلیل و سند بعید بود . به هر حال کاری است که شده …
جناب آقای امیر سپهر نوربخش (دل آواز)
با سپاس از حضور و ابراز نظرات لازم است موارد زیر را ذکر کنم:
۱-به نظر می آید آنچه که نوشته اید متاثر از صحبتهای اخیر بنده با شماست و تذکر اخلاقی حضرتعالی به من ارتباطی با پست گذاشته شده ندارد . هر چند همگی نیازمند رویکرد به اخلاق نیکو هستیم.
۲-جنابعالی به ندرت نظر میدهید ولی هر گاه مطلبی مورد علاقه شما نباشد و یا مواردی انتقادی و از این نوع درباره استاد شجریان ببینید وارد صحنه می شوید . شایسته است در خوبی و بدی باشید و همانگونه که مطالبی از این نوع را مورد هجمه شدید خودقرار میدهید ، نوشته های دیگری نیز بنگارید که فرموده اند “خیر الامور اوسطها”
۳-انتقاد شما و برخی دوستان در مورد وجود اشکالات املایی و نگارشی وارد است و بنده از همه علاقمندان و مراجعه کنندگان به وبلاگ آواز از این بابت عذرخواهی میکنم . ولی مسئولیت مطالب محتوایی و فنی بر عهده نویسنده است و همه نظر دهندگان میتوانند ابراز مخالفت و یا موافقت کنند. با توجه به اینکه این وبلاگ مطلب مورد نظر را به عنوان ایده و نگرش یکی از علاقمندان موسیقی منتشر کرده است ، لزوما نوشته های نویسنده مورد تائید بنده نیست .
۴-بنده بر سر دوراهی مانده ام از اینکه آیا با تذکرات صحیح شما و بقیه ، باید ایرادات املایی را رفع میکردم یا نه؟ آیا واقعا حمله شدید شما در کامنت آخر که شائبه نابینا بودن را نسبت داده اید و رفع ایرادات را به تیغ جراحی تشبیه کرده اید و …. از سر انصاف است؟آیا در وبلاگهای دیگر غلط املایی نیست؟ بنده باز دیگر تذکر میدهم که ایرادات محتوایی به نویسنده ارتباط دارد.
۵-درپایان مجددا از شما و سایر دوستان به سبب مراجعه و درج نظرات خود سپاسگذاری میکنم .
آقای امیر ! وبلاگ دل آواز
شما همیشه کامنتهایی رو که نظرتونو تایید نمیکنه پاک میکنید
××× آقای محمد ، وبلاگ آواز …
اینکه من به ندرت نظر می دهم … اینکه در مقابل نظرات مخالف بسیار تند برخورد می کنم … اینکه من چه اخلاقی دارم ، هیچکدام دلیل نمی شود که آن همه اشکال که بر این متن گرفتم رفع شوند … هیچ کدام حتی براهین و دلایلی که ذکر کردم را سست نمی کنند … در هر صورتی بده ایرادات زیادی بر آن متن گرفتم که به قوت خود باقی هستند و طبق نکته ی شماره ی ۳ بنده هم آزاد هستم که نظر بدهم .
شما به جای اینکه به انتقادات من بپردازید ساده ترین راه را انتخاب کرده اید و عنوان ” هجمه ” بر آن همه حرف با دلیل و سند گزاردید و خود را آسوده کردید … اینکه بنده گفتم ادعاهای بزرگ شده است ولی دلیلی ندارد … اینکه در مورد صحبت های شجریان نکاتی بیان کردم … و جمله بندی ها … کجای این ها هجمه است برادر عزیز ؟؟
در ضمن اگر آن غلط های نگارشی و جمله بندی های غلط از طرف خود شخص نویسنده ی مطلب بود اصلا شما حق نداشتید آن ها را تصحیح کنید ، زیرا ما از راه همین ظواهر است که به میزان دانش و تسلط یک نفر پی می بریم . کسی که مرتبا مکث می کند و نمی تواند کلمات درستی پیدا کند و جملات غلط می گوید آیا می تواند ادعا کند که خطیب و سخنور توانایی است ؟؟؟ خیر … در این باره نیز بنده هجمه نکردم … بلکه دلیل ذکر کردم که این همه غلط نشان از معلومات و شخصیت نگارنده ی اصلی متن دارد … عرض من این بود .
بالاخره نظرتان در مورد انتقادهای بنده نگفته اید . آیا فقط همان انتقاد غلط املایی را دیدید ؟
سلام دوست عزیزم
به سایت من بیایین و مصاحبه دوم با استاد ناصر ملک مطیعی رو که در قسمت مصاحبه های ویژه زدم رو بخونین و نظرتون رو دربارش بدین
قربون تو
خدا نگهدار
محمد آقا
با این امیر دهن به دهن نکن. او میخواهد این وبلاگ را مثل وبلاگ خودش محلی برای مناقشات بکند.
سلام
اگر می خواستی شجریان را خراب کنی جور دیگر این جور چرا ؟
رفتار شجریان در مراسم جای حرف و نقد دارد ….البته اما واقعا این حرفهای بدون سند …………. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بهتر است شما و هیچکس وارد حاشیه نشوی
آقای محترم این ایرادهای بنی اسراییلی دیگه چیه…مگه اینجا کلاسه و شما معلم املاو انشا که اینهمه پست رو به اینگونه مسایل اختصاص دادی غلط املایی و دستوری میگیری؟
فرموده بودید که:
جوانان “اصلا بیزار هستند که تکنوازی و ساز تکی گوش کنند ، فرقی ندارد چه کسی زده باشد . از موسیقی بدون ریتم بیزار هستند حالا هر کسی بزند . این ادعاها باز هم ما را مجبور به قضاوت در مورد قدرت تجزیه و تحلیل نویسنده می کند .”
کی گفته که جوانان از تکنوازی و موسیقی بدون ریتم بیزارند؟حالا هرکسی!!!؟بزند …یک سری به مراسم تشییع و ترحیم استاد میزدید بد نبود.با این اوضاع چه کسی در مورد قدرت تجزیه و تحلیل خود شما قضاوت کند!؟
جایگاه والای استاد شجریان مشخص است و قابل انکار هم نیست اما تفاوت استادانی چون تجویدی معروفی بدیعی خالدی یاحقی خرم ملک شهناز با استاد شجریان تفاوت زمین و آسمان است آنها استاد استاد شجریان هستند نه هم رده ایشان.
ضمنآ باید بدانید کار تکنوازان از خوانندگان که به مدد کلام فضا سازی می کنند بسیار مشکل تراست و هر مخاطبی هم آنقدر با استعداد نیست و توان ذهنی ندارد که با آثار بیکلام ارتباط شایسته و عمیق بر قرار کند.
ضمنآدوره آموزشی یک نوازنده و و یک خواننده هم قابل قیاس نیست یک نوازنده ابتدا چند سال را صرف یکی شدن با سازش کرده و سپس می تواند درگیر یادگیری ردیف شود ضمنآ ردیف سازی به مراتب حجیمتر و پیچیده تر از ردیف آوازیست.
از سوی دیگر این مشکل مملکت ماست که همیشه به خواننده توجه می شود نه به نوازنده و آهنگساز و همیشه به یک نوازنده سولیست به چشم نوکر پدر خواننده نگاه میشده و میشود حتی اگر در مقام استاد فلان خواننده باشد چه آنکه فقط! “جواب” آواز میدهد
دقیقآ به دلیل همین عادت غلط است که وقتی از بزرگی چون استاد یاحقی آنچنانی که درخور آنان است یاد می شود امثال شما چنین برافروخته میشوید.
در پایان باز هم به استاد شجریان ادای احترام میکنم و خداوند را شاهد می گیرم که به هیچ وجه قصد تخریب ایشان را ندارم چه آنکه خود را در چنین حدو اندازه ای نمی بینم…خدمات ایشان به فرهنگ وهنر این مرز و بوم اظهر من الشمس است ولی این مسآله نباید باعث شود که کورکورانه بر روی واقعیات خط بطلان کشیده و چهره شریف حقیقت را مخدوش کرده و ظالمانه بر مظلومیت افرادی چون زنده یاد استاد یاحقی بیافزاییم.
دوست گرامی کسی که با پرویز یاحقی و روحیاتش و رفتار اواخر عمرش اطلاع داشته باشد هرگز تمام این نوشته را نمیتواند باور کند.
بعضی از جملات غیر واقعی به نظر میرسد و خبر از فرد مطلعی باید گرفته شود تا در صفحه ی عمومی درج گردد . اطلاعات غلط لطمه به اذهان عمومییست بخصوص آنانکه که برای اولین بار قرارست با خبر شوند .
موید و شاد و سلامت باشید.
به نظر من امیر فقط نظرشو گفته که هنوز هم میبینم کسی نتونسته رو حرفش چیزی بگه.من از امیر دفاع نمیکنم ولی میخوام قضاوت کنید.هیچ کس نیومده بگه آقای امیر عزیز اینجای نوشته ات ایراد داشت.فقط همه میگن امیر بده بده.ای بابا اگه کسی حرف منطقی داره بسم الله.وگر نه خصومت های شخصی رو بگذارید کنار.جناب محمد/وبلاگ آواز.شما دیگه چرا.مگه خدای نکرده امیر در مورد تو نظر داده که اینقدر ناراحتی؟خوبه خودت هم از اشکالات نوشته با خبری. جانبداری بی مورد چرا؟دوستان من میگم اگر کسی هست که بتونه ایراد بنیادی از ادله امیر بگیره منتظریم.
با آرزوی موفقیت همه شما عزیزان.